Ash-Shu'araa( الشعراء)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Mohammad Mahdi Fooladvand(فولادوند)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ طسم(1)
طا، سين، ميم.(1)
تِلكَ ءايٰتُ الكِتٰبِ المُبينِ(2)
اين است آيه‌هاى كتاب روشنگر.(2)
لَعَلَّكَ بٰخِعٌ نَفسَكَ أَلّا يَكونوا مُؤمِنينَ(3)
شايد تو از اينكه [مشركان‌] ايمان نمى‌آورند، جان خود را تباه سازى.(3)
إِن نَشَأ نُنَزِّل عَلَيهِم مِنَ السَّماءِ ءايَةً فَظَلَّت أَعنٰقُهُم لَها خٰضِعينَ(4)
اگر بخواهيم، معجزه‌اى از آسمان بر آنان فرود مى‌آوريم، تا در برابر آن، گردنهايشان خاضع گردد.(4)
وَما يَأتيهِم مِن ذِكرٍ مِنَ الرَّحمٰنِ مُحدَثٍ إِلّا كانوا عَنهُ مُعرِضينَ(5)
و هيچ تذكر جديدى از سوى [خداى‌] رحمان برايشان نيامد جز اينكه همواره از آن روى برمى‌تافتند.(5)
فَقَد كَذَّبوا فَسَيَأتيهِم أَنبٰؤُا۟ ما كانوا بِهِ يَستَهزِءونَ(6)
[آنان‌] در حقيقت به تكذيب پرداختند، و به زودى خبر آنچه كه بدان ريشخند مى كردند، بديشان خواهد رسيد.(6)
أَوَلَم يَرَوا إِلَى الأَرضِ كَم أَنبَتنا فيها مِن كُلِّ زَوجٍ كَريمٍ(7)
مگر در زمين ننگريسته‌اند كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زيبا رويانيده‌ايم؟(7)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(8)
قطعاً در اين [هنرنمايى‌] عبرتى است و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نيستند.(8)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(9)
و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.(9)
وَإِذ نادىٰ رَبُّكَ موسىٰ أَنِ ائتِ القَومَ الظّٰلِمينَ(10)
و [ياد كن‌] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه به سوى قوم ستمكار برو:(10)
قَومَ فِرعَونَ ۚ أَلا يَتَّقونَ(11)
قوم فرعون؛ آيا پروا ندارند؟!(11)
قالَ رَبِّ إِنّى أَخافُ أَن يُكَذِّبونِ(12)
گفت: «پروردگارا، مى‌ترسم مرا تكذيب كنند،(12)
وَيَضيقُ صَدرى وَلا يَنطَلِقُ لِسانى فَأَرسِل إِلىٰ هٰرونَ(13)
و سينه‌ام تنگ مى‌گردد، و زبانم باز نمى‌شود، پس به سوى هارون بفرست.(13)
وَلَهُم عَلَىَّ ذَنبٌ فَأَخافُ أَن يَقتُلونِ(14)
و [از طرفى‌] آنان بر [گردن‌] من خونى دارند و مى‌ترسم مرا بكشند.»(14)
قالَ كَلّا ۖ فَاذهَبا بِـٔايٰتِنا ۖ إِنّا مَعَكُم مُستَمِعونَ(15)
فرمود: «نه، چنين نيست؛ نشانه‌هاى ما را [براى آنان‌] بِبَريد كه ما با شما شنونده‌ايم.»(15)
فَأتِيا فِرعَونَ فَقولا إِنّا رَسولُ رَبِّ العٰلَمينَ(16)
پس به سوى فرعون برويد و بگوييد: «ما پيامبر پروردگار جهانيانيم،(16)
أَن أَرسِل مَعَنا بَنى إِسرٰءيلَ(17)
فرزندان اسرائيل را با ما بفرست.»(17)
قالَ أَلَم نُرَبِّكَ فينا وَليدًا وَلَبِثتَ فينا مِن عُمُرِكَ سِنينَ(18)
[فرعون‌] گفت: «آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم و ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى؟(18)
وَفَعَلتَ فَعلَتَكَ الَّتى فَعَلتَ وَأَنتَ مِنَ الكٰفِرينَ(19)
و [سرانجام‌] كار خود را كردى، و تو از ناسپاسانى.»(19)
قالَ فَعَلتُها إِذًا وَأَنا۠ مِنَ الضّالّينَ(20)
گفت: «آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم،(20)
فَفَرَرتُ مِنكُم لَمّا خِفتُكُم فَوَهَبَ لى رَبّى حُكمًا وَجَعَلَنى مِنَ المُرسَلينَ(21)
و چون از شما ترسيدم، از شما گريختم، تا پروردگارم به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد.(21)
وَتِلكَ نِعمَةٌ تَمُنُّها عَلَىَّ أَن عَبَّدتَ بَنى إِسرٰءيلَ(22)
و [آيا] اينكه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساخته‌اى نعمتى است كه منّتش را بر من مى‌نهى؟»(22)
قالَ فِرعَونُ وَما رَبُّ العٰلَمينَ(23)
فرعون گفت: «و پروردگار جهانيان چيست؟»(23)
قالَ رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما ۖ إِن كُنتُم موقِنينَ(24)
گفت: «پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است-اگر اهل يقين باشيد.»(24)
قالَ لِمَن حَولَهُ أَلا تَستَمِعونَ(25)
