Ash-Shu'araa( الشعراء)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Naser Makarem Shirazi(مکارم شیرازی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ طسم(1)
طسم‌(1)
تِلكَ ءايٰتُ الكِتٰبِ المُبينِ(2)
این آیات کتاب روشنگر است.(2)
لَعَلَّكَ بٰخِعٌ نَفسَكَ أَلّا يَكونوا مُؤمِنينَ(3)
گویی می‌خواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی بخاطر اینکه آنها ایمان نمی‌آورند!(3)
إِن نَشَأ نُنَزِّل عَلَيهِم مِنَ السَّماءِ ءايَةً فَظَلَّت أَعنٰقُهُم لَها خٰضِعينَ(4)
اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‌ای نازل می‌کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!(4)
وَما يَأتيهِم مِن ذِكرٍ مِنَ الرَّحمٰنِ مُحدَثٍ إِلّا كانوا عَنهُ مُعرِضينَ(5)
و هیچ ذکر تازه‌ای از سوی خداوند مهربان برای آنها نمی‌آید مگر اینکه از آن روی‌گردان می‌شوند!(5)
فَقَد كَذَّبوا فَسَيَأتيهِم أَنبٰؤُا۟ ما كانوا بِهِ يَستَهزِءونَ(6)
آنان تکذیب کردند؛ امّا بزودی اخبار (کیفر) آنچه را استهزا می‌کردند به آنان می‌رسد!(6)
أَوَلَم يَرَوا إِلَى الأَرضِ كَم أَنبَتنا فيها مِن كُلِّ زَوجٍ كَريمٍ(7)
آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان پرارزش در آن رویاندیم؟!(7)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(8)
در این، نشانه روشنی است (بر وجود خدا)؛ ولی بیشترشان هرگز مؤمن نبوده‌اند!(8)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(9)
و پروردگار تو عزیز و رحیم است!(9)
وَإِذ نادىٰ رَبُّكَ موسىٰ أَنِ ائتِ القَومَ الظّٰلِمينَ(10)
(به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت موسی را ندا داد که به سراغ قوم ستمگر برو...(10)
قَومَ فِرعَونَ ۚ أَلا يَتَّقونَ(11)
قوم فرعون، آیا آنان (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهیز نمی‌کنند؟!(11)
قالَ رَبِّ إِنّى أَخافُ أَن يُكَذِّبونِ(12)
(موسی) عرض کرد: «پروردگارا! از آن بیم دارم که مرا تکذیب کنند،(12)
وَيَضيقُ صَدرى وَلا يَنطَلِقُ لِسانى فَأَرسِل إِلىٰ هٰرونَ(13)
و سینه‌ام تنگ شود، و زبانم بقدر کافی گویا نیست؛ (برادرم) هارون را نیز رسالت ده (تا مرا یاری کند)!(13)
وَلَهُم عَلَىَّ ذَنبٌ فَأَخافُ أَن يَقتُلونِ(14)
و آنان (به اعتقاد خودشان) بر گردن من گناهی دارند؛ می‌ترسم مرا بکشند (و این رسالت به پایان نرسد)!(14)
قالَ كَلّا ۖ فَاذهَبا بِـٔايٰتِنا ۖ إِنّا مَعَكُم مُستَمِعونَ(15)
فرمود: «چنین نیست، (آنان کاری نمی‌توانند انجام دهند)! شما هر دو با آیات ما (برای هدایتشان) بروید؛ ما با شما هستیم و (سخنانتان را) می‌شنویم!(15)
فَأتِيا فِرعَونَ فَقولا إِنّا رَسولُ رَبِّ العٰلَمينَ(16)
به سراغ فرعون بروید و بگویید: ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم؛(16)
أَن أَرسِل مَعَنا بَنى إِسرٰءيلَ(17)
بنی اسرائیل را با ما بفرست!» (آنها به سراغ فرعون آمدند)؛(17)
قالَ أَلَم نُرَبِّكَ فينا وَليدًا وَلَبِثتَ فينا مِن عُمُرِكَ سِنينَ(18)
(فرعون) گفت: «آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سالهایی از زندگیت را در میان ما نبودی؟!(18)
وَفَعَلتَ فَعلَتَكَ الَّتى فَعَلتَ وَأَنتَ مِنَ الكٰفِرينَ(19)
و سرانجام، آن کارت را (که نمی‌بایست انجام دهی) انجام دادی (و یک نفر از ما را کشتی)، و تو از ناسپاسانی!»(19)
قالَ فَعَلتُها إِذًا وَأَنا۠ مِنَ الضّالّينَ(20)
(موسی) گفت: «من آن کار را انجام دادم در حالی که از بی‌خبران بودم!(20)
فَفَرَرتُ مِنكُم لَمّا خِفتُكُم فَوَهَبَ لى رَبّى حُكمًا وَجَعَلَنى مِنَ المُرسَلينَ(21)
پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم؛ و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد!(21)
وَتِلكَ نِعمَةٌ تَمُنُّها عَلَىَّ أَن عَبَّدتَ بَنى إِسرٰءيلَ(22)
آیا این منتّی است که تو بر من می‌گذاری که بنی اسرائیل را برده خود ساخته‌ای؟!»(22)
قالَ فِرعَونُ وَما رَبُّ العٰلَمينَ(23)
فرعون گفت: «پروردگار عالمیان چیست؟!»(23)
قالَ رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما ۖ إِن كُنتُم موقِنينَ(24)
(موسی) گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!».(24)
