Al-Waqi'a( الواقعة)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Naser Makarem Shirazi(مکارم شیرازی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ إِذا وَقَعَتِ الواقِعَةُ(1)
هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) واقع شود،(1)
لَيسَ لِوَقعَتِها كاذِبَةٌ(2)
هیچ کس نمی‌تواند آن را انکار کند!(2)
خافِضَةٌ رافِعَةٌ(3)
(این واقعه) گروهی را پایین می‌آورد و گروهی را بالا می‌برد!(3)
إِذا رُجَّتِ الأَرضُ رَجًّا(4)
در آن هنگام که زمین بشدّت به لرزه درمی‌آید،(4)
وَبُسَّتِ الجِبالُ بَسًّا(5)
و کوه‌ها در هم کوبیده می‌شود،(5)
فَكانَت هَباءً مُنبَثًّا(6)
و بصورت غبار پراکنده درمی‌آید،(6)
وَكُنتُم أَزوٰجًا ثَلٰثَةً(7)
و شما سه گروه خواهید بود!(7)
فَأَصحٰبُ المَيمَنَةِ ما أَصحٰبُ المَيمَنَةِ(8)
(نخست) سعادتمندان و خجستگان (هستند)؛ چه سعادتمندان و خجستگانی!(8)
وَأَصحٰبُ المَشـَٔمَةِ ما أَصحٰبُ المَشـَٔمَةِ(9)
گروه دیگر شقاوتمندان و شومانند، چه شقاوتمندان و شومانی!(9)
وَالسّٰبِقونَ السّٰبِقونَ(10)
و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند،(10)
أُولٰئِكَ المُقَرَّبونَ(11)
آنها مقرّبانند!(11)
فى جَنّٰتِ النَّعيمِ(12)
در باغهای پرنعمت بهشت (جای دارند)!(12)
ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلينَ(13)
گروه زیادی (از آنها) از امّتهای نخستینند،(13)
وَقَليلٌ مِنَ الءاخِرينَ(14)
و اندکی از امّت آخرین!(14)
عَلىٰ سُرُرٍ مَوضونَةٍ(15)
آنها [= مقرّبان‌] بر تختهایی که صف‌کشیده و به هم پیوسته است قراردارند،(15)
مُتَّكِـٔينَ عَلَيها مُتَقٰبِلينَ(16)
در حالی که بر آن تکیه زده و رو به روی یکدیگرند!(16)
يَطوفُ عَلَيهِم وِلدٰنٌ مُخَلَّدونَ(17)
نوجوانانی جاودان (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آنان می‌گردند،(17)
بِأَكوابٍ وَأَباريقَ وَكَأسٍ مِن مَعينٍ(18)
با قدحها و کوزه‌ها و جامهایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)!(18)
لا يُصَدَّعونَ عَنها وَلا يُنزِفونَ(19)
امّا شرابی که از آن درد سر نمی‌گیرند و نه مست می‌شوند!(19)
وَفٰكِهَةٍ مِمّا يَتَخَيَّرونَ(20)
و میوه‌هایی از هر نوع که انتخاب کنند،(20)
وَلَحمِ طَيرٍ مِمّا يَشتَهونَ(21)
و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند!(21)
وَحورٌ عينٌ(22)
و همسرانی از حور العین دارند،(22)
كَأَمثٰلِ اللُّؤلُؤِ المَكنونِ(23)
همچون مروارید در صدف پنهان!(23)
جَزاءً بِما كانوا يَعمَلونَ(24)
اینها پاداشی است در برابر اعمالی که انجام می‌دادند!(24)
لا يَسمَعونَ فيها لَغوًا وَلا تَأثيمًا(25)
در آن (باغهای بهشتی) نه لغو و بیهوده‌ای می‌شنوند نه سخنان گناه آلود؛(25)
إِلّا قيلًا سَلٰمًا سَلٰمًا(26)
تنها چیزی که می‌شنوند «سلام» است «سلام»!(26)
وَأَصحٰبُ اليَمينِ ما أَصحٰبُ اليَمينِ(27)
و اصحاب یمین و خجستگان، چه اصحاب یمین و خجستگانی!(27)
فى سِدرٍ مَخضودٍ(28)
آنها در سایه درختان «سِدر» بی‌خار قرار دارند،(28)
وَطَلحٍ مَنضودٍ(29)
و در سایه درخت «طلح» پربرگ [= درختی خوشرنگ و خوشبو]،(29)
وَظِلٍّ مَمدودٍ(30)
و سایه کشیده و گسترده،(30)
وَماءٍ مَسكوبٍ(31)
و در کنار آبشارها،(31)
وَفٰكِهَةٍ كَثيرَةٍ(32)
و میوه‌های فراوان،(32)
لا مَقطوعَةٍ وَلا مَمنوعَةٍ(33)
که هرگز قطع و ممنوع نمی‌شود،(33)
وَفُرُشٍ مَرفوعَةٍ(34)
و همسرانی بلندمرتبه!(34)
إِنّا أَنشَأنٰهُنَّ إِنشاءً(35)
ما آنها را آفرینش نوینی بخشیدیم،(35)