[فرعون‌] به كسانى كه پيرامونش بودند گفت: «آيا نمى‌شنويد؟»(25)
قالَ رَبُّكُم وَرَبُّ ءابائِكُمُ الأَوَّلينَ(26)
[موسى دوباره‌] گفت: «پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما.»(26)
قالَ إِنَّ رَسولَكُمُ الَّذى أُرسِلَ إِلَيكُم لَمَجنونٌ(27)
[فرعون‌] گفت: «واقعاً اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده، سخت ديوانه است.»(27)
قالَ رَبُّ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ وَما بَينَهُما ۖ إِن كُنتُم تَعقِلونَ(28)
[موسى‌] گفت: «پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو است-اگر تعقّل كنيد.»(28)
قالَ لَئِنِ اتَّخَذتَ إِلٰهًا غَيرى لَأَجعَلَنَّكَ مِنَ المَسجونينَ(29)
[فرعون‌] گفت: «اگر خدايى غير از من اختيار كنى قطعاً تو را از [جمله‌] زندانيان خواهم ساخت.»(29)
قالَ أَوَلَو جِئتُكَ بِشَيءٍ مُبينٍ(30)
گفت: «گر چه براى تو چيزى آشكار بياورم؟»(30)
قالَ فَأتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(31)
گفت: «اگر راست مى‌گويى آن را بياور.»(31)
فَأَلقىٰ عَصاهُ فَإِذا هِىَ ثُعبانٌ مُبينٌ(32)
پس عصاى خود بيفكند و بناگاه آن اژدرى نمايان شد.(32)
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِىَ بَيضاءُ لِلنّٰظِرينَ(33)
و دستش را بيرون كشيد و بناگاه آن براى تماشاگران سپيد مى‌نمود.(33)
قالَ لِلمَلَإِ حَولَهُ إِنَّ هٰذا لَسٰحِرٌ عَليمٌ(34)
[فرعون‌] به سرانى كه پيرامونش بودند گفت: «واقعاً اين ساحرى بسيار داناست.(34)
يُريدُ أَن يُخرِجَكُم مِن أَرضِكُم بِسِحرِهِ فَماذا تَأمُرونَ(35)
مى‌خواهد با سحر خود، شما را از سرزمينتان بيرون كند، اكنون چه رأى مى‌دهيد؟»(35)
قالوا أَرجِه وَأَخاهُ وَابعَث فِى المَدائِنِ حٰشِرينَ(36)
گفتند: «او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست،(36)
يَأتوكَ بِكُلِّ سَحّارٍ عَليمٍ(37)
تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بياورند.»(37)
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِميقٰتِ يَومٍ مَعلومٍ(38)
پس ساحران براى موعدِ روزى معلوم گردآورى شدند.(38)
وَقيلَ لِلنّاسِ هَل أَنتُم مُجتَمِعونَ(39)
و به توده مردم گفته شد: «آيا شما هم جمع خواهيد شد؟(39)
لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كانوا هُمُ الغٰلِبينَ(40)
بدين اميد كه اگر ساحران غالب شدند از آنان پيروى كنيم؟»(40)
فَلَمّا جاءَ السَّحَرَةُ قالوا لِفِرعَونَ أَئِنَّ لَنا لَأَجرًا إِن كُنّا نَحنُ الغٰلِبينَ(41)
و چون ساحران پيش فرعون آمدند، گفتند: «آيا اگر ما غالب آييم واقعاً براى ما مزدى خواهد بود؟»(41)
قالَ نَعَم وَإِنَّكُم إِذًا لَمِنَ المُقَرَّبينَ(42)
گفت: «آرى، و در آن صورت شما حتماً از [زمره‌] مقرّبان خواهيد شد.»(42)
قالَ لَهُم موسىٰ أَلقوا ما أَنتُم مُلقونَ(43)
موسى به آنان گفت: «آنچه را شما مى‌اندازيد بيندازيد.»(43)
فَأَلقَوا حِبالَهُم وَعِصِيَّهُم وَقالوا بِعِزَّةِ فِرعَونَ إِنّا لَنَحنُ الغٰلِبونَ(44)
پس ريسمانها و چوبدستى‌هايشان را انداختند و گفتند: «به عزّت فرعون كه ما حتماً پيروزيم.»(44)
فَأَلقىٰ موسىٰ عَصاهُ فَإِذا هِىَ تَلقَفُ ما يَأفِكونَ(45)
پس موسى عصايش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعيد.(45)
فَأُلقِىَ السَّحَرَةُ سٰجِدينَ(46)
در نتيجه، ساحران به حالت سجده درافتادند.(46)
قالوا ءامَنّا بِرَبِّ العٰلَمينَ(47)
گفتند: «به پروردگار جهانيان ايمان آورديم:(47)
رَبِّ موسىٰ وَهٰرونَ(48)
پروردگار موسى و هارون.»(48)
قالَ ءامَنتُم لَهُ قَبلَ أَن ءاذَنَ لَكُم ۖ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذى عَلَّمَكُمُ السِّحرَ فَلَسَوفَ تَعلَمونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيدِيَكُم وَأَرجُلَكُم مِن خِلٰفٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُم أَجمَعينَ(49)