قالَ لِمَن حَولَهُ أَلا تَستَمِعونَ(25)
(فرعون) به اطرافیانش گفت: «آیا نمی‌شنوید (این مرد چه می‌گوید)؟!»(25)
قالَ رَبُّكُم وَرَبُّ ءابائِكُمُ الأَوَّلينَ(26)
(موسی) گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!»(26)
قالَ إِنَّ رَسولَكُمُ الَّذى أُرسِلَ إِلَيكُم لَمَجنونٌ(27)
(فرعون) گفت: «پیامبری که بسوی شما فرستاده شده مسلّماً دیوانه است!»(27)
قالَ رَبُّ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ وَما بَينَهُما ۖ إِن كُنتُم تَعقِلونَ(28)
(موسی) گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است می‌باشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می‌گرفتید!»(28)
قالَ لَئِنِ اتَّخَذتَ إِلٰهًا غَيرى لَأَجعَلَنَّكَ مِنَ المَسجونينَ(29)
(فرعون خشمگین شد و) گفت: «اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!»(29)
قالَ أَوَلَو جِئتُكَ بِشَيءٍ مُبينٍ(30)
(موسی) گفت: «حتّی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم (باز ایمان نمی‌آوری)؟!»(30)
قالَ فَأتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(31)
گفت: «اگر راست می‌گویی آن را بیاور!»(31)
فَأَلقىٰ عَصاهُ فَإِذا هِىَ ثُعبانٌ مُبينٌ(32)
در این هنگام موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛(32)
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِىَ بَيضاءُ لِلنّٰظِرينَ(33)
و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود.(33)
قالَ لِلمَلَإِ حَولَهُ إِنَّ هٰذا لَسٰحِرٌ عَليمٌ(34)
(فرعون) به گروهی که اطراف او بودند گفت: «این ساحر آگاه و ماهری است!(34)
يُريدُ أَن يُخرِجَكُم مِن أَرضِكُم بِسِحرِهِ فَماذا تَأمُرونَ(35)
او می‌خواهد با سحرش شما را از سرزمینتان بیرون کند! شما چه نظر می‌دهید؟»(35)
قالوا أَرجِه وَأَخاهُ وَابعَث فِى المَدائِنِ حٰشِرينَ(36)
گفتند: «او و برادرش را مهلت ده؛ و مأموران را برای بسیج به تمام شهرها اعزام کن،(36)
يَأتوكَ بِكُلِّ سَحّارٍ عَليمٍ(37)
تا هر ساحر ماهر و دانایی را نزد تو آورند!»(37)
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِميقٰتِ يَومٍ مَعلومٍ(38)
سرانجام ساحران برای وعده‌گاه روز معیّنی جمع‌آوری شدند.(38)
وَقيلَ لِلنّاسِ هَل أَنتُم مُجتَمِعونَ(39)
و به مردم گفته شد: «آیا شما نیز (در این صحنه) اجتماع می‌کنید...(39)
لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كانوا هُمُ الغٰلِبينَ(40)
تا اگر ساحران پیروز شوند، از آنان پیروی کنیم؟!»(40)
فَلَمّا جاءَ السَّحَرَةُ قالوا لِفِرعَونَ أَئِنَّ لَنا لَأَجرًا إِن كُنّا نَحنُ الغٰلِبينَ(41)
هنگامی که ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «آیا اگر ما پیروز شویم، پاداش مهمّی خواهیم داشت؟»(41)
قالَ نَعَم وَإِنَّكُم إِذًا لَمِنَ المُقَرَّبينَ(42)
گفت: «(آری،) و در آن صورت شما از مقرّبان خواهید بود!»(42)
قالَ لَهُم موسىٰ أَلقوا ما أَنتُم مُلقونَ(43)
(روز موعود فرا رسید و همگی جمع شدند؛) موسی به ساحران گفت: «آنچه را می‌خواهید بیفکنید، بیفکنید!»(43)
فَأَلقَوا حِبالَهُم وَعِصِيَّهُم وَقالوا بِعِزَّةِ فِرعَونَ إِنّا لَنَحنُ الغٰلِبونَ(44)
آنها طنابها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: «به عزّت فرعون، ما قطعاً پیروزیم!»(44)
فَأَلقىٰ موسىٰ عَصاهُ فَإِذا هِىَ تَلقَفُ ما يَأفِكونَ(45)
سپس موسی عصایش را افکند، ناگهان تمام وسایل دروغین آنها را بلعید!(45)
فَأُلقِىَ السَّحَرَةُ سٰجِدينَ(46)
فوراً همه ساحران به سجده افتادند.(46)
قالوا ءامَنّا بِرَبِّ العٰلَمينَ(47)
گفتند: «ما به پروردگار عالمیان ایمان آوردیم،(47)
رَبِّ موسىٰ وَهٰرونَ(48)
پروردگار موسی و هارون!»(48)
قالَ ءامَنتُم لَهُ قَبلَ أَن ءاذَنَ لَكُم ۖ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذى عَلَّمَكُمُ السِّحرَ فَلَسَوفَ تَعلَمونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيدِيَكُم وَأَرجُلَكُم مِن خِلٰفٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُم أَجمَعينَ(49)