فَجَعَلنٰهُنَّ أَبكارًا(36)
و همه را دوشیزه قرار دادیم،(36)
عُرُبًا أَترابًا(37)
زنانی که تنها به همسرشان عشق می‌ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند!(37)
لِأَصحٰبِ اليَمينِ(38)
اینها همه برای اصحاب یمین است،(38)
ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلينَ(39)
که گروهی از امّتهای نخستینند،(39)
وَثُلَّةٌ مِنَ الءاخِرينَ(40)
و گروهی از امّتهای آخرین!(40)
وَأَصحٰبُ الشِّمالِ ما أَصحٰبُ الشِّمالِ(41)
و اصحاب شمال، چه اصحاب شمالی (که نامه اعمالشان به نشانه جرمشان به دست چپ آنها داده می‌شود)!(41)
فى سَمومٍ وَحَميمٍ(42)
آنها در میان بادهای کشنده و آب سوزان قرار دارند،(42)
وَظِلٍّ مِن يَحمومٍ(43)
و در سایه دودهای متراکم و آتشزا!(43)
لا بارِدٍ وَلا كَريمٍ(44)
سایه‌ای که نه خنک است و نه آرامبخش!(44)
إِنَّهُم كانوا قَبلَ ذٰلِكَ مُترَفينَ(45)
آنها پیش از این (در عالم دنیا) مست و مغرور نعمت بودند،(45)
وَكانوا يُصِرّونَ عَلَى الحِنثِ العَظيمِ(46)
و بر گناهان بزرگ اصرار می‌ورزیدند،(46)
وَكانوا يَقولونَ أَئِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَبعوثونَ(47)
و می‌گفتند: «هنگامی که ما مُردیم و خاک و استخوان شدیم، آیا برانگیخته خواهیم شد؟!(47)
أَوَءاباؤُنَا الأَوَّلونَ(48)
یا نیاکان نخستین ما (برانگیخته می‌شوند)؟!»(48)
قُل إِنَّ الأَوَّلينَ وَالءاخِرينَ(49)
بگو: «اوّلین و آخرین،(49)
لَمَجموعونَ إِلىٰ ميقٰتِ يَومٍ مَعلومٍ(50)
همگی در موعد روز معیّنی گردآوری می‌شوند،(50)
ثُمَّ إِنَّكُم أَيُّهَا الضّالّونَ المُكَذِّبونَ(51)
سپس شما ای گمراهان تکذیب‌کننده!(51)
لَءاكِلونَ مِن شَجَرٍ مِن زَقّومٍ(52)
قطعاً از درخت زقّوم می‌خورید،(52)
فَمالِـٔونَ مِنهَا البُطونَ(53)
و شکمها را از آن پر می‌کنید،(53)
فَشٰرِبونَ عَلَيهِ مِنَ الحَميمِ(54)
و روی آن از آب سوزان می‌نوشید،(54)
فَشٰرِبونَ شُربَ الهيمِ(55)
و همچون شتران مبتلا به بیماری عطش، از آن می‌آشامید!(55)
هٰذا نُزُلُهُم يَومَ الدّينِ(56)
این است وسیله پذیرایی از آنها در قیامت!(56)
نَحنُ خَلَقنٰكُم فَلَولا تُصَدِّقونَ(57)
» ما شما را آفریدیم؛ پس چرا (آفرینش مجدّد را) تصدیق نمی‌کنید؟!(57)
أَفَرَءَيتُم ما تُمنونَ(58)
آیا از نطفه‌ای که در رحم می‌ریزید آگاهید؟!(58)
ءَأَنتُم تَخلُقونَهُ أَم نَحنُ الخٰلِقونَ(59)
آیا شما آن را (در دوران جنینی) آفرینش (پی در پی) می‌دهید یا ما آفریدگاریم؟!(59)
نَحنُ قَدَّرنا بَينَكُمُ المَوتَ وَما نَحنُ بِمَسبوقينَ(60)
ما در میان شما مرگ را مقدّر ساختیم؛ و هرگز کسی بر ما پیشی نمی‌گیرد!(60)
عَلىٰ أَن نُبَدِّلَ أَمثٰلَكُم وَنُنشِئَكُم فى ما لا تَعلَمونَ(61)
تا گروهی را به جای گروه دیگری بیاوریم و شما را در جهانی که نمی‌دانید آفرینش تازه‌ای بخشیم!(61)
وَلَقَد عَلِمتُمُ النَّشأَةَ الأولىٰ فَلَولا تَذَكَّرونَ(62)
شما عالم نخستین را دانستید؛ چگونه متذکّر نمی‌شوید (که جهانی بعد از آن است)؟!(62)
أَفَرَءَيتُم ما تَحرُثونَ(63)
آیا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟!(63)
ءَأَنتُم تَزرَعونَهُ أَم نَحنُ الزّٰرِعونَ(64)
آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟!(64)
لَو نَشاءُ لَجَعَلنٰهُ حُطٰمًا فَظَلتُم تَفَكَّهونَ(65)
هرگاه بخواهیم آن را مبدّل به کاه در هم کوبیده می‌کنیم که تعجّب کنید!(65)
إِنّا لَمُغرَمونَ(66)
(بگونه‌ای که بگویید:) براستی ما زیان کرده‌ایم،(66)
بَل نَحنُ مَحرومونَ(67)
بلکه ما بکلّی محرومیم!(67)
