An-Nazi'at( النازعات)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Naser Makarem Shirazi(مکارم شیرازی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ وَالنّٰزِعٰتِ غَرقًا(1)
سوگند به فرشتگانی که (جان مجرمان را بشدّت از بدنهایشان) برمی‌کشند،(1)
وَالنّٰشِطٰتِ نَشطًا(2)
و فرشتگانی که (روح مؤمنان) را با مدارا و نشاط جدا می‌سازند،(2)
وَالسّٰبِحٰتِ سَبحًا(3)
و سوگند به فرشتگانی که (در اجرای فرمان الهی) با سرعت حرکت می‌کنند،(3)
فَالسّٰبِقٰتِ سَبقًا(4)
و سپس بر یکدیگر سبقت می‌گیرند،(4)
فَالمُدَبِّرٰتِ أَمرًا(5)
و آنها که امور را تدبیر می‌کنند!(5)
يَومَ تَرجُفُ الرّاجِفَةُ(6)
آن روز که زلزله‌های وحشتناک همه چیز را به لرزه درمی‌آورد،(6)
تَتبَعُهَا الرّادِفَةُ(7)
و بدنبال آن، حادثه دومین [= صیحه عظیم محشر] رخ می‌دهد،(7)
قُلوبٌ يَومَئِذٍ واجِفَةٌ(8)
دلهایی در آن روز سخت مضطرب است،(8)
أَبصٰرُها خٰشِعَةٌ(9)
و چشمهای آنان از شدّت ترس فروافتاده است!(9)
يَقولونَ أَءِنّا لَمَردودونَ فِى الحافِرَةِ(10)
(ولی امروز) می‌گویند: «آیا ما به زندگی مجدّد بازمی‌گردیم؟!(10)
أَءِذا كُنّا عِظٰمًا نَخِرَةً(11)
آیا هنگامی که استخوانهای پوسیده‌ای شدیم (ممکن است زنده شویم)؟!»(11)
قالوا تِلكَ إِذًا كَرَّةٌ خاسِرَةٌ(12)
می‌گویند: «اگر قیامتی در کار باشد، بازگشتی است زیانبار!»(12)
فَإِنَّما هِىَ زَجرَةٌ وٰحِدَةٌ(13)
ولی (بدانید) این بازگشت تنها با یک صیحه عظیم است!(13)
فَإِذا هُم بِالسّاهِرَةِ(14)
ناگهان همگی بر عرصه زمین ظاهر می‌گردند!(14)
هَل أَتىٰكَ حَديثُ موسىٰ(15)
آیا داستان موسی به تو رسیده است؟!(15)
إِذ نادىٰهُ رَبُّهُ بِالوادِ المُقَدَّسِ طُوًى(16)
در آن هنگام که پروردگارش او را در سرزمین مقدّس «طوی» ندا داد (و گفت):(16)
اذهَب إِلىٰ فِرعَونَ إِنَّهُ طَغىٰ(17)
به سوی فرعون برو که طغیان کرده است!(17)
فَقُل هَل لَكَ إِلىٰ أَن تَزَكّىٰ(18)
و به او بگو: «آیا می‌خواهی پاکیزه شوی؟!(18)
وَأَهدِيَكَ إِلىٰ رَبِّكَ فَتَخشىٰ(19)
و من تو را به سوی پروردگارت هدایت کنم تا از او بترسی (و گناه نکنی)؟!»(19)
فَأَرىٰهُ الءايَةَ الكُبرىٰ(20)
سپس موسی بزرگترین معجزه را به او نشان داد!(20)
فَكَذَّبَ وَعَصىٰ(21)
امّا او تکذیب و عصیان کرد!(21)
ثُمَّ أَدبَرَ يَسعىٰ(22)
سپس پشت کرد و پیوسته (برای محو آیین حق) تلاش نمود!(22)
فَحَشَرَ فَنادىٰ(23)
و ساحران را جمع کرد و مردم را دعوت نمود،(23)
فَقالَ أَنا۠ رَبُّكُمُ الأَعلىٰ(24)