(فرعون) گفت: «آیا پیش از اینکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟! مسلّماً او بزرگ و استاد شماست که به شما سحر آموخته (و این یک توطئه است)! امّا بزودی خواهید دانست! دستها و پاهای شما را بعکس یکدیگر قطع می‌کنم، و همه شما را به دار می‌آویزم!»(49)
قالوا لا ضَيرَ ۖ إِنّا إِلىٰ رَبِّنا مُنقَلِبونَ(50)
گفتند: «مهّم نیست، (هر کاری از دستت ساخته است بکن)! ما بسوی پروردگارمان بازمی‌گردیم!(50)
إِنّا نَطمَعُ أَن يَغفِرَ لَنا رَبُّنا خَطٰيٰنا أَن كُنّا أَوَّلَ المُؤمِنينَ(51)
ما امیدواریم که پروردگارمان خطاهای ما را ببخشد، چرا که ما نخستین ایمان‌آورندگان بودیم!»(51)
۞ وَأَوحَينا إِلىٰ موسىٰ أَن أَسرِ بِعِبادى إِنَّكُم مُتَّبَعونَ(52)
و به موسی وحی کردیم که شبانه بندگانم را (از مصر) کوچ ده، زیرا شما مورد تعقیب هستید!»(52)
فَأَرسَلَ فِرعَونُ فِى المَدائِنِ حٰشِرينَ(53)
فرعون (از این ماجرا آگاه شد و) مأموران بسیج نیرو را به شهرها فرستاد،(53)
إِنَّ هٰؤُلاءِ لَشِرذِمَةٌ قَليلونَ(54)
(و گفت:) اینها مسلّماً گروهی اندکند؛(54)
وَإِنَّهُم لَنا لَغائِظونَ(55)
و اینها ما را به خشم آورده‌اند؛(55)
وَإِنّا لَجَميعٌ حٰذِرونَ(56)
و ما همگی آماده پیکاریم!»(56)
فَأَخرَجنٰهُم مِن جَنّٰتٍ وَعُيونٍ(57)
(سرانجام فرعونیان مغلوب شدند،) و ما آنها را از باغها و چشمه‌ها بیرون راندیم،(57)
وَكُنوزٍ وَمَقامٍ كَريمٍ(58)
و از گنجها و قصرهای مجلّل!(58)
كَذٰلِكَ وَأَورَثنٰها بَنى إِسرٰءيلَ(59)
(آری،) اینچنین کردیم! و بنی اسرائیل را وارث آنها ساختیم!(59)
فَأَتبَعوهُم مُشرِقينَ(60)
آنان به تعقیب بنی اسرائیل پرداختند، و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسیدند.(60)
فَلَمّا تَرٰءَا الجَمعانِ قالَ أَصحٰبُ موسىٰ إِنّا لَمُدرَكونَ(61)
هنگامی که دو گروه یکدیگر را دیدند، یاران موسی گفتند: «ما در چنگال فرعونیان گرفتار شدیم!»(61)
قالَ كَلّا ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبّى سَيَهدينِ(62)
(موسی) گفت: «چنین نیست! یقیناً پروردگارم با من است، بزودی مرا هدایت خواهد کرد!»(62)
فَأَوحَينا إِلىٰ موسىٰ أَنِ اضرِب بِعَصاكَ البَحرَ ۖ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرقٍ كَالطَّودِ العَظيمِ(63)
و بدنبال آن به موسی وحی کردیم: «عصایت را به دریا بزن!» (عصایش را به دریا زد،) و دریا از هم شکافته شد، و هر بخشی همچون کوه عظیمی بود!(63)
وَأَزلَفنا ثَمَّ الءاخَرينَ(64)
و در آنجا دیگران [= لشکر فرعون‌] را نیز (به دریا) نزدیک ساختیم!(64)
وَأَنجَينا موسىٰ وَمَن مَعَهُ أَجمَعينَ(65)
و موسی و تمام کسانی را که با او بودند نجات دادیم!(65)
ثُمَّ أَغرَقنَا الءاخَرينَ(66)
سپس دیگران را غرق کردیم!(66)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(67)
در این جریان، نشانه روشنی است ولی بیشترشان ایمان نیاوردند! (چرا که طالب حق نبودند)(67)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(68)
و پروردگارت شکست‌ناپذیر و مهربان است!(68)
وَاتلُ عَلَيهِم نَبَأَ إِبرٰهيمَ(69)
و بر آنان خبر ابراهیم را بخوان،(69)
إِذ قالَ لِأَبيهِ وَقَومِهِ ما تَعبُدونَ(70)
هنگامی که به پدر و قومش گفت: «چه چیز را می‌پرستید؟!»(70)
قالوا نَعبُدُ أَصنامًا فَنَظَلُّ لَها عٰكِفينَ(71)
گفتند: «بتهایی را می‌پرستیم، و همه روز ملازم عبادت آنهاییم.»(71)
قالَ هَل يَسمَعونَكُم إِذ تَدعونَ(72)
گفت: «آیا هنگامی که آنها را می‌خوانید صدای شما را می‌شنوند؟!(72)
أَو يَنفَعونَكُم أَو يَضُرّونَ(73)
یا سود و زیانی به شما می‌رسانند؟!»(73)
قالوا بَل وَجَدنا ءاباءَنا كَذٰلِكَ يَفعَلونَ(74)
گفتند: «ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین می‌کنند.»(74)
قالَ أَفَرَءَيتُم ما كُنتُم تَعبُدونَ(75)
گفت: «آیا دیدید (این) چیزهایی را که پیوسته پرستش می‌کردید...(75)
أَنتُم وَءاباؤُكُمُ الأَقدَمونَ(76)
شما و پدران پیشین شما،(76)
فَإِنَّهُم عَدُوٌّ لى إِلّا رَبَّ العٰلَمينَ(77)
همه آنها دشمن من هستند (و من دشمن آنها)، مگر پروردگار عالمیان!(77)
الَّذى خَلَقَنى فَهُوَ يَهدينِ(78)
همان کسی که مرا آفرید، و پیوسته راهنمائیم می‌کند،(78)
وَالَّذى هُوَ يُطعِمُنى وَيَسقينِ(79)
