Al-Muddathth( المدّثر)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Mohammad Mahdi Fooladvand(فولادوند)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ يٰأَيُّهَا المُدَّثِّرُ(1)
اى كشيده رداى شب بر سر،(1)
قُم فَأَنذِر(2)
برخيز و بترسان.(2)
وَرَبَّكَ فَكَبِّر(3)
و پروردگار خود را بزرگ دار.(3)
وَثِيابَكَ فَطَهِّر(4)
و لباس خويشتن را پاك كن.(4)
وَالرُّجزَ فَاهجُر(5)
و از پليدى دور شو.(5)
وَلا تَمنُن تَستَكثِرُ(6)
و منّت مگذار و فزونى مطلب.(6)
وَلِرَبِّكَ فَاصبِر(7)
و براى پروردگارت شكيبايى كن.(7)
فَإِذا نُقِرَ فِى النّاقورِ(8)
پس چون در صور دميده شود،(8)
فَذٰلِكَ يَومَئِذٍ يَومٌ عَسيرٌ(9)
آن روز [چه‌] روز ناگوارى است!(9)
عَلَى الكٰفِرينَ غَيرُ يَسيرٍ(10)
بر كافران آسان نيست.(10)
ذَرنى وَمَن خَلَقتُ وَحيدًا(11)
مرا با آنكه [او را] تنها آفريدم واگذار.(11)
وَجَعَلتُ لَهُ مالًا مَمدودًا(12)
و دارايى بسيار به او بخشيدم،(12)
وَبَنينَ شُهودًا(13)
و پسرانى آماده [به خدمت، دادم‌]،(13)
وَمَهَّدتُ لَهُ تَمهيدًا(14)
و برايش [عيش خوش‌] آماده كردم.(14)
ثُمَّ يَطمَعُ أَن أَزيدَ(15)
باز [هم‌] طمع دارد كه بيفزايم.(15)
كَلّا ۖ إِنَّهُ كانَ لِءايٰتِنا عَنيدًا(16)
ولى نه، زيرا او دشمن آيات ما بود.(16)
سَأُرهِقُهُ صَعودًا(17)
به زودى او را به بالارفتن از گردنه [عذاب‌] وادار مى‌كنم.(17)
إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ(18)
آرى، [آن دشمن حق‌] انديشيد و سنجيد.(18)
فَقُتِلَ كَيفَ قَدَّرَ(19)
كشته بادا، چگونه [او] سنجيد؟(19)
ثُمَّ قُتِلَ كَيفَ قَدَّرَ(20)
[آرى،] كشته بادا، چگونه [او] سنجيد.(20)
ثُمَّ نَظَرَ(21)
آنگاه نظر انداخت.(21)
ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ(22)
سپس رو ترش نمود و چهره در هم كشيد.(22)
ثُمَّ أَدبَرَ وَاستَكبَرَ(23)
آنگاه پشت گردانيد و تكبّر ورزيد،(23)
فَقالَ إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ يُؤثَرُ(24)
و گفت: «اين [قرآن‌] جز سحرى كه [به برخى‌] آموخته‌اند نيست.(24)
إِن هٰذا إِلّا قَولُ البَشَرِ(25)
اين غير از سخن بشر نيست.»(25)
سَأُصليهِ سَقَرَ(26)
زودا كه او را به سَقَر در آورم.(26)
وَما أَدرىٰكَ ما سَقَرُ(27)
و تو چه دانى كه آن سَقَر چيست؟(27)
لا تُبقى وَلا تَذَرُ(28)
نه باقى مى‌گذارد و نه رها مى‌كند.(28)
لَوّاحَةٌ لِلبَشَرِ(29)
پوستها را سياه مى‌گرداند.(29)
عَلَيها تِسعَةَ عَشَرَ(30)
[و] بر آن [دوزخ‌]، نوزده [نگهبان‌] است.(30)
وَما جَعَلنا أَصحٰبَ النّارِ إِلّا مَلٰئِكَةً ۙ وَما جَعَلنا عِدَّتَهُم إِلّا فِتنَةً لِلَّذينَ كَفَروا لِيَستَيقِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتٰبَ وَيَزدادَ الَّذينَ ءامَنوا إيمٰنًا ۙ وَلا يَرتابَ الَّذينَ أوتُوا الكِتٰبَ وَالمُؤمِنونَ ۙ وَلِيَقولَ الَّذينَ فى قُلوبِهِم مَرَضٌ وَالكٰفِرونَ ماذا أَرادَ اللَّهُ بِهٰذا مَثَلًا ۚ كَذٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشاءُ وَيَهدى مَن يَشاءُ ۚ وَما يَعلَمُ جُنودَ رَبِّكَ إِلّا هُوَ ۚ وَما هِىَ إِلّا ذِكرىٰ لِلبَشَرِ(31)
