As-Saffat( الصافات)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Mahdi Elahi Ghomshei(الهی قمشه‌ای)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ وَالصّٰفّٰتِ صَفًّا(1)
قسم به صف زدگان (چون فوج فرشتگان یا نماز گزاران یا سپاه اهل ایمان) که صف آرایی کرده‌اند.(1)
فَالزّٰجِرٰتِ زَجرًا(2)
قسم به منع و زجر کنندگان (از عمل معصیت کاران، یا رانندگان ابر و باران).(2)
فَالتّٰلِيٰتِ ذِكرًا(3)
قسم به تلاوت کنندگان ذکر (همه کتب آسمانی یا آیات قرآن).(3)
إِنَّ إِلٰهَكُم لَوٰحِدٌ(4)
که محققا خدای شما یکی است.(4)
رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما وَرَبُّ المَشٰرِقِ(5)
همان خدای یکتا که آفریننده آسمانها و زمین است و هر چه بین آنهاست و آفریننده مشرق‌ها (و مغرب‌ها) است.(5)
إِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنيا بِزينَةٍ الكَواكِبِ(6)
ما نزدیکترین آسمان را به زیور انجم بیاراستیم.(6)
وَحِفظًا مِن كُلِّ شَيطٰنٍ مارِدٍ(7)
و (به شهاب آن انجم) از تسلط هر شیطان سرکش گمراه محفوظ داشتیم.(7)
لا يَسَّمَّعونَ إِلَى المَلَإِ الأَعلىٰ وَيُقذَفونَ مِن كُلِّ جانِبٍ(8)
تا شیاطین هیچ از وحی و سخنان فرشتگان عالم بالا نشنوند و از هر طرف به قهر رانده شوند.(8)
دُحورًا ۖ وَلَهُم عَذابٌ واصِبٌ(9)
هم به قهر برانندشان و هم به عذاب دائم (قیامت) گرفتار شوند.(9)
إِلّا مَن خَطِفَ الخَطفَةَ فَأَتبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ(10)
جز آنکه کسی (از شیاطین چون خواهد از عالم بالا) خبری برباید هم او را تیر شهاب فروزان تعقیب کند.(10)
فَاستَفتِهِم أَهُم أَشَدُّ خَلقًا أَم مَن خَلَقنا ۚ إِنّا خَلَقنٰهُم مِن طينٍ لازِبٍ(11)
از این منکران قیامت بپرس که آیا خلقت آنها سخت‌تر است یا موجودات (با عظمت) دیگر که ما خلق کرده‌ایم؟ و ما اینان را در اول از گل چسبنده بیافریدیم.(11)
بَل عَجِبتَ وَيَسخَرونَ(12)
بلکه تو (از انکار منکران) تعجب کردی و آنها هم به تمسخر پرداختند.(12)
وَإِذا ذُكِّروا لا يَذكُرونَ(13)
و هر گاه به آنها پند و اندرز دهند هیچ متذکر نمی‌شوند.(13)
وَإِذا رَأَوا ءايَةً يَستَسخِرونَ(14)
و چون آیت و معجزی مشاهده کنند باز هم به فسوس و مسخره پردازند.(14)
وَقالوا إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ مُبينٌ(15)
و گویند: این خود پیداست که سحری بیش نیست.(15)
أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَبعوثونَ(16)
(و با تعجب و انکار گویند) آیا چون ما مردیم و خاک و استخوان پوسیده شدیم باز زنده و برانگیخته می‌شویم؟(16)
أَوَءاباؤُنَا الأَوَّلونَ(17)
یا پدران گذشته ما زنده می‌شوند؟!(17)
قُل نَعَم وَأَنتُم دٰخِرونَ(18)
بگو: آری شما (و هم پدرانتان) خوار و ذلیل به محشر مبعوث خواهید شد.(18)