و کسی که مرا غذا می‌دهد و سیراب می‌نماید،(79)
وَإِذا مَرِضتُ فَهُوَ يَشفينِ(80)
و هنگامی که بیمار شوم مرا شفا می‌دهد،(80)
وَالَّذى يُميتُنى ثُمَّ يُحيينِ(81)
و کسی که مرا می‌میراند و سپس زنده می‌کند،(81)
وَالَّذى أَطمَعُ أَن يَغفِرَ لى خَطيـَٔتى يَومَ الدّينِ(82)
و کسی که امید دارم گناهم را در روز جزا ببخشد!(82)
رَبِّ هَب لى حُكمًا وَأَلحِقنى بِالصّٰلِحينَ(83)
پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن!(83)
وَاجعَل لى لِسانَ صِدقٍ فِى الءاخِرينَ(84)
و برای من در میان امّتهای آینده، زبان صدق (و ذکر خیری) قرار ده!(84)
وَاجعَلنى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيمِ(85)
و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان!(85)
وَاغفِر لِأَبى إِنَّهُ كانَ مِنَ الضّالّينَ(86)
و پدرم [= عمویم‌] را بیامرز، که او از گمراهان بود!(86)
وَلا تُخزِنى يَومَ يُبعَثونَ(87)
و در آن روز که مردم برانگیخته می‌شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن!(87)
يَومَ لا يَنفَعُ مالٌ وَلا بَنونَ(88)
در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد،(88)
إِلّا مَن أَتَى اللَّهَ بِقَلبٍ سَليمٍ(89)
مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!»(89)
وَأُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقينَ(90)
(در آن روز،) بهشت برای پرهیزکاران نزدیک می‌شود،(90)
وَبُرِّزَتِ الجَحيمُ لِلغاوينَ(91)
و دوزخ برای گمراهان آشکار می‌گردد،(91)
وَقيلَ لَهُم أَينَ ما كُنتُم تَعبُدونَ(92)
و به آنان گفته می‌شود: «کجا هستند معبودانی که آنها را پرستش می‌کردید...(92)
مِن دونِ اللَّهِ هَل يَنصُرونَكُم أَو يَنتَصِرونَ(93)
معبودهایی غیر از خدا؟! آیا آنها شما را یاری می‌کنند، یا کسی به یاری آنها می‌آید؟!»(93)
فَكُبكِبوا فيها هُم وَالغاوۥنَ(94)
در آن هنگام همه آن معبودان با عابدان گمراه به دوزخ افکنده می‌شوند؛(94)
وَجُنودُ إِبليسَ أَجمَعونَ(95)
و همچنین همگی لشکریان ابلیس!(95)
قالوا وَهُم فيها يَختَصِمونَ(96)
آنها در آنجا در حالی که به مخاصمه برخاسته‌اند می‌گویند:(96)
تَاللَّهِ إِن كُنّا لَفى ضَلٰلٍ مُبينٍ(97)
«به خدا سوگند که ما در گمراهی آشکاری بودیم،(97)
إِذ نُسَوّيكُم بِرَبِّ العٰلَمينَ(98)
چون شما را با پروردگار عالمیان برابر می‌شمردیم!(98)
وَما أَضَلَّنا إِلَّا المُجرِمونَ(99)
امّا کسی جز مجرمان ما را گمراه نکرد!(99)
فَما لَنا مِن شٰفِعينَ(100)
(افسوس که امروز) شفاعت‌کنندگانی برای ما وجود ندارد،(100)
وَلا صَديقٍ حَميمٍ(101)
و نه دوست گرم و پرمحبّتی!(101)
فَلَو أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكونَ مِنَ المُؤمِنينَ(102)
ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازگردیم و از مؤمنان باشیم!»(102)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(103)
در این ماجرا، نشانه (و عبرتی) است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!(103)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(104)
و پروردگار تو عزیز و رحیم است!(104)
كَذَّبَت قَومُ نوحٍ المُرسَلينَ(105)
قوم نوح رسولان را تکذیب کردند،(105)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم نوحٌ أَلا تَتَّقونَ(106)
هنگامی که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!(106)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(107)
مسلّماً من برای شما پیامبری امین هستم!(107)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(108)
تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!(108)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(109)
من برای این دعوت، هیچ مزدی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!(109)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(110)
پس، تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!»(110)
۞ قالوا أَنُؤمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الأَرذَلونَ(111)
گفتند: «آیا ما به تو ایمان بیاوریم در حالی که افراد پست و بی‌ارزش از تو پیروی کرده‌اند؟!»(111)