أَفَرَءَيتُمُ الماءَ الَّذى تَشرَبونَ(68)
آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟!(68)
ءَأَنتُم أَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ أَم نَحنُ المُنزِلونَ(69)
آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما نازل می‌کنیم؟!(69)
لَو نَشاءُ جَعَلنٰهُ أُجاجًا فَلَولا تَشكُرونَ(70)
هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟!(70)
أَفَرَءَيتُمُ النّارَ الَّتى تورونَ(71)
آیا درباره آتشی که می‌افروزید فکر کرده‌اید؟!(71)
ءَأَنتُم أَنشَأتُم شَجَرَتَها أَم نَحنُ المُنشِـٔونَ(72)
آیا شما درخت آن را آفریده‌اید یا ما آفریده‌ایم؟!(72)
نَحنُ جَعَلنٰها تَذكِرَةً وَمَتٰعًا لِلمُقوينَ(73)
ما آن را وسیله یادآوری (برای همگان) و وسیله زندگی برای مسافران قرار داده‌ایم!(73)
فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّكَ العَظيمِ(74)
حال که چنین است به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (و او را پاک و منزّه بشمار)!(74)
۞ فَلا أُقسِمُ بِمَوٰقِعِ النُّجومِ(75)
سوگند به جایگاه ستارگان (و محل طلوع و غروب آنها)!(75)
وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَو تَعلَمونَ عَظيمٌ(76)
و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید!(76)
إِنَّهُ لَقُرءانٌ كَريمٌ(77)
که آن، قرآن کریمی است،(77)
فى كِتٰبٍ مَكنونٍ(78)
که در کتاب محفوظی جای دارد،(78)
لا يَمَسُّهُ إِلَّا المُطَهَّرونَ(79)
و جز پاکان نمی‌توانند به آن دست زنند [= دست یابند].(79)
تَنزيلٌ مِن رَبِّ العٰلَمينَ(80)
آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛(80)
أَفَبِهٰذَا الحَديثِ أَنتُم مُدهِنونَ(81)
آیا این سخن را [= این قرآن را با اوصافی که گفته شد] سست و کوچک می‌شمرید،(81)
وَتَجعَلونَ رِزقَكُم أَنَّكُم تُكَذِّبونَ(82)
و به جای شکر روزیهایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟!(82)
فَلَولا إِذا بَلَغَتِ الحُلقومَ(83)
پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟!(83)
وَأَنتُم حينَئِذٍ تَنظُرونَ(84)
و شما در این حال نظاره می‌کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛(84)
وَنَحنُ أَقرَبُ إِلَيهِ مِنكُم وَلٰكِن لا تُبصِرونَ(85)
و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید!(85)
فَلَولا إِن كُنتُم غَيرَ مَدينينَ(86)
اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید،(86)
تَرجِعونَها إِن كُنتُم صٰدِقينَ(87)
پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید!(87)
فَأَمّا إِن كانَ مِنَ المُقَرَّبينَ(88)
پس اگر او از مقرّبان باشد،(88)
فَرَوحٌ وَرَيحانٌ وَجَنَّتُ نَعيمٍ(89)
در رَوح و ریحان و بهشت پرنعمت است!(89)
وَأَمّا إِن كانَ مِن أَصحٰبِ اليَمينِ(90)
امّا اگر از اصحاب یمین باشد،(90)
فَسَلٰمٌ لَكَ مِن أَصحٰبِ اليَمينِ(91)
(به او گفته می‌شود:) سلام بر تو از سوی دوستانت که از اصحاب یمینند!(91)
وَأَمّا إِن كانَ مِنَ المُكَذِّبينَ الضّالّينَ(92)
امّا اگر او از تکذیب‌کنندگان گمراه باشد،(92)
فَنُزُلٌ مِن حَميمٍ(93)
با آب جوشان دوزخ از او پذیرایی می‌شوید!(93)
وَتَصلِيَةُ جَحيمٍ(94)
و سرنوشت او ورود در آتش جهنّم است،(94)
إِنَّ هٰذا لَهُوَ حَقُّ اليَقينِ(95)
این مطلب حقّ و یقین است!(95)
فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّكَ العَظيمِ(96)
پس به نام پروردگار بزرگت تسبیح کن (و او را منزّه بشمار)!(96)