فَإِنَّما هِىَ زَجرَةٌ وٰحِدَةٌ فَإِذا هُم يَنظُرونَ(19)
تنها به یک صیحه (اسرافیل) است که ناگاه همه (زنده شده و از قبرها بر خیزند و عرصه قیامت را) بنگرند.(19)
وَقالوا يٰوَيلَنا هٰذا يَومُ الدّينِ(20)
و گویند: ای وای بر ما، این است روز جزای اعمال.(20)
هٰذا يَومُ الفَصلِ الَّذى كُنتُم بِهِ تُكَذِّبونَ(21)
این است روز حکم (بر نیک و بد) که شما تکذیب آن می‌کردید.(21)
۞ احشُرُوا الَّذينَ ظَلَموا وَأَزوٰجَهُم وَما كانوا يَعبُدونَ(22)
(و خطاب شود که) اینک ستمکاران را حاضر کنید با همسران (یا پیروان) و آنچه معبود ایشان بود،(22)
مِن دونِ اللَّهِ فَاهدوهُم إِلىٰ صِرٰطِ الجَحيمِ(23)
که به جز خدا می‌پرستیدند، و همه را به راه دوزخ راه نمایید.(23)
وَقِفوهُم ۖ إِنَّهُم مَسـٔولونَ(24)
و (در موقف حساب) نگاهشان دارید که در کارشان سخت مسئولند.(24)
ما لَكُم لا تَناصَرونَ(25)
(به آنان خطاب شود که) چرا شما (در دفع عذاب) به یکدیگر نصرت نمی‌کنید؟(25)
بَل هُمُ اليَومَ مُستَسلِمونَ(26)
بلکه در این روز آنها همه سخت تسلیم و ذلیلند.(26)
وَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَساءَلونَ(27)
و در آن هنگامه برخی از آنان به بعضی دیگر رو نموده (یعنی مرئوسین با رؤسا) سؤال و جواب کنند.(27)
قالوا إِنَّكُم كُنتُم تَأتونَنا عَنِ اليَمينِ(28)
گویند: شما بودید که از سمت راست (و چپ برای فریب) ما می‌آمدید.(28)
قالوا بَل لَم تَكونوا مُؤمِنينَ(29)
آنها جواب دهند (که به ما مربوط نیست) بلکه شما خود ایمان نیاوردید.(29)
وَما كانَ لَنا عَلَيكُم مِن سُلطٰنٍ ۖ بَل كُنتُم قَومًا طٰغينَ(30)
و ما بر شما تسلط و حجتی نداشتیم بلکه شما خودتان طاغی و سرکش مردمی بودید.(30)
فَحَقَّ عَلَينا قَولُ رَبِّنا ۖ إِنّا لَذائِقونَ(31)
پس امروز بر همه ما وعده (انتقام) خدایمان حتمی است، و البته عذاب را خواهیم چشید.(31)
فَأَغوَينٰكُم إِنّا كُنّا غٰوينَ(32)
و ما شما را بدین سبب گمراه کردیم که خود گمراه بودیم.(32)
فَإِنَّهُم يَومَئِذٍ فِى العَذابِ مُشتَرِكونَ(33)
و در آن روز آنها همه در عذاب مشترکند.(33)
إِنّا كَذٰلِكَ نَفعَلُ بِالمُجرِمينَ(34)
ما چنین از بد کاران انتقام می‌کشیم.(34)
إِنَّهُم كانوا إِذا قيلَ لَهُم لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ يَستَكبِرونَ(35)
آنها بودند که چون لا اله الاّ اللّه (کلمه توحید) به ایشان گفته می‌شد (از قبول آن) سرکشی می‌کردند.(35)
وَيَقولونَ أَئِنّا لَتارِكوا ءالِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجنونٍ(36)
و می‌گفتند: آیا ما به خاطر شاعر دیوانه‌ای دست از خدایان خود برداریم؟!(36)
بَل جاءَ بِالحَقِّ وَصَدَّقَ المُرسَلينَ(37)
(چنین نیست که آنها پنداشتند) بلکه (محمّد صلی الله علیه و آله پیغمبر بزرگی است که برای تعلیم و هدایت خلق عالم) با برهان روشن حق آمد و (حجت و معجزاتش) صدق پیغمبران پیشین را نیز اثبات کرد.(37)