قالَ وَما عِلمى بِما كانوا يَعمَلونَ(112)
(نوح) گفت: «من چه می‌دانم آنها چه کاری داشته‌اند!(112)
إِن حِسابُهُم إِلّا عَلىٰ رَبّى ۖ لَو تَشعُرونَ(113)
حساب آنها تنها با پروردگار من است اگر شما می‌فهمیدید!(113)
وَما أَنا۠ بِطارِدِ المُؤمِنينَ(114)
و من هرگز مؤمنان را طرد نخواهم کرد.(114)
إِن أَنا۠ إِلّا نَذيرٌ مُبينٌ(115)
من تنها انذارکننده‌ای آشکارم.»(115)
قالوا لَئِن لَم تَنتَهِ يٰنوحُ لَتَكونَنَّ مِنَ المَرجومينَ(116)
گفتند: «ای نوح! اگر (از حرفهایت) دست برنداری، سنگباران خواهی شد!»(116)
قالَ رَبِّ إِنَّ قَومى كَذَّبونِ(117)
گفت: «پروردگارا! قوم من، مرا تکذیب کردند!(117)
فَافتَح بَينى وَبَينَهُم فَتحًا وَنَجِّنى وَمَن مَعِىَ مِنَ المُؤمِنينَ(118)
اکنون میان من و آنها جدایی بیفکن؛ و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش!»(118)
فَأَنجَينٰهُ وَمَن مَعَهُ فِى الفُلكِ المَشحونِ(119)
ما، او و کسانی را که با او بودند، در آن کشتی که پر (از انسان و انواع حیوانات) بود، رهایی بخشیدیم!(119)
ثُمَّ أَغرَقنا بَعدُ الباقينَ(120)
سپس بقیه را غرق کردیم!(120)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(121)
در این ماجرا نشانه روشنی است؛ امّا بیشتر آنان مؤمن نبودند.(121)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(122)
و پروردگار تو عزیز و رحیم است.(122)
كَذَّبَت عادٌ المُرسَلينَ(123)
قوم عاد (نیز) رسولان (خدا) را تکذیب کردند،(123)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم هودٌ أَلا تَتَّقونَ(124)
هنگامی که برادرشان هود گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!(124)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(125)
مسلماً من برای شما پیامبری امین هستم.(125)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(126)
پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!(126)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(127)
من در برابر این دعوت، هیچ اجر و پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالمیان است.(127)
أَتَبنونَ بِكُلِّ ريعٍ ءايَةً تَعبَثونَ(128)
آیا شما بر هر مکان مرتفعی نشانه‌ای از روی هوا و هوس می‌سازید؟!(128)
وَتَتَّخِذونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُم تَخلُدونَ(129)
و قصرها و قلعه‌های زیبا و محکم بنا می‌کنید شاید در دنیا جاودانه بمانید؟!(129)
وَإِذا بَطَشتُم بَطَشتُم جَبّارينَ(130)
و هنگامی که کسی را مجازات می‌کنید همچون جبّاران کیفر می‌دهید!(130)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(131)
پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!(131)
وَاتَّقُوا الَّذى أَمَدَّكُم بِما تَعلَمونَ(132)
و از (نافرمانی) خدایی بپرهیزید که شما را به نعمتهایی که می‌دانید امداد کرده؛(132)
أَمَدَّكُم بِأَنعٰمٍ وَبَنينَ(133)
شما را به چهارپایان و نیز پسران (لایق و برومند) امداد فرموده؛(133)
وَجَنّٰتٍ وَعُيونٍ(134)
همچنین به باغها و چشمه‌ها!(134)
إِنّى أَخافُ عَلَيكُم عَذابَ يَومٍ عَظيمٍ(135)
(اگر کفران کنید،) من بر شما از عذاب روزی بزرگ می‌ترسم!»(135)
قالوا سَواءٌ عَلَينا أَوَعَظتَ أَم لَم تَكُن مِنَ الوٰعِظينَ(136)
آنها [= قوم عاد] گفتند: «برای ما تفاوت نمی‌کند، چه ما را انذار کنی یا نکنی؛ (بیهوده خود را خسته مکن)!(136)
إِن هٰذا إِلّا خُلُقُ الأَوَّلينَ(137)
این همان روش (و افسانه‌های) پیشینیان است!(137)
وَما نَحنُ بِمُعَذَّبينَ(138)
و ما هرگز مجازات نخواهیم شد!»(138)
فَكَذَّبوهُ فَأَهلَكنٰهُم ۗ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(139)
آنان هود را تکذیب کردند، ما هم نابودشان کردیم؛ و در این، آیت و نشانه‌ای است (برای آگاهان)؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!(139)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(140)
و پروردگار تو عزیز و رحیم است!(140)
كَذَّبَت ثَمودُ المُرسَلينَ(141)
قوم ثمود رسولان (خدا) را تکذیب کردند،(141)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم صٰلِحٌ أَلا تَتَّقونَ(142)
