Abasa( عبس)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Mohammad Kazem Moezzi(معزی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ عَبَسَ وَتَوَلّىٰ(1)
روی درهم کشید و پشت کرد(1)
أَن جاءَهُ الأَعمىٰ(2)
که آمدش کور(2)
وَما يُدريكَ لَعَلَّهُ يَزَّكّىٰ(3)
و چه دانستت شاید او پاکی جوید(3)
أَو يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكرىٰ(4)
یا یادآور شود پس سود دهدش یادآوردن‌(4)
أَمّا مَنِ استَغنىٰ(5)
اما آنکه بی‌نیازی جست‌(5)
فَأَنتَ لَهُ تَصَدّىٰ(6)
پس تواش پذیرفتی‌(6)
وَما عَلَيكَ أَلّا يَزَّكّىٰ(7)
و نیست بر تو که او پاکی نجوید(7)
وَأَمّا مَن جاءَكَ يَسعىٰ(8)
و اما آنکه بیامدت می‌دوید(8)
وَهُوَ يَخشىٰ(9)
و او می‌ترسید(9)
فَأَنتَ عَنهُ تَلَهّىٰ(10)
پس تو از او سرگرمی جستی‌(10)
كَلّا إِنَّها تَذكِرَةٌ(11)
نه چنین است همانا آن است یادآوریی‌(11)
فَمَن شاءَ ذَكَرَهُ(12)
که هر که خواهد یاد آوردش‌(12)
فى صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ(13)
در نامه‌هایی گرامی‌(13)
مَرفوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ(14)
برافراشته پاک‌شده‌(14)
بِأَيدى سَفَرَةٍ(15)
به دستهای پیام‌آورانی‌(15)
كِرامٍ بَرَرَةٍ(16)
گرامیانی نیکانی‌(16)
قُتِلَ الإِنسٰنُ ما أَكفَرَهُ(17)
کشته باد انسان چه ناسپاس است‌(17)
مِن أَىِّ شَيءٍ خَلَقَهُ(18)
از چه چیز آفریدش‌(18)
مِن نُطفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ(19)
از نطفه بیافریدش پس مقدّر داشتش (اندازه نهادش)(19)
ثُمَّ السَّبيلَ يَسَّرَهُ(20)
سپس راه را آماده ساختش‌(20)
ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقبَرَهُ(21)
پس میرانیدش و به گور بردش‌(21)
ثُمَّ إِذا شاءَ أَنشَرَهُ(22)
سپس هر گاه خواست برون آردش‌(22)
كَلّا لَمّا يَقضِ ما أَمَرَهُ(23)
نه چنین است هنوز نگذارد آنچه فرمودش‌(23)
فَليَنظُرِ الإِنسٰنُ إِلىٰ طَعامِهِ(24)
پس بنگرد انسان بسوی خوراکش‌(24)
أَنّا صَبَبنَا الماءَ صَبًّا(25)
که ریختیم ما آب را ریزشی‌(25)
ثُمَّ شَقَقنَا الأَرضَ شَقًّا(26)
پس شکافتیم زمین را شکافتنی‌(26)
فَأَنبَتنا فيها حَبًّا(27)
پس رویانیدیم در آن دانه‌(27)
وَعِنَبًا وَقَضبًا(28)
و انگوری و خرمائی‌(28)
وَزَيتونًا وَنَخلًا(29)
و زیتونی و خرمابنی‌(29)
وَحَدائِقَ غُلبًا(30)
و باغچه‌هائی پیچیده‌(30)
وَفٰكِهَةً وَأَبًّا(31)
و میوه‌ای و چمنی‌(31)
مَتٰعًا لَكُم وَلِأَنعٰمِكُم(32)
بهره‌ای برای شما و برای دامهای شما(32)
فَإِذا جاءَتِ الصّاخَّةُ(33)
پس گاهی که آید خروش کرسازنده‌(33)
يَومَ يَفِرُّ المَرءُ مِن أَخيهِ(34)
روزی که گریزد مرد از برادرش‌(34)
وَأُمِّهِ وَأَبيهِ(35)
و مادرش و پدرش‌(35)
وَصٰحِبَتِهِ وَبَنيهِ(36)
و همسرش و فرزندانش‌(36)
لِكُلِّ امرِئٍ مِنهُم يَومَئِذٍ شَأنٌ يُغنيهِ(37)
هر مردی از ایشان را است در آن روز کاری که به خود واداردش‌(37)
وُجوهٌ يَومَئِذٍ مُسفِرَةٌ(38)
چهره‌هایی است در آن روز گشوده‌(38)
ضاحِكَةٌ مُستَبشِرَةٌ(39)
خندان شادان‌(39)
وَوُجوهٌ يَومَئِذٍ عَلَيها غَبَرَةٌ(40)
و چهره‌هایی در آن روز بر آنها است گردی‌(40)
تَرهَقُها قَتَرَةٌ(41)
دستخوش سازدش پریشانی‌(41)
أُولٰئِكَ هُمُ الكَفَرَةُ الفَجَرَةُ(42)
آنانند کافران پرده‌دران‌(42)