إِنَّكُم لَذائِقُوا العَذابِ الأَليمِ(38)
شما (که او را تکذیب کردید امروز) عذاب سخت و دردناک خواهید چشید.(38)
وَما تُجزَونَ إِلّا ما كُنتُم تَعمَلونَ(39)
و جز به کردارتان مجازات نمی‌شوید.(39)
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(40)
(امروز همه مسئولند) جز بندگان پاک برگزیده خدا.(40)
أُولٰئِكَ لَهُم رِزقٌ مَعلومٌ(41)
آنان را (در بهشت ابد) روزی جسمانی و روحانی (بی حساب) معیّن است.(41)
فَوٰكِهُ ۖ وَهُم مُكرَمونَ(42)
میوه‌های گوناگون بهشتی، و هم آنها (در آن عالم جاودانی) بزرگوار و محترمند.(42)
فى جَنّٰتِ النَّعيمِ(43)
در آن بهشت پر نعمت متنعّمند.(43)
عَلىٰ سُرُرٍ مُتَقٰبِلينَ(44)
بر تختهای عالی رو به روی یکدیگر نشسته‌اند.(44)
يُطافُ عَلَيهِم بِكَأسٍ مِن مَعينٍ(45)
(حور و غلمان) با جام شراب طهور بر آنان دور می‌زنند.(45)
بَيضاءَ لَذَّةٍ لِلشّٰرِبينَ(46)
شرابی سپید و روشن که آشامندگان لذت کامل برند.(46)
لا فيها غَولٌ وَلا هُم عَنها يُنزَفونَ(47)
نه در آن می‌خمار و دردسری و نه مستی و مدهوشی است.(47)
وَعِندَهُم قٰصِرٰتُ الطَّرفِ عينٌ(48)
و در بزم حضورشان حوران زیبا چشمی است که (جز به شوهر خود) به هیچ کس ننگرند.(48)
كَأَنَّهُنَّ بَيضٌ مَكنونٌ(49)
گویی آن حوران (در سفیدی و لطافت) بیضه مکنونند [یعنی تخم شتر مرغ که بسیار خوشرنگ است و شتر مرغ آن را با پر خویش می‌پوشاند تا غبار بر آن ننشیند. (م)].(49)
فَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَساءَلونَ(50)
در آنجا مؤمنان بعضی با بعضی به صحبت روی کنند.(50)
قالَ قائِلٌ مِنهُم إِنّى كانَ لى قَرينٌ(51)
یکی از آنها گوید: (ای رفیقان بهشتی) مرا (در دنیا) همنشینی (کافر) بود.(51)
يَقولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ المُصَدِّقينَ(52)
که با من می‌گفت: آیا تو (وعده‌های بهشت و قیامت را) باور می‌کنی؟(52)
أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَدينونَ(53)
آیا چون مردیم و استخوان ما خاک راه شد باز (زنده شویم و) پاداش و کیفری یابیم؟(53)
قالَ هَل أَنتُم مُطَّلِعونَ(54)
باز (این گوینده بهشتی به رفیقان) گوید: آیا می‌خواهید نظر کنید (و آن رفیق کافر را اینک در دوزخ بنگرید).(54)
فَاطَّلَعَ فَرَءاهُ فى سَواءِ الجَحيمِ(55)
آن گاه خود بنگرد و او را در میان دوزخ (معذّب) بیند.(55)
قالَ تَاللَّهِ إِن كِدتَ لَتُردينِ(56)
به او گوید: قسم به خدا که نزدیک بود مرا (همچون خود) هلاک گردانی.(56)
وَلَولا نِعمَةُ رَبّى لَكُنتُ مِنَ المُحضَرينَ(57)
و اگر نعمت و لطف خدای من (نگهدار) نبود من هم به دوزخ (نزد تو) از حاضر شدگان بودم.(57)
أَفَما نَحنُ بِمَيِّتينَ(58)
(و از خوشحالی گوید) آیا دیگر ما را مرگی نخواهد بود؟(58)