گفت: « [آيا] پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ قطعاً او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است. به زودى خواهيد دانست. حتماً دستها و پاهاى شما را از چپ و راست خواهم بريد و همه‌تان را به دار خواهم آويخت.»(49)
قالوا لا ضَيرَ ۖ إِنّا إِلىٰ رَبِّنا مُنقَلِبونَ(50)
گفتند: «باكى نيست، ما روى به سوى پروردگار خود مى‌آوريم.(50)
إِنّا نَطمَعُ أَن يَغفِرَ لَنا رَبُّنا خَطٰيٰنا أَن كُنّا أَوَّلَ المُؤمِنينَ(51)
ما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد، [چرا] كه نخستين ايمان‌آورندگان بوديم.»(51)
۞ وَأَوحَينا إِلىٰ موسىٰ أَن أَسرِ بِعِبادى إِنَّكُم مُتَّبَعونَ(52)
و به موسى وحى كرديم كه: «بندگان مرا شبانه حركت ده، زيرا شما مورد تعقيب قرار خواهيد گرفت.»(52)
فَأَرسَلَ فِرعَونُ فِى المَدائِنِ حٰشِرينَ(53)
پس فرعون مأمورانِ جمع‌آورىِ [خود را] به شهرها فرستاد،(53)
إِنَّ هٰؤُلاءِ لَشِرذِمَةٌ قَليلونَ(54)
[و گفت:] «اينها عده‌اى ناچيزند.(54)
وَإِنَّهُم لَنا لَغائِظونَ(55)
و راستى آنها ما را بر سر خشم آورده‌اند،(55)
وَإِنّا لَجَميعٌ حٰذِرونَ(56)
و[لى‌] ما همگى به حال آماده‌باش درآمده‌ايم.»(56)
فَأَخرَجنٰهُم مِن جَنّٰتٍ وَعُيونٍ(57)
سرانجام، ما آنان را از باغستانها و چشمه‌سارها،(57)
وَكُنوزٍ وَمَقامٍ كَريمٍ(58)
و گنجينه‌ها و جايگاه‌هاى پر ناز و نعمت بيرون كرديم.(58)
كَذٰلِكَ وَأَورَثنٰها بَنى إِسرٰءيلَ(59)
[اراده ما] چنين بود، و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم.(59)
فَأَتبَعوهُم مُشرِقينَ(60)
پس هنگام برآمدن آفتاب، آنها را تعقيب كردند.(60)
فَلَمّا تَرٰءَا الجَمعانِ قالَ أَصحٰبُ موسىٰ إِنّا لَمُدرَكونَ(61)
چون دو گروه، همديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: «ما قطعاً گرفتار خواهيم شد.»(61)
قالَ كَلّا ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبّى سَيَهدينِ(62)
گفت: «چنين نيست، زيرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد.»(62)
فَأَوحَينا إِلىٰ موسىٰ أَنِ اضرِب بِعَصاكَ البَحرَ ۖ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرقٍ كَالطَّودِ العَظيمِ(63)
پس به موسى وحى كرديم: «با عصاى خود بر اين دريا بزن.» تا از هم شكافت، و هر پاره‌اى همچون كوهى سترگ بود.(63)
وَأَزلَفنا ثَمَّ الءاخَرينَ(64)
و ديگران را بدانجا نزديك گردانيديم.(64)
وَأَنجَينا موسىٰ وَمَن مَعَهُ أَجمَعينَ(65)
و موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات داديم؛(65)
ثُمَّ أَغرَقنَا الءاخَرينَ(66)
آنگاه ديگران را غرق كرديم.(66)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(67)
مسلماً در اين [واقعه‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.(67)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(68)
و قطعاً پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.(68)
وَاتلُ عَلَيهِم نَبَأَ إِبرٰهيمَ(69)
و بر آنان گزارش ابراهيم را بخوان.(69)
إِذ قالَ لِأَبيهِ وَقَومِهِ ما تَعبُدونَ(70)
آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت: «چه مى‌پرستيد؟»(70)
قالوا نَعبُدُ أَصنامًا فَنَظَلُّ لَها عٰكِفينَ(71)
گفتند: «بتانى را مى‌پرستيم و همواره ملازم آنهاييم.»(71)
قالَ هَل يَسمَعونَكُم إِذ تَدعونَ(72)
گفت: «آيا وقتى دعا مى‌كنيد، از شما مى‌شنوند؟(72)
أَو يَنفَعونَكُم أَو يَضُرّونَ(73)
يا به شما سود يا زيان مى‌رسانند؟»(73)
قالوا بَل وَجَدنا ءاباءَنا كَذٰلِكَ يَفعَلونَ(74)
گفتند: «نه، بلكه پدران خود را يافتيم كه چنين مى‌كردند.»(74)
قالَ أَفَرَءَيتُم ما كُنتُم تَعبُدونَ(75)
گفت: «آيا در آنچه مى‌پرستيده‌ايد تأمّل كرده‌ايد؟(75)
أَنتُم وَءاباؤُكُمُ الأَقدَمونَ(76)
شما و پدران پيشين شما؟(76)
فَإِنَّهُم عَدُوٌّ لى إِلّا رَبَّ العٰلَمينَ(77)
قطعاً همه آنها -جز پروردگار جهانيان- دشمن منند.(77)
الَّذى خَلَقَنى فَهُوَ يَهدينِ(78)
آن كس كه مرا آفريده و همو راهنماييم مى‌كند،(78)
وَالَّذى هُوَ يُطعِمُنى وَيَسقينِ(79)