هنگامی که صالح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!(142)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(143)
من برای شما پیامبری امین هستم!(143)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(144)
پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!(144)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(145)
من در برابر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!(145)
أَتُترَكونَ فى ما هٰهُنا ءامِنينَ(146)
آیا شما تصوّر می‌کنید همیشه در نهایت امنیّت در نعمتهایی که اینجاست می‌مانید،(146)
فى جَنّٰتٍ وَعُيونٍ(147)
در این باغها و چشمه‌ها،(147)
وَزُروعٍ وَنَخلٍ طَلعُها هَضيمٌ(148)
در این زراعتها و نخلهایی که میوه‌هایش شیرین و رسیده است؟!(148)
وَتَنحِتونَ مِنَ الجِبالِ بُيوتًا فٰرِهينَ(149)
و از کوه‌ها خانه‌هایی می‌تراشید، و در آن به عیش و نوش می‌پردازید!(149)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(150)
پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید!(150)
وَلا تُطيعوا أَمرَ المُسرِفينَ(151)
و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید!(151)
الَّذينَ يُفسِدونَ فِى الأَرضِ وَلا يُصلِحونَ(152)
همانها که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند!»(152)
قالوا إِنَّما أَنتَ مِنَ المُسَحَّرينَ(153)
گفتند: «(ای صالح!) تو از افسون شدگانی (و عقل خود را از دست داده‌ای!)(153)
ما أَنتَ إِلّا بَشَرٌ مِثلُنا فَأتِ بِـٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(154)
تو فقط بشری همچون مائی؛ اگر راست می‌گویی آیت و نشانه‌ای بیاور!»(154)
قالَ هٰذِهِ ناقَةٌ لَها شِربٌ وَلَكُم شِربُ يَومٍ مَعلومٍ(155)
گفت: «این ناقه‌ای است (که آیت الهی است) برای او سهمی (از آب قریه)، و برای شما سهم روز معینّی است!(155)
وَلا تَمَسّوها بِسوءٍ فَيَأخُذَكُم عَذابُ يَومٍ عَظيمٍ(156)
کمترین آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!»(156)
فَعَقَروها فَأَصبَحوا نٰدِمينَ(157)
سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پی» کردند؛ (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشیمان شدند!(157)
فَأَخَذَهُمُ العَذابُ ۗ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(158)
و عذاب الهی آنان را فرا گرفت؛ در این، آیت و نشانه‌ای است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند!(158)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(159)
و پروردگار تو عزیز و رحیم است!(159)
كَذَّبَت قَومُ لوطٍ المُرسَلينَ(160)
قوم لوط فرستادگان (خدا) را تکذیب کردند،(160)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم لوطٌ أَلا تَتَّقونَ(161)
هنگامی که برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!(161)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(162)
من برای شما پیامبری امین هستم!(162)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(163)
پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!(163)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(164)
من در برابر این دعوت، اجری از شما نمی‌طلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالمیان است!(164)
أَتَأتونَ الذُّكرانَ مِنَ العٰلَمينَ(165)
آیا در میان جهانیان، شما به سراغ جنس ذکور می‌روید (و همجنس بازی می‌کنید، آیا این زشت و ننگین نیست؟!)(165)
وَتَذَرونَ ما خَلَقَ لَكُم رَبُّكُم مِن أَزوٰجِكُم ۚ بَل أَنتُم قَومٌ عادونَ(166)
و همسرانی را که پروردگارتان برای شما آفریده است رها می‌کنید؟! (حقّاً) شما قوم تجاوزگری هستید!»(166)
قالوا لَئِن لَم تَنتَهِ يٰلوطُ لَتَكونَنَّ مِنَ المُخرَجينَ(167)
گفتند: «ای لوط! اگر (از این سخنان) دست برنداری، به یقین از اخراج شدگان خواهی بود!»(167)
قالَ إِنّى لِعَمَلِكُم مِنَ القالينَ(168)
گفت: «من دشمن سرسخت اعمال شما هستم!(168)
رَبِّ نَجِّنى وَأَهلى مِمّا يَعمَلونَ(169)
پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اینها انجام می‌دهند رهایی بخش!»(169)
فَنَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ أَجمَعينَ(170)
ما او و تمامی خاندانش را نجات دادیم،(170)
إِلّا عَجوزًا فِى الغٰبِرينَ(171)
جز پیرزنی که در میان بازماندگان بود!(171)
ثُمَّ دَمَّرنَا الءاخَرينَ(172)
سپس دیگران را هلاک کردیم!(172)
وَأَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا ۖ فَساءَ مَطَرُ المُنذَرينَ(173)
و بارانی (از سنگ) بر آنها فرستادیم؛ چه باران بدی بود باران انذارشدگان!(173)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(174)
در این (ماجرای قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آیتی است؛ امّا بیشترشان مؤمن نبودند.(174)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(175)
و پروردگار تو عزیز و رحیم است!(175)
كَذَّبَ أَصحٰبُ لـَٔيكَةِ المُرسَلينَ(176)
اصحاب ایکه [= شهری نزدیک مدین‌] رسولان (خدا) را تکذیب کردند،(176)
إِذ قالَ لَهُم شُعَيبٌ أَلا تَتَّقونَ(177)
هنگامی که شعیب به آنها گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟!(177)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(178)
مسلّماً من برای شما پیامبری امین هستم!(178)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(179)
پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید!(179)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(180)
من در برابر این دعوت، پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!(180)
۞ أَوفُوا الكَيلَ وَلا تَكونوا مِنَ المُخسِرينَ(181)
حق پیمانه را ادا کنید (و کم فروشی نکنید)، و دیگران را به خسارت نیفکنید!(181)
وَزِنوا بِالقِسطاسِ المُستَقيمِ(182)
و با ترازوی صحیح وزن کنید!(182)
وَلا تَبخَسُوا النّاسَ أَشياءَهُم وَلا تَعثَوا فِى الأَرضِ مُفسِدينَ(183)
و حق مردم را کم نگذارید، و در زمین تلاش برای فساد نکنید!(183)
وَاتَّقُوا الَّذى خَلَقَكُم وَالجِبِلَّةَ الأَوَّلينَ(184)
و از (نافرمانی) کسی که شما و اقوام پیشین را آفرید بپرهیزید!»(184)
قالوا إِنَّما أَنتَ مِنَ المُسَحَّرينَ(185)
آنها گفتند: «تو فقط از افسون‌شدگانی!(185)
وَما أَنتَ إِلّا بَشَرٌ مِثلُنا وَإِن نَظُنُّكَ لَمِنَ الكٰذِبينَ(186)
تو بشری همچون مائی، تنها گمانی که درباره تو داریم این است که از دروغگویانی!(186)
فَأَسقِط عَلَينا كِسَفًا مِنَ السَّماءِ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(187)
اگر راست می‌گویی، سنگهایی از آسمان بر سر ما بباران!»(187)
قالَ رَبّى أَعلَمُ بِما تَعمَلونَ(188)
(شعیب) گفت: «پروردگار من به اعمالی که شما انجام می‌دهید داناتر است!»(188)
فَكَذَّبوهُ فَأَخَذَهُم عَذابُ يَومِ الظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَومٍ عَظيمٍ(189)
سرانجام او را تکذیب کردند، و عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه‌خیز) آنها را فراگرفت؛ یقیناً آن عذاب روز بزرگی بود!(189)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(190)
در این ماجرا، آیت و نشانه‌ای است؛ ولی بیشتر آنها مؤمن نبودند.(190)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(191)
و پروردگار تو عزیز و رحیم است!(191)
وَإِنَّهُ لَتَنزيلُ رَبِّ العٰلَمينَ(192)
مسلّماً این (قرآن) از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است!(192)
نَزَلَ بِهِ الرّوحُ الأَمينُ(193)
روح الامین آن را نازل کرده است...(193)
عَلىٰ قَلبِكَ لِتَكونَ مِنَ المُنذِرينَ(194)
بر قلب (پاک) تو، تا از انذارکنندگان باشی!(194)
بِلِسانٍ عَرَبِىٍّ مُبينٍ(195)
آن را به زبان عربی آشکار (نازل کرد)!(195)
وَإِنَّهُ لَفى زُبُرِ الأَوَّلينَ(196)
و توصیف آن در کتابهای پیشینیان نیز آمده است!(196)
أَوَلَم يَكُن لَهُم ءايَةً أَن يَعلَمَهُ عُلَمٰؤُا۟ بَنى إِسرٰءيلَ(197)
آیا همین نشانه برای آنها کافی نیست که علمای بنی اسرائیل بخوبی از آن آگاهند؟!(197)
وَلَو نَزَّلنٰهُ عَلىٰ بَعضِ الأَعجَمينَ(198)
هرگاه ما آن را بر بعضی از عجم [= غیر عرب‌] ها نازل می‌کردیم...(198)
فَقَرَأَهُ عَلَيهِم ما كانوا بِهِ مُؤمِنينَ(199)
و او آن را بر ایشان می‌خواند، به آن ایمان نمی‌آورند!(199)