إِلّا مَوتَتَنَا الأولىٰ وَما نَحنُ بِمُعَذَّبينَ(59)
جز همان مرگ اول (که در دنیا مردیم) و دیگر هیچ رنج و عذابی بر ما نخواهد بود؟(59)
إِنَّ هٰذا لَهُوَ الفَوزُ العَظيمُ(60)
این است همان سعادت و رستگاری بزرگ.(60)
لِمِثلِ هٰذا فَليَعمَلِ العٰمِلونَ(61)
آنان که سعی و عملی می‌کنند باید بر مثل این (بهشت جاودانی) کنند (نه بر دنیای دو روزه فانی).(61)
أَذٰلِكَ خَيرٌ نُزُلًا أَم شَجَرَةُ الزَّقّومِ(62)
آیا این پذیرایی (و مقام عالی) بهتر است یا درخت زقّوم جهنم؟(62)
إِنّا جَعَلنٰها فِتنَةً لِلظّٰلِمينَ(63)
که آن درخت را ما بلای جان ستمکاران عالم گردانیدیم.(63)
إِنَّها شَجَرَةٌ تَخرُجُ فى أَصلِ الجَحيمِ(64)
آن زقوم به حقیقت درختی است که از بن دوزخ برآید.(64)
طَلعُها كَأَنَّهُ رُءوسُ الشَّيٰطينِ(65)
میوه‌اش (در خباثت) گویی سرهای شیاطین است.(65)
فَإِنَّهُم لَءاكِلونَ مِنها فَمالِـٔونَ مِنهَا البُطونَ(66)
اهل دوزخ از آن درخت (خباثت) آن طور می‌خورند که شکمها پر می‌سازند.(66)
ثُمَّ إِنَّ لَهُم عَلَيها لَشَوبًا مِن حَميمٍ(67)
پس از خوردن زقّوم دوزخ بر آنها آمیزه‌ای از شراب سوزان خواهد بود.(67)
ثُمَّ إِنَّ مَرجِعَهُم لَإِلَى الجَحيمِ(68)
و باز هم رجوعشان به سوی (عذاب دایم) جهنّم است.(68)
إِنَّهُم أَلفَوا ءاباءَهُم ضالّينَ(69)
چرا که آنها پدرانشان را در ضلالت و گمراهی یافتند.(69)
فَهُم عَلىٰ ءاثٰرِهِم يُهرَعونَ(70)
و باز از پی آنها شتابان می‌رفتند.(70)
وَلَقَد ضَلَّ قَبلَهُم أَكثَرُ الأَوَّلينَ(71)
و قبل از اینان بیشتر پیشینیان هم سخت گمراه بودند.(71)
وَلَقَد أَرسَلنا فيهِم مُنذِرينَ(72)
و ما رسولانی برای بیم و پند بر آنها فرستادیم.(72)
فَانظُر كَيفَ كانَ عٰقِبَةُ المُنذَرينَ(73)
(همه را تکذیب کردند) پس بنگر تا عاقبت کار آن امتهای بیم داده شده (گمراه) به چه (سختی و هلاکت) انجامید.(73)
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(74)
جز بندگان پاک برگزیده خدا (همه هلاک شدند).(74)
وَلَقَد نادىٰنا نوحٌ فَلَنِعمَ المُجيبونَ(75)
و همانا نوح ما را (بر یاری خود) ندا کرد و ما او را چه نیکو اجابت کردیم.(75)
وَنَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ مِنَ الكَربِ العَظيمِ(76)
و او را با اهل بیتش (و پیروانش) همه را از اندوه و بلای بزرگ (هلاکت غرق) نجات دادیم.(76)
وَجَعَلنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الباقينَ(77)
و نژاد و اولاد او را روی زمین باقی داشتیم.(77)
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ(78)
و در میان آیندگان نام نیکویش بگذاشتیم.(78)
سَلٰمٌ عَلىٰ نوحٍ فِى العٰلَمينَ(79)
سلام و تحیّت بر نوح (خدا پرست) در میان عالمیان باد.(79)
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(80)