و آن كس كه او به من خوراك مى‌دهد و سيرابم مى‌گرداند،(79)
وَإِذا مَرِضتُ فَهُوَ يَشفينِ(80)
و چون بيمار شوم او مرا درمان مى‌بخشد،(80)
وَالَّذى يُميتُنى ثُمَّ يُحيينِ(81)
و آن كس كه مرا مى‌ميراند و سپس زنده‌ام مى‌گرداند،(81)
وَالَّذى أَطمَعُ أَن يَغفِرَ لى خَطيـَٔتى يَومَ الدّينِ(82)
و آن كس كه اميد دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشايد.»(82)
رَبِّ هَب لى حُكمًا وَأَلحِقنى بِالصّٰلِحينَ(83)
پروردگارا، به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى،(83)
وَاجعَل لى لِسانَ صِدقٍ فِى الءاخِرينَ(84)
و براى من در [ميان‌] آيندگان آوازه نيكو گذار،(84)
وَاجعَلنى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيمِ(85)
و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان،(85)
وَاغفِر لِأَبى إِنَّهُ كانَ مِنَ الضّالّينَ(86)
و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود،(86)
وَلا تُخزِنى يَومَ يُبعَثونَ(87)
و روزى كه [مردم‌] برانگيخته مى‌شوند رسوايم مكن:(87)
يَومَ لا يَنفَعُ مالٌ وَلا بَنونَ(88)
روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمى‌دهد،(88)
إِلّا مَن أَتَى اللَّهَ بِقَلبٍ سَليمٍ(89)
مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد.(89)
وَأُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقينَ(90)
و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مى‌گردد.(90)
وَبُرِّزَتِ الجَحيمُ لِلغاوينَ(91)
و جهنم براى گمراهان نمودار مى‌شود.(91)
وَقيلَ لَهُم أَينَ ما كُنتُم تَعبُدونَ(92)
و به آنان گفته مى‌شود: «آنچه جز خدا مى‌پرستيديد كجايند؟(92)
مِن دونِ اللَّهِ هَل يَنصُرونَكُم أَو يَنتَصِرونَ(93)
آيا ياريتان مى‌كنند يا خود را يارى مى‌دهند؟(93)
فَكُبكِبوا فيها هُم وَالغاوۥنَ(94)
پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش‌] افكنده مى‌شوند،(94)
وَجُنودُ إِبليسَ أَجمَعونَ(95)
و [نيز] همه سپاهيان ابليس.(95)
قالوا وَهُم فيها يَختَصِمونَ(96)
آنها در آنجا با يكديگر ستيزه مى‌كنند [و] مى‌گويند:(96)
تَاللَّهِ إِن كُنّا لَفى ضَلٰلٍ مُبينٍ(97)
«سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم،(97)
إِذ نُسَوّيكُم بِرَبِّ العٰلَمينَ(98)
آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مى‌كرديم،(98)
وَما أَضَلَّنا إِلَّا المُجرِمونَ(99)
و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند،(99)
فَما لَنا مِن شٰفِعينَ(100)
در نتيجه شفاعتگرانى نداريم،(100)
وَلا صَديقٍ حَميمٍ(101)
و نه دوستى نزديك.(101)
فَلَو أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكونَ مِنَ المُؤمِنينَ(102)
و اى كاش كه بازگشتى براىِ ما بود و از مؤمنان مى‌شديم.(102)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(103)
حقاً در اين [سرگذشت درس‌] عبرتى است و[لى‌] بيشترشان مؤمن نبودند.(103)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(104)
و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.(104)
كَذَّبَت قَومُ نوحٍ المُرسَلينَ(105)
قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.(105)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم نوحٌ أَلا تَتَّقونَ(106)
چون برادرشان نوح به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟(106)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(107)
من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم؛(107)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(108)
از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد،(108)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(109)
و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.(109)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(110)
پس، از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.»(110)
