Al-Qalam( القلم)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Naser Makarem Shirazi(مکارم شیرازی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ ن ۚ وَالقَلَمِ وَما يَسطُرونَ(1)
ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند،(1)
ما أَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنونٍ(2)
که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی،(2)
وَإِنَّ لَكَ لَأَجرًا غَيرَ مَمنونٍ(3)
و برای تو پاداشی عظیم و همیشگی است!(3)
وَإِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظيمٍ(4)
و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری!(4)
فَسَتُبصِرُ وَيُبصِرونَ(5)
و بزودی تو می‌بینی و آنان نیز می‌بینند،(5)
بِأَييِكُمُ المَفتونُ(6)
که کدام یک از شما مجنونند!(6)
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ وَهُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدينَ(7)
پروردگارت بهتر از هر کس می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده، و هدایت‌یافتگان را نیز بهتر می‌شناسد!(7)
فَلا تُطِعِ المُكَذِّبينَ(8)
حال که چنین است از تکذیب‌کنندگان اطاعت مکن!(8)
وَدّوا لَو تُدهِنُ فَيُدهِنونَ(9)
آنها دوست دارند نرمش نشان دهی تا آنها (هم) نرمش نشان دهند (نرمشی توأم با انحراف از مسیر حق)!(9)
وَلا تُطِع كُلَّ حَلّافٍ مَهينٍ(10)
و از کسی که بسیار سوگند یاد می‌کند و پست است اطاعت مکن،(10)
هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ(11)
کسی که بسیار عیبجوست و به سخن چینی آمد و شد می‌کند،(11)
مَنّاعٍ لِلخَيرِ مُعتَدٍ أَثيمٍ(12)
و بسیار مانع کار خیر، و متجاوز و گناهکار است؛(12)
عُتُلٍّ بَعدَ ذٰلِكَ زَنيمٍ(13)
علاوه بر اینها کینه توز و پرخور و خشن و بدنام است!(13)
أَن كانَ ذا مالٍ وَبَنينَ(14)
مبادا بخاطر اینکه صاحب مال و فرزندان فراوان است (از او پیروی کنی)!(14)
إِذا تُتلىٰ عَلَيهِ ءايٰتُنا قالَ أَسٰطيرُ الأَوَّلينَ(15)
هنگامی که آیات ما بر او خوانده می‌شود می‌گوید: «اینها افسانه‌های خرافی پیشینیان است!»(15)
سَنَسِمُهُ عَلَى الخُرطومِ(16)
(ولی) ما بزودی بر بینی او علامت و داغ ننگ می‌نهیم!(16)
إِنّا بَلَونٰهُم كَما بَلَونا أَصحٰبَ الجَنَّةِ إِذ أَقسَموا لَيَصرِمُنَّها مُصبِحينَ(17)
ما آنها را آزمودیم، همان گونه که «صاحبان باغ» را آزمایش کردیم، هنگامی که سوگند یاد کردند که میوه‌های باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستمندان) بچینند.(17)
وَلا يَستَثنونَ(18)
و هیچ از آن استثنا نکنند؛(18)
فَطافَ عَلَيها طائِفٌ مِن رَبِّكَ وَهُم نائِمونَ(19)
امّا عذابی فراگیر (شب هنگام) بر (تمام) باغ آنها فرود آمد در حالی که همه در خواب بودند،(19)
فَأَصبَحَت كَالصَّريمِ(20)
و آن باغ سرسبز همچون شب سیاه و ظلمانی شد!(20)
فَتَنادَوا مُصبِحينَ(21)
صبحگاهان یکدیگر را صدا زدند،(21)
أَنِ اغدوا عَلىٰ حَرثِكُم إِن كُنتُم صٰرِمينَ(22)
که بسوی کشتزار و باغ خود حرکت کنید اگر قصد چیدن میوه‌ها را دارید!(22)
فَانطَلَقوا وَهُم يَتَخٰفَتونَ(23)
آنها حرکت کردند در حالی که آهسته با هم می‌گفتند:»(23)
أَن لا يَدخُلَنَّهَا اليَومَ عَلَيكُم مِسكينٌ(24)
«مواظب باشید امروز حتی یک فقیر وارد بر شما نشود!»(24)
وَغَدَوا عَلىٰ حَردٍ قٰدِرينَ(25)
(آری) آنها صبحگاهان تصمیم داشتند که با قدرت از مستمندان جلوگیری کنند.(25)
فَلَمّا رَأَوها قالوا إِنّا لَضالّونَ(26)
هنگامی که (وارد باغ شدند و) آن را دیدند گفتند: «حقّاً» ما گمراهیم!(26)
بَل نَحنُ مَحرومونَ(27)
(آری، همه چیز از دست ما رفته) بلکه ما محرومیم!»(27)
قالَ أَوسَطُهُم أَلَم أَقُل لَكُم لَولا تُسَبِّحونَ(28)
یکی از آنها که از همه عاقلتر بود گفت: «آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمی‌گویید؟!(28)
قالوا سُبحٰنَ رَبِّنا إِنّا كُنّا ظٰلِمينَ(29)
گفتند: «منزّه است پروردگار ما، مسلّماً ما ظالم بودیم!»(29)
فَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَلٰوَمونَ(30)
سپس رو به یکدیگر کرده به ملامت هم پرداختند،(30)
قالوا يٰوَيلَنا إِنّا كُنّا طٰغينَ(31)