ما نیکوکاران را چنین پاداش می‌دهیم.(80)
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ(81)
که او به حقیقت از بندگان با ایمان ما بود.(81)
ثُمَّ أَغرَقنَا الءاخَرينَ(82)
آن گاه دیگران را همه غرق دریای هلاک گردانیدیم.(82)
۞ وَإِنَّ مِن شيعَتِهِ لَإِبرٰهيمَ(83)
و از پیروان نوح (در دعوت به توحید و خدا پرستی) به حقیقت ابراهیم (خلیل) بود.(83)
إِذ جاءَ رَبَّهُ بِقَلبٍ سَليمٍ(84)
که با قلبی پاک و سالم (از شرک) به سوی پروردگار خویش آمد.(84)
إِذ قالَ لِأَبيهِ وَقَومِهِ ماذا تَعبُدونَ(85)
هنگامی که با پدر (یعنی عموی) خود و قومش گفت: شما به پرستش چه مشغولید؟(85)
أَئِفكًا ءالِهَةً دونَ اللَّهِ تُريدونَ(86)
آیا رواست که به دروغ خدایانی به جای خدای یکتا بر می‌گزینید؟(86)
فَما ظَنُّكُم بِرَبِّ العٰلَمينَ(87)
پس در این صورت به خدای جهانیان چه گمان می‌برید (و از قهر و انتقام خدا چگونه نمی‌ترسید).(87)
فَنَظَرَ نَظرَةً فِى النُّجومِ(88)
آن گاه (ابراهیم تدبیری اندیشید و) به ستارگان آسمان نگاهی کرد.(88)
فَقالَ إِنّى سَقيمٌ(89)
و با قومش گفت که من بیمارم (و نتوانم به جشن عید بتان آیم).(89)
فَتَوَلَّوا عَنهُ مُدبِرينَ(90)
قوم از او دست کشیده برگشتند (و از بتخانه در پی نشاط عید به باغ و صحرا شتافتند).(90)
فَراغَ إِلىٰ ءالِهَتِهِم فَقالَ أَلا تَأكُلونَ(91)
ابراهیم (که بتخانه را خلوت یافت) قصد بتهای آنان کرد و گفت: آیا شما غذا نمی‌خورید؟(91)
ما لَكُم لا تَنطِقونَ(92)
چرا سخن نمی‌گویید؟ (شما چه خدایان بی‌اثر باطلی هستید!)(92)
فَراغَ عَلَيهِم ضَربًا بِاليَمينِ(93)
و محکم (با تبر) بر بتان زد (و جز بت بزرگ همه را درهم شکست).(93)
فَأَقبَلوا إِلَيهِ يَزِفّونَ(94)
قوم (آگه شدند و) با شتاب (از پی انتقام) به سوی او آمدند.(94)
قالَ أَتَعبُدونَ ما تَنحِتونَ(95)
ابراهیم گفت: آیا رواست که شما چیزی به دست خود بتراشید و آن را پرستش کنید؟(95)
وَاللَّهُ خَلَقَكُم وَما تَعمَلونَ(96)
در صورتی که شما و آنچه (از بتان) می‌سازید همه را خدا آفریده.(96)
قالُوا ابنوا لَهُ بُنيٰنًا فَأَلقوهُ فِى الجَحيمِ(97)
(قوم حجت و برهانش نشنیدند و) گفتند: باید بر او آتشخانه‌ای بسازید و او را در آتش افکنید.(97)
فَأَرادوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلنٰهُمُ الأَسفَلينَ(98)
نمرودیان قصد مکر و ستمش کردند ما هم آنان را خوار و نابود ساختیم (و آتش را بر او گلستان کردیم).(98)
وَقالَ إِنّى ذاهِبٌ إِلىٰ رَبّى سَيَهدينِ(99)
و ابراهیم (پس از نجات از بیداد نمرودیان به قومش) گفت: من (با کمال اخلاص) به سوی خدای خود می‌روم که البته هدایتم خواهد فرمود.(99)
رَبِّ هَب لى مِنَ الصّٰلِحينَ(100)
بار الها، مرا فرزند صالحی که از بندگان شایسته تو باشد عطا فرما.(100)
فَبَشَّرنٰهُ بِغُلٰمٍ حَليمٍ(101)