۞ قالوا أَنُؤمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الأَرذَلونَ(111)
گفتند: «آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كرده‌اند؟»(111)
قالَ وَما عِلمى بِما كانوا يَعمَلونَ(112)
[نوح‌] گفت: «به [جزئيات‌] آنچه مى‌كرده‌اند چه آگاهى دارم؟(112)
إِن حِسابُهُم إِلّا عَلىٰ رَبّى ۖ لَو تَشعُرونَ(113)
حسابشان -اگر درمى‌يابيد- جز با پروردگارم نيست.(113)
وَما أَنا۠ بِطارِدِ المُؤمِنينَ(114)
و من طردكننده مؤمنان نيستم.(114)
إِن أَنا۠ إِلّا نَذيرٌ مُبينٌ(115)
من جز هشداردهنده‌اى آشكار [بيش‌] نيستم.»(115)
قالوا لَئِن لَم تَنتَهِ يٰنوحُ لَتَكونَنَّ مِنَ المَرجومينَ(116)
گفتند: «اى نوح، اگر دست برندارى قطعاً از [جمله‌] سنگسارشدگان خواهى بود.»(116)
قالَ رَبِّ إِنَّ قَومى كَذَّبونِ(117)
گفت: «پروردگارا، قوم من مرا تكذيب كردند؛(117)
فَافتَح بَينى وَبَينَهُم فَتحًا وَنَجِّنى وَمَن مَعِىَ مِنَ المُؤمِنينَ(118)
ميان من و آنان فيصله ده، و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش.»(118)
فَأَنجَينٰهُ وَمَن مَعَهُ فِى الفُلكِ المَشحونِ(119)
پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود، رهانيديم؛(119)
ثُمَّ أَغرَقنا بَعدُ الباقينَ(120)
آنگاه باقى‌ماندگان را غرق كرديم.(120)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(121)
قطعاً در اين [ماجرا درس‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.(121)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(122)
و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.(122)
كَذَّبَت عادٌ المُرسَلينَ(123)
عاديان، پيامبران [خدا] را تكذيب كردند.(123)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم هودٌ أَلا تَتَّقونَ(124)
آنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟(124)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(125)
من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.(125)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(126)
از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.(126)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(127)
و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.(127)
أَتَبنونَ بِكُلِّ ريعٍ ءايَةً تَعبَثونَ(128)
آيا بر هر تپه‌اى بنايى مى‌سازيد كه [در آن‌] دست به بيهوده‌كارى زنيد؟(128)
وَتَتَّخِذونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُم تَخلُدونَ(129)
و كاخهاى استوار مى‌گيريد به اميد آنكه جاودانه بمانيد؟(129)
وَإِذا بَطَشتُم بَطَشتُم جَبّارينَ(130)
و چون حمله‌ور مى‌شويد [چون‌] زورگويان حمله‌ور مى‌شويد؟(130)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(131)
پس، از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.(131)
وَاتَّقُوا الَّذى أَمَدَّكُم بِما تَعلَمونَ(132)
و از آن كس كه شما را به آنچه مى‌دانيد مدد كرد پروا داريد:(132)
أَمَدَّكُم بِأَنعٰمٍ وَبَنينَ(133)
شما را به [دادن‌] دامها و پسران مدد كرد،(133)
وَجَنّٰتٍ وَعُيونٍ(134)
و به [دادن‌] باغها و چشمه‌ساران؛(134)
إِنّى أَخافُ عَلَيكُم عَذابَ يَومٍ عَظيمٍ(135)
من از عذاب روزى هولناك بر شما مى‌ترسم.(135)
قالوا سَواءٌ عَلَينا أَوَعَظتَ أَم لَم تَكُن مِنَ الوٰعِظينَ(136)
گفتند: «خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما يكسان است.(136)
إِن هٰذا إِلّا خُلُقُ الأَوَّلينَ(137)
اين جز شيوه پيشينيان نيست.(137)
وَما نَحنُ بِمُعَذَّبينَ(138)
و ما عذاب نخواهيم شد.»(138)
فَكَذَّبوهُ فَأَهلَكنٰهُم ۗ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(139)
پس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم. قطعاً در اين [ماجرا درس‌] عبرتى بود، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.(139)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(140)
و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.(140)