(و فریادشان بلند شد) گفتند: «وای بر ما که طغیانگر بودیم!(31)
عَسىٰ رَبُّنا أَن يُبدِلَنا خَيرًا مِنها إِنّا إِلىٰ رَبِّنا رٰغِبونَ(32)
امیدواریم پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن به جای آن به ما بدهد، چرا که ما به او علاقه‌مندیم!»(32)
كَذٰلِكَ العَذابُ ۖ وَلَعَذابُ الءاخِرَةِ أَكبَرُ ۚ لَو كانوا يَعلَمونَ(33)
این گونه است عذاب (خداوند در دنیا)، و عذاب آخرت از آن هم بزرگتر است اگر می‌دانستند!(33)
إِنَّ لِلمُتَّقينَ عِندَ رَبِّهِم جَنّٰتِ النَّعيمِ(34)
مسلّماً برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان باغهای پر نعمت بهشت است!(34)
أَفَنَجعَلُ المُسلِمينَ كَالمُجرِمينَ(35)
آیا مؤمنان را همچون مجرمان قرار می‌دهیم؟!(35)
ما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ(36)
شما را چه می‌شود؟! چگونه داوری می‌کنید؟!(36)
أَم لَكُم كِتٰبٌ فيهِ تَدرُسونَ(37)
آیا کتابی دارید که از آن درس می‌خوانید...(37)
إِنَّ لَكُم فيهِ لَما تَخَيَّرونَ(38)
که آنچه را شما انتخاب می‌کنید از آن شماست؟!(38)
أَم لَكُم أَيمٰنٌ عَلَينا بٰلِغَةٌ إِلىٰ يَومِ القِيٰمَةِ ۙ إِنَّ لَكُم لَما تَحكُمونَ(39)
یا اینکه عهد و پیمان مؤکّد و مستمرّی تا روز قیامت بر ما دارید که هر چه را حکم کنید برای شما باشد؟!(39)
سَلهُم أَيُّهُم بِذٰلِكَ زَعيمٌ(40)
از آنها بپرس کدام یک از آنان چنین چیزی را تضمین می‌کند؟!(40)
أَم لَهُم شُرَكاءُ فَليَأتوا بِشُرَكائِهِم إِن كانوا صٰدِقينَ(41)
یا اینکه معبودانی دارند که آنها را شریک خدا قرار داده‌اند (و برای آنان شفاعت می‌کنند)؟! اگر راست می‌گویند معبودان خود را بیاورند!(41)
يَومَ يُكشَفُ عَن ساقٍ وَيُدعَونَ إِلَى السُّجودِ فَلا يَستَطيعونَ(42)
(به خاطر بیاورید) روزی را که ساق پاها (از وحشت) برهنه می‌گردد و دعوت به سجود می‌شوند، امّا نمی‌توانند (سجود کنند).(42)
خٰشِعَةً أَبصٰرُهُم تَرهَقُهُم ذِلَّةٌ ۖ وَقَد كانوا يُدعَونَ إِلَى السُّجودِ وَهُم سٰلِمونَ(43)
این در حالی است که چشمهایشان (از شدّت شرمساری) به زیر افتاده، و ذلّت و خواری وجودشان را فراگرفته؛ آنها پیش از این دعوت به سجود می‌شدند در حالی که سالم بودند (ولی امروز دیگر توانایی آن را ندارند)!(43)
فَذَرنى وَمَن يُكَذِّبُ بِهٰذَا الحَديثِ ۖ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَيثُ لا يَعلَمونَ(44)
اکنون مرا با آنها که این سخن را تکذیب می‌کنند واگذار! ما آنان را از آنجا که نمی‌دانند به تدریج به سوی عذاب پیش می‌بریم.(44)
وَأُملى لَهُم ۚ إِنَّ كَيدى مَتينٌ(45)
و به آنها مهلت (بازگشت) می‌دهم؛ چرا که نقشه‌های من محکم و دقیق است!(45)
أَم تَسـَٔلُهُم أَجرًا فَهُم مِن مَغرَمٍ مُثقَلونَ(46)
یا اینکه تو از آنها مُزدی می‌طلبی که پرداختش برای آنها سنگین است؟!(46)
أَم عِندَهُمُ الغَيبُ فَهُم يَكتُبونَ(47)
یا اسرار غیب نزد آنهاست و آن را می‌نویسند (و به یکدیگر می‌دهند)؟!(47)
فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ وَلا تَكُن كَصاحِبِ الحوتِ إِذ نادىٰ وَهُوَ مَكظومٌ(48)
اکنون که چنین است صبر کن و منتظر فرمان پروردگارت باش، و مانند صاحب ماهی [= یونس‌] مباش (که در تقاضای مجازات قومش عجله کرد و گرفتار مجازات ترک اولی شد) در آن زمان که با نهایت اندوه خدا را خواند.(48)
لَولا أَن تَدٰرَكَهُ نِعمَةٌ مِن رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالعَراءِ وَهُوَ مَذمومٌ(49)
و اگر رحمت خدا به یاریش نیامده بود، (از شکم ماهی) بیرون افکنده می‌شد در حالی که نکوهیده بود!(49)
فَاجتَبٰهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّٰلِحينَ(50)
ولی پروردگارش او را برگزید و از صالحان قرار داد!(50)
وَإِن يَكادُ الَّذينَ كَفَروا لَيُزلِقونَكَ بِأَبصٰرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ وَيَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ(51)
نزدیک است کافران هنگامی که آیات قرآن را می‌شنوند با چشم‌زخم خود تو را از بین ببرند، و می‌گویند: «او دیوانه است!»(51)
وَما هُوَ إِلّا ذِكرٌ لِلعٰلَمينَ(52)
در حالی که این (قرآن) جز مایه بیداری برای جهانیان نیست!(52)