و گفت: «من پروردگار برتر شما هستم!»(24)
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الءاخِرَةِ وَالأولىٰ(25)
از این رو خداوند او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار ساخت!(25)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَعِبرَةً لِمَن يَخشىٰ(26)
در این عبرتی است برای کسی که (از خدا) بترسد!(26)
ءَأَنتُم أَشَدُّ خَلقًا أَمِ السَّماءُ ۚ بَنىٰها(27)
آیا آفرینش شما (بعد از مرگ) مشکل‌تر است یا آفرینش آسمان که خداوند آن را بنا نهاد؟!(27)
رَفَعَ سَمكَها فَسَوّىٰها(28)
سقف آن را برافراشت و آن را منظّم ساخت،(28)
وَأَغطَشَ لَيلَها وَأَخرَجَ ضُحىٰها(29)
و شبش را تاریک و روزش را آشکار نمود!(29)
وَالأَرضَ بَعدَ ذٰلِكَ دَحىٰها(30)
و زمین را بعد از آن گسترش داد،(30)
أَخرَجَ مِنها ماءَها وَمَرعىٰها(31)
و از آن آب و چراگاهش را بیرون آورد،(31)
وَالجِبالَ أَرسىٰها(32)
و کوه‌ها را ثابت و محکم نمود!(32)
مَتٰعًا لَكُم وَلِأَنعٰمِكُم(33)
همه اینها برای بهره‌گیری شما و چهارپایانتان است!(33)
فَإِذا جاءَتِ الطّامَّةُ الكُبرىٰ(34)
هنگامی که آن حادثه بزرگ رخ دهد،(34)
يَومَ يَتَذَكَّرُ الإِنسٰنُ ما سَعىٰ(35)
در آن روز انسان به یاد کوششهایش می‌افتد،(35)
وَبُرِّزَتِ الجَحيمُ لِمَن يَرىٰ(36)
و جهنّم برای هر بیننده‌ای آشکار می‌گردد،(36)
فَأَمّا مَن طَغىٰ(37)
امّا آن کسی که طغیان کرده،(37)
وَءاثَرَ الحَيوٰةَ الدُّنيا(38)
و زندگی دنیا را مقدّم داشته،(38)
فَإِنَّ الجَحيمَ هِىَ المَأوىٰ(39)
مسلّماً دوزخ جایگاه اوست!(39)
وَأَمّا مَن خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفسَ عَنِ الهَوىٰ(40)
و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوی بازدارد،(40)
فَإِنَّ الجَنَّةَ هِىَ المَأوىٰ(41)
قطعاً بهشت جایگاه اوست!(41)
يَسـَٔلونَكَ عَنِ السّاعَةِ أَيّانَ مُرسىٰها(42)
و از تو درباره قیامت می‌پرسند که در چه زمانی واقع می‌شود؟!(42)
فيمَ أَنتَ مِن ذِكرىٰها(43)
تو را با یادآوری این سخن چه کار؟!(43)
إِلىٰ رَبِّكَ مُنتَهىٰها(44)
نهایت آن به سوی پروردگار تو است (و هیچ کس جز خدا از زمانش آگاه نیست)!(44)
إِنَّما أَنتَ مُنذِرُ مَن يَخشىٰها(45)
کار تو فقط بیم‌دادن کسانی است که از آن می‌ترسند!(45)
كَأَنَّهُم يَومَ يَرَونَها لَم يَلبَثوا إِلّا عَشِيَّةً أَو ضُحىٰها(46)
آنها در آن روز که قیام قیامت را می‌بینند چنین احساس می‌کنند که گویی توقّفشان (در دنیا و برزخ) جز شامگاهی یا صبح آن بیشتر نبوده است!(46)