و ما موكّلان آتش را جز فرشتگان نگردانيديم، و شماره آنها را جز آزمايشى براى كسانى كه كافر شده‌اند قرار نداديم، تا آنان كه اهل كتابند يقين به هم رسانند، و ايمان كسانى كه ايمان آورده‌اند افزون گردد، و آنان كه كتاب به ايشان داده شده و [نيز] مؤمنان به شك نيفتند، و تا كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و كافران بگويند: «خدا از اين وصف‌كردن، چه چيزى را اراده كرده است؟» اين گونه، خدا هر كه را بخواهد بيراه مى‌گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى كند، و [شماره‌] سپاهيان پروردگارت را جز او نمى‌داند، و اين [آيات‌] جز تذكارى براى بشر نيست.(31)
كَلّا وَالقَمَرِ(32)
نه چنين است [كه مى‌پندارند!] سوگند به ماه،(32)
وَالَّيلِ إِذ أَدبَرَ(33)
و سوگند به شامگاه چون پشت كند،(33)
وَالصُّبحِ إِذا أَسفَرَ(34)
و سوگند به بامداد چون آشكار شود،(34)
إِنَّها لَإِحدَى الكُبَرِ(35)
كه آيات [قرآن‌] از پديده‌هاى بزرگ است.(35)
نَذيرًا لِلبَشَرِ(36)
بشر را هشداردهنده است.(36)
لِمَن شاءَ مِنكُم أَن يَتَقَدَّمَ أَو يَتَأَخَّرَ(37)
هر كه از شما را كه بخواهد پيشى جويد يا بازايستد.(37)
كُلُّ نَفسٍ بِما كَسَبَت رَهينَةٌ(38)
هر كسى در گرو دستاورد خويش است،(38)
إِلّا أَصحٰبَ اليَمينِ(39)
بجز ياران دست راست:(39)
فى جَنّٰتٍ يَتَساءَلونَ(40)
در ميان باغها. از يكديگر مى‌پرسند،(40)
عَنِ المُجرِمينَ(41)
درباره مجرمان:(41)
ما سَلَكَكُم فى سَقَرَ(42)
«چه چيز شما را در آتش [سَقَر] درآورد؟»(42)
قالوا لَم نَكُ مِنَ المُصَلّينَ(43)
گويند: «از نمازگزاران نبوديم،(43)
وَلَم نَكُ نُطعِمُ المِسكينَ(44)
و بينوايان را غذا نمى‌داديم،(44)
وَكُنّا نَخوضُ مَعَ الخائِضينَ(45)
با هرزه‌درايان هرزه‌درايى مى‌كرديم،(45)
وَكُنّا نُكَذِّبُ بِيَومِ الدّينِ(46)
و روز جزا را دروغ مى‌شمرديم،(46)
حَتّىٰ أَتىٰنَا اليَقينُ(47)
تا مرگ ما در رسيد.»(47)
فَما تَنفَعُهُم شَفٰعَةُ الشّٰفِعينَ(48)
از اين رو شفاعت شفاعت‌كنندگان به حال آنها سودى نمى‌بخشد.(48)
فَما لَهُم عَنِ التَّذكِرَةِ مُعرِضينَ(49)
چرا آنها از تذكر روى گردانند؟!(49)
كَأَنَّهُم حُمُرٌ مُستَنفِرَةٌ(50)
گويى گورخرانى رميده‌اند،(50)
فَرَّت مِن قَسوَرَةٍ(51)
كه از (مقابل) شيرى فرار كرده‌اند!(51)
بَل يُريدُ كُلُّ امرِئٍ مِنهُم أَن يُؤتىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً(52)
بلكه هر كدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه‌اى (از سوى خدا) براى او فرستاده شود!(52)
كَلّا ۖ بَل لا يَخافونَ الءاخِرَةَ(53)
چنين نيست كه آنان مى‌گويند، بلكه آنها از آخرت نمى‌ترسند!(53)
كَلّا إِنَّهُ تَذكِرَةٌ(54)
چنين نيست كه آنها مى‌گويند، آن (قرآن) يك تذكر و يادآورى است!(54)
فَمَن شاءَ ذَكَرَهُ(55)
هر كس بخواهد از آن پند مى‌گيرد؛(55)
وَما يَذكُرونَ إِلّا أَن يَشاءَ اللَّهُ ۚ هُوَ أَهلُ التَّقوىٰ وَأَهلُ المَغفِرَةِ(56)
و هيچ كس پند نمى‌گيرد مگر اينكه خدا بخواهد؛ او اهل تقوا و اهل آمرزش است!(56)