كَذٰلِكَ سَلَكنٰهُ فى قُلوبِ المُجرِمينَ(200)
(آری،) این گونه (با بیانی رسا) قرآن را در دلهای مجرمان وارد می‌کنیم!(200)
لا يُؤمِنونَ بِهِ حَتّىٰ يَرَوُا العَذابَ الأَليمَ(201)
(امّا) به آن ایمان نمی‌آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببینند!(201)
فَيَأتِيَهُم بَغتَةً وَهُم لا يَشعُرونَ(202)
ناگهان به سراغشان می‌آید، در حالی که توجّه ندارند!(202)
فَيَقولوا هَل نَحنُ مُنظَرونَ(203)
و (در آن هنگام) می‌گویند: «آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟!»(203)
أَفَبِعَذابِنا يَستَعجِلونَ(204)
آیا برای عذاب ما عجله می‌کنند؟!(204)
أَفَرَءَيتَ إِن مَتَّعنٰهُم سِنينَ(205)
به ما خبر ده، اگر (باز هم) سالیانی آنها را از این زندگی بهره‌مند سازیم...(205)
ثُمَّ جاءَهُم ما كانوا يوعَدونَ(206)
سپس عذابی که به آنها وعده داده شده به سراغشان بیاید...(206)
ما أَغنىٰ عَنهُم ما كانوا يُمَتَّعونَ(207)
این تمتع و بهره‌گیری از دنیا برای آنها سودی نخواهد داشت!(207)
وَما أَهلَكنا مِن قَريَةٍ إِلّا لَها مُنذِرونَ(208)
ما هیچ شهر و دیاری را هلاک نکردیم مگر اینکه انذارکنندگانی (از پیامبران الهی) داشتند.(208)
ذِكرىٰ وَما كُنّا ظٰلِمينَ(209)
تا متذکّر شوند؛ و ما هرگز ستمکار نبودیم! (که بدون اتمام حجّت مجازات کنیم)(209)
وَما تَنَزَّلَت بِهِ الشَّيٰطينُ(210)
شیاطین و جنیّان (هرگز) این آیات را نازل نکردند!(210)
وَما يَنبَغى لَهُم وَما يَستَطيعونَ(211)
و برای آنها سزاوار نیست؛ و قدرت ندارند!(211)
إِنَّهُم عَنِ السَّمعِ لَمَعزولونَ(212)
آنها از استراق سمع (و شنیدن اخبار آسمانها) برکنارند!(212)
فَلا تَدعُ مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا ءاخَرَ فَتَكونَ مِنَ المُعَذَّبينَ(213)
(ای پیامبر!) هیچ معبودی را با خداوند مخوان، که از معذّبین خواهی بود!(213)
وَأَنذِر عَشيرَتَكَ الأَقرَبينَ(214)
و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن!(214)
وَاخفِض جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنينَ(215)
و بال و پر خود را برای مؤمنانی که از تو پیروی می‌کنند بگستر!(215)
فَإِن عَصَوكَ فَقُل إِنّى بَريءٌ مِمّا تَعمَلونَ(216)
اگر تو را نافرمانی کنند بگو: «من از آنچه شما انجام می‌دهید بیزارم!»(216)
وَتَوَكَّل عَلَى العَزيزِ الرَّحيمِ(217)
و بر خداوند عزیز و رحیم توکّل کن!(217)
الَّذى يَرىٰكَ حينَ تَقومُ(218)
همان کسی که تو را به هنگامی که (برای عبادت) برمی‌خیزی می‌بیند؛(218)
وَتَقَلُّبَكَ فِى السّٰجِدينَ(219)
و (نیز) حرکت تو را در میان سجده‌کنندگان!(219)
إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ العَليمُ(220)
اوست خدای شنوا و دانا.(220)
هَل أُنَبِّئُكُم عَلىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيٰطينُ(221)
آیا به شما خبر دهم که شیاطین بر چه کسی نازل می‌شوند؟!(221)
تَنَزَّلُ عَلىٰ كُلِّ أَفّاكٍ أَثيمٍ(222)
آنها بر هر دروغگوی گنهکار نازل می‌گردند؛(222)
يُلقونَ السَّمعَ وَأَكثَرُهُم كٰذِبونَ(223)
آنچه را می‌شنوند (به دیگران) القا می‌کنند؛ و بیشترشان دروغگو هستند!(223)
وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ(224)
(پیامبر اسلام شاعر نیست؛) شاعران کسانی هستند که گمراهان از آنان پیروی می‌کنند.(224)
أَلَم تَرَ أَنَّهُم فى كُلِّ وادٍ يَهيمونَ(225)
آیا نمی‌بینی آنها در هر وادی سرگردانند؟(225)
وَأَنَّهُم يَقولونَ ما لا يَفعَلونَ(226)
و سخنانی می‌گویند که (به آنها) عمل نمی‌کنند؟!(226)
إِلَّا الَّذينَ ءامَنوا وَعَمِلُوا الصّٰلِحٰتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثيرًا وَانتَصَروا مِن بَعدِ ما ظُلِموا ۗ وَسَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا أَىَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبونَ(227)
مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام می‌دهند و خدا را بسیار یاد می کنند، و به هنگامی که مورد ستم واقع می‌شوند به دفاع از خویشتن (و مؤمنان) برمی‌خیزند (و از شعر در این راه کمک می‌گیرند)؛ آنها که ستم کردند به زودی می‌دانند که بازگشتشان به کجاست!(227)