كَذَّبَت ثَمودُ المُرسَلينَ(141)
ثموديان، پيامبران [خدا] را تكذيب كردند؛(141)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم صٰلِحٌ أَلا تَتَّقونَ(142)
آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟(142)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(143)
من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.(143)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(144)
از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.(144)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(145)
و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.(145)
أَتُترَكونَ فى ما هٰهُنا ءامِنينَ(146)
آيا شما را در آنچه اينجا داريد آسوده رها مى‌كنند؟(146)
فى جَنّٰتٍ وَعُيونٍ(147)
در باغها و در كنار چشمه‌ساران،(147)
وَزُروعٍ وَنَخلٍ طَلعُها هَضيمٌ(148)
و كشتزارها و خرمابنانى كه شكوفه‌هايشان لطيف است؟(148)
وَتَنحِتونَ مِنَ الجِبالِ بُيوتًا فٰرِهينَ(149)
و هنرمندانه براى خود از كوهها خانه‌هايى مى‌تراشيد.(149)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(150)
از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد.(150)
وَلا تُطيعوا أَمرَ المُسرِفينَ(151)
و فرمان افراطگران را پيروى مكنيد:(151)
الَّذينَ يُفسِدونَ فِى الأَرضِ وَلا يُصلِحونَ(152)
آنان كه در زمين فساد مى‌كنند و اصلاح نمى‌كنند.»(152)
قالوا إِنَّما أَنتَ مِنَ المُسَحَّرينَ(153)
گفتند: «قطعاً تو از افسون‌شدگانى.(153)
ما أَنتَ إِلّا بَشَرٌ مِثلُنا فَأتِ بِـٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(154)
تو جز بشرى مانند ما [بيش‌] نيستى. اگر راست مى‌گويى معجزه‌اى بياور.(154)
قالَ هٰذِهِ ناقَةٌ لَها شِربٌ وَلَكُم شِربُ يَومٍ مَعلومٍ(155)
گفت: «اين ماده‌شترى است كه نوبتى از آب او راست و روزى معين نوبت آب شماست.(155)
وَلا تَمَسّوها بِسوءٍ فَيَأخُذَكُم عَذابُ يَومٍ عَظيمٍ(156)
و به آن گزندى مرسانيد كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مى‌گيرد.(156)
فَعَقَروها فَأَصبَحوا نٰدِمينَ(157)
پس آن را پى كردند و پشيمان گشتند.(157)
فَأَخَذَهُمُ العَذابُ ۗ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(158)
آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت. قطعاً در اين [ماجرا] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.(158)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(159)
و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.(159)
كَذَّبَت قَومُ لوطٍ المُرسَلينَ(160)
قوم لوط فرستادگان را تكذيب كردند.(160)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم لوطٌ أَلا تَتَّقونَ(161)
آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟(161)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(162)
من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.(162)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(163)
از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.(163)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(164)
و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.(164)
أَتَأتونَ الذُّكرانَ مِنَ العٰلَمينَ(165)
آيا از ميان مردم جهان، با مردها در مى‌آميزيد؟(165)
وَتَذَرونَ ما خَلَقَ لَكُم رَبُّكُم مِن أَزوٰجِكُم ۚ بَل أَنتُم قَومٌ عادونَ(166)
و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده وامى‌گذاريد؟ [نه،] بلكه شما مردمى تجاوزكاريد.(166)
قالوا لَئِن لَم تَنتَهِ يٰلوطُ لَتَكونَنَّ مِنَ المُخرَجينَ(167)
گفتند: «اى لوط، اگر دست برندارى، قطعاً از اخراج‌شدگان خواهى بود.»(167)
قالَ إِنّى لِعَمَلِكُم مِنَ القالينَ(168)
گفت: «به راستى من دشمن كردار شمايم.(168)
رَبِّ نَجِّنى وَأَهلى مِمّا يَعمَلونَ(169)
پروردگارا، مرا و كسان مرا از آنچه انجام مى‌دهند رهايى بخش.»(169)
فَنَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ أَجمَعينَ(170)
پس او و كسانش را همگى، رهانيديم-(170)
إِلّا عَجوزًا فِى الغٰبِرينَ(171)
جز پيرزنى كه از باقى‌ماندگان [در خاكستر آتش‌] بود.(171)
ثُمَّ دَمَّرنَا الءاخَرينَ(172)
سپس ديگران را سخت هلاك كرديم.(172)
وَأَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا ۖ فَساءَ مَطَرُ المُنذَرينَ(173)
و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم. و چه بد بود باران بيم‌داده‌شدگان.(173)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(174)
قطعاً در اين [عقوبت‌] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان‌آورنده نبودند.(174)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(175)
و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.(175)
كَذَّبَ أَصحٰبُ لـَٔيكَةِ المُرسَلينَ(176)
اصحاب ايكه فرستادگان را تكذيب كردند.(176)
إِذ قالَ لَهُم شُعَيبٌ أَلا تَتَّقونَ(177)
آنگاه كه شعيب به آنان گفت: «آيا پروا نداريد؟(177)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(178)
من براى شما فرستاده‌اى در خور اعتمادم.(178)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(179)
از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد.(179)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(180)
و بر اين [رسالت‌] اجرى از شما طلب نمى‌كنم. اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست.(180)
۞ أَوفُوا الكَيلَ وَلا تَكونوا مِنَ المُخسِرينَ(181)
پيمانه را تمام دهيد و از كم‌فروشان مباشيد.(181)
وَزِنوا بِالقِسطاسِ المُستَقيمِ(182)
و با ترازوى درست بسنجيد.(182)
وَلا تَبخَسُوا النّاسَ أَشياءَهُم وَلا تَعثَوا فِى الأَرضِ مُفسِدينَ(183)
و از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد.(183)
وَاتَّقُوا الَّذى خَلَقَكُم وَالجِبِلَّةَ الأَوَّلينَ(184)
و از آن كس كه شما و خلق [انبوه‌] گذشته را آفريده است پروا كنيد.»(184)
قالوا إِنَّما أَنتَ مِنَ المُسَحَّرينَ(185)
گفتند: «تو واقعاً از افسون‌شدگانى.»(185)
وَما أَنتَ إِلّا بَشَرٌ مِثلُنا وَإِن نَظُنُّكَ لَمِنَ الكٰذِبينَ(186)
«و تو جز بشرى مانند ما [بيش‌] نيستى، و قطعاً تو را از دروغگويان مى‌دانيم.(186)
فَأَسقِط عَلَينا كِسَفًا مِنَ السَّماءِ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(187)
پس اگر از راستگويانى، پاره‌اى از آسمان بر [سر] ما بيفكن.»(187)
قالَ رَبّى أَعلَمُ بِما تَعمَلونَ(188)
[شعيب‌] گفت: «پروردگارم به آنچه مى‌كنيد داناتر است.»(188)
فَكَذَّبوهُ فَأَخَذَهُم عَذابُ يَومِ الظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَومٍ عَظيمٍ(189)
پس او را تكذيب كردند، و عذابِ روزِ ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت. به راستى آن، عذاب روزى هولناك بود.(189)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(190)
قطعاً در اين [عقوبت درسِ‌] عبرتى است، و[لى‌] بيشترشان ايمان آورنده نبودند.(190)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(191)
و در حقيقت، پروردگار تو همان شكست‌ناپذير مهربان است.(191)
وَإِنَّهُ لَتَنزيلُ رَبِّ العٰلَمينَ(192)
و راستى كه اين [قرآن‌] وحى پروردگار جهانيان است.(192)
نَزَلَ بِهِ الرّوحُ الأَمينُ(193)
«روح الامين» آن را بر دلت نازل كرد،(193)
عَلىٰ قَلبِكَ لِتَكونَ مِنَ المُنذِرينَ(194)
تا از [جمله‌] هشداردهندگان باشى؛(194)
بِلِسانٍ عَرَبِىٍّ مُبينٍ(195)
به زبان عربى روشن،(195)
وَإِنَّهُ لَفى زُبُرِ الأَوَّلينَ(196)
و [وصف‌] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است.(196)
أَوَلَم يَكُن لَهُم ءايَةً أَن يَعلَمَهُ عُلَمٰؤُا۟ بَنى إِسرٰءيلَ(197)
آيا براى آنان، اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنى‌اسرائيل از آن اطّلاع دارند؟(197)
وَلَو نَزَّلنٰهُ عَلىٰ بَعضِ الأَعجَمينَ(198)
و اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مى‌كرديم،(198)
فَقَرَأَهُ عَلَيهِم ما كانوا بِهِ مُؤمِنينَ(199)
و پيامبر آن را برايشان مى‌خواند به آن ايمان نمى‌آوردند.(199)
كَذٰلِكَ سَلَكنٰهُ فى قُلوبِ المُجرِمينَ(200)
اين گونه در دلهاى گناهكاران، [انكار را] راه مى‌دهيم:(200)
لا يُؤمِنونَ بِهِ حَتّىٰ يَرَوُا العَذابَ الأَليمَ(201)
كه به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببينند،(201)
فَيَأتِيَهُم بَغتَةً وَهُم لا يَشعُرونَ(202)
كه به طور ناگهانى -در حالى كه بى‌خبرند- بديشان برسد.(202)
فَيَقولوا هَل نَحنُ مُنظَرونَ(203)
و بگويند: «آيا مهلت خواهيم يافت؟»(203)
أَفَبِعَذابِنا يَستَعجِلونَ(204)
پس آيا عذاب ما را به شتاب مى‌خواهند؟(204)
أَفَرَءَيتَ إِن مَتَّعنٰهُم سِنينَ(205)
مگر نمى‌دانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم،(205)
ثُمَّ جاءَهُم ما كانوا يوعَدونَ(206)
و آنگاه آنچه كه [بدان‌] بيم داده مى‌شوند بديشان برسد،(206)
ما أَغنىٰ عَنهُم ما كانوا يُمَتَّعونَ(207)
آنچه از آن برخوردار مى‌شدند، به كارشان نمى‌آيد [و عذاب را از آنان دفع نمى‌كند]؟(207)
وَما أَهلَكنا مِن قَريَةٍ إِلّا لَها مُنذِرونَ(208)
و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود.(208)
ذِكرىٰ وَما كُنّا ظٰلِمينَ(209)
[تا آنان را] تذكر [دهند]؛ و ما ستمكار نبوده‌ايم.(209)
وَما تَنَزَّلَت بِهِ الشَّيٰطينُ(210)
و شيطانها آن را فرود نياورده‌اند.(210)
وَما يَنبَغى لَهُم وَما يَستَطيعونَ(211)
و آنان را نسزد و نمى‌توانند [وحى كنند].(211)
إِنَّهُم عَنِ السَّمعِ لَمَعزولونَ(212)
در حقيقت آنها از شنيدن، معزول [و محروم‌]اند.(212)
فَلا تَدعُ مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا ءاخَرَ فَتَكونَ مِنَ المُعَذَّبينَ(213)
پس با خدا، خداى ديگر مخوان كه از عذاب‌شدگان خواهى شد.(213)
وَأَنذِر عَشيرَتَكَ الأَقرَبينَ(214)
و خويشان نزديكت را هشدار ده.(214)
وَاخفِض جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنينَ(215)
و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كرده‌اند، بال خود را فرو گستر.(215)
فَإِن عَصَوكَ فَقُل إِنّى بَريءٌ مِمّا تَعمَلونَ(216)
و اگر تو را نافرمانى كردند، بگو: «من از آنچه مى‌كنيد بيزارم.»(216)
وَتَوَكَّل عَلَى العَزيزِ الرَّحيمِ(217)
و بر [خداىِ‌] عزيزِ مهربان توكل كن،(217)
الَّذى يَرىٰكَ حينَ تَقومُ(218)
آن كس كه چون [به نماز] برمى‌خيزى تو را مى‌بيند،(218)
وَتَقَلُّبَكَ فِى السّٰجِدينَ(219)
و حركت تو را در ميان سجده‌كنندگان [مى‌نگرد].(219)
إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ العَليمُ(220)
او همان شنواى داناست.(220)
هَل أُنَبِّئُكُم عَلىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيٰطينُ(221)
آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مى‌آيند؟(221)
تَنَزَّلُ عَلىٰ كُلِّ أَفّاكٍ أَثيمٍ(222)
بر هر دروغزن گناهكارى فرود مى‌آيند،(222)
يُلقونَ السَّمعَ وَأَكثَرُهُم كٰذِبونَ(223)
كه [دزدانه‌] گوش فرا مى‌دارند و بيشترشان دروغگويند،(223)
وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ(224)
و شاعران را گمراهان پيروى مى‌كنند.(224)
أَلَم تَرَ أَنَّهُم فى كُلِّ وادٍ يَهيمونَ(225)
آيا نديده‌اى كه آنان در هر واديى سرگردانند؟(225)
وَأَنَّهُم يَقولونَ ما لا يَفعَلونَ(226)
و آنانند كه چيزهايى مى‌گويند كه انجام نمى‌دهند.(226)
إِلَّا الَّذينَ ءامَنوا وَعَمِلُوا الصّٰلِحٰتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثيرًا وَانتَصَروا مِن بَعدِ ما ظُلِموا ۗ وَسَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا أَىَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبونَ(227)
مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفته‌اند يارى خواسته‌اند. و كسانى كه ستم كرده‌اند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت.(227)