پس مژده پسر بردباری به او دادیم.(101)
فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعىَ قالَ يٰبُنَىَّ إِنّى أَرىٰ فِى المَنامِ أَنّى أَذبَحُكَ فَانظُر ماذا تَرىٰ ۚ قالَ يٰأَبَتِ افعَل ما تُؤمَرُ ۖ سَتَجِدُنى إِن شاءَ اللَّهُ مِنَ الصّٰبِرينَ(102)
آن گاه که (آن پسر رشد یافت و) با او به سعی و عمل شتافت (یا در جهد و عبادت یا در سعی صفا و مروه با پدر همراه شد) ابراهیم گفت: ای فرزند عزیزم، من در عالم خواب چنین می‌بینم که تو را قربانی (راه خدا) می‌کنم، در این واقعه تو را چه نظری است؟ جواب داد: ای پدر، هر چه مأموری انجام ده که ان شاء اللّه مرا از بندگان با صبر و شکیبا خواهی یافت.(102)
فَلَمّا أَسلَما وَتَلَّهُ لِلجَبينِ(103)
پس چون هر دو تسلیم امر حق گشتند و او را (برای کشتن) به روی در افکند.(103)
وَنٰدَينٰهُ أَن يٰإِبرٰهيمُ(104)
و ما در آن حال (که کارد به گلویش کشید) خطاب کردیم که ای ابراهیم،(104)
قَد صَدَّقتَ الرُّءيا ۚ إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(105)
تو مأموریت عالم رؤیا را انجام دادی (کارد را از گلویش بردار). ما نیکو کاران را چنین نیکو پاداش می‌دهیم.(105)
إِنَّ هٰذا لَهُوَ البَلٰؤُا۟ المُبينُ(106)
این ابتلا همان امتحانی است که (حقیقت حال اهل ایمان را) روشن می‌کند (که در راه خدا از هر چیز می‌گذرند).(106)
وَفَدَينٰهُ بِذِبحٍ عَظيمٍ(107)
و بر او (گوسفندی فرستاده و) ذبح بزرگی فدا ساختیم.(107)
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ(108)
و ثنای او را در میان آیندگان وا گذاردیم.(108)
سَلٰمٌ عَلىٰ إِبرٰهيمَ(109)
سلام و تحیّت خدا بر ابراهیم باد.(109)
كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(110)
ما نیکوان را این چنین پاداش نیکو می‌دهیم.(110)
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ(111)
زیرا او از بندگان با ایمان ما بود.(111)
وَبَشَّرنٰهُ بِإِسحٰقَ نَبِيًّا مِنَ الصّٰلِحينَ(112)
و باز مژده فرزندش اسحاق را که پیغمبری از شایستگان است به او دادیم.(112)
وَبٰرَكنا عَلَيهِ وَعَلىٰ إِسحٰقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِما مُحسِنٌ وَظالِمٌ لِنَفسِهِ مُبينٌ(113)
و بر ابراهیم و اسحاق برکت و خیر بسیار عطا کردیم، و از فرزندانشان برخی صالح و نیکوکار و برخی دانسته و آشکار به نفس خود ستمکار شدند.(113)
وَلَقَد مَنَنّا عَلىٰ موسىٰ وَهٰرونَ(114)
و همانا ما بر موسی و هارون منّت گذاردیم.(114)
وَنَجَّينٰهُما وَقَومَهُما مِنَ الكَربِ العَظيمِ(115)
و هر دو را با قومشان از بلای بزرگ (فرعونیان) نجات دادیم.(115)
وَنَصَرنٰهُم فَكانوا هُمُ الغٰلِبينَ(116)
و آنها را یاری دادیم تا (بر فوعونیان) به حقیقت غالب شدند.(116)
وَءاتَينٰهُمَا الكِتٰبَ المُستَبينَ(117)
و به آن دو (پیغمبر) کتاب (تورات) روشن بیان را عطا کردیم.(117)
وَهَدَينٰهُمَا الصِّرٰطَ المُستَقيمَ(118)
و هر دو را به راه راست (خداپرستی) هدایت کردیم.(118)
وَتَرَكنا عَلَيهِما فِى الءاخِرينَ(119)
و برایشان نام نیک در میان آیندگان باقی گذاردیم.(119)
سَلٰمٌ عَلىٰ موسىٰ وَهٰرونَ(120)
سلام و تحیّت بر موسی و هارون باد.(120)
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(121)
ما چنین نیکوان را پاداش نیکو می‌دهیم.(121)
إِنَّهُما مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ(122)
زیرا هر دو از بندگان خاص با ایمان ما بودند.(122)
وَإِنَّ إِلياسَ لَمِنَ المُرسَلينَ(123)
و همانا الیاس یکی از رسولان بزرگ خدا بود.(123)
إِذ قالَ لِقَومِهِ أَلا تَتَّقونَ(124)
وقتی که قومش را گفت: آیا خداترس و پرهیزکار نمی‌شوید (که ترک بت و خود پرستی کنید).(124)
أَتَدعونَ بَعلًا وَتَذَرونَ أَحسَنَ الخٰلِقينَ(125)
آیا بت بعل نام را (خدا) می‌خوانید و خدای بهترین آفریننده عالم را ترک می‌گویید؟(125)
اللَّهَ رَبَّكُم وَرَبَّ ءابائِكُمُ الأَوَّلينَ(126)
همان خدایی که آفریننده شما و پدران گذشته شماست (نه بتان جماد).(126)
فَكَذَّبوهُ فَإِنَّهُم لَمُحضَرونَ(127)
قوم الیاس (رسالت) او را تکذیب کردند، بدین سبب (برای انتقام و عذاب به محشر) احضار می‌شوند.(127)
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(128)
(و همه هلاک شوند) جز بندگان پاک و برگزیده خدا.(128)
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ(129)
و از او در میان آیندگان نام نیکو باقی گذاردیم.(129)
سَلٰمٌ عَلىٰ إِل ياسينَ(130)
سلام بر الیاس (و آل یاسین) باد.(130)
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(131)
ما نیکوان را چنین پاداش نیکو می‌دهیم.(131)
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ(132)
زیرا او از بندگان خاص با ایمان ما بود.(132)
وَإِنَّ لوطًا لَمِنَ المُرسَلينَ(133)
و لوط هم یکی از رسولان خدا بود.(133)
إِذ نَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ أَجمَعينَ(134)
وقتی که ما (خواستیم قوم او را کیفر کنیم) او و اهل بیتش همه را نجات دادیم.(134)
إِلّا عَجوزًا فِى الغٰبِرينَ(135)
به جز پیر زالی (همسر او) که در میان قومی که هلاک شدند باقی ماند.(135)
ثُمَّ دَمَّرنَا الءاخَرينَ(136)
پس (از نجات لوط و اهلش) دیگران که بدکار بودند همه را هلاک ساختیم.(136)
وَإِنَّكُم لَتَمُرّونَ عَلَيهِم مُصبِحينَ(137)
و شما مردم اینک بر دیار ویران قوم لوط می‌گذرید (و خرابه‌های آن را به چشم می‌نگرید) در صبح،(137)
وَبِالَّيلِ ۗ أَفَلا تَعقِلونَ(138)
و شام، آیا (چشم عبرت نمی‌گشایید و) عقل را کار نمی‌بندید؟(138)
وَإِنَّ يونُسَ لَمِنَ المُرسَلينَ(139)
و یونس نیز یکی از رسولان بزرگ خدا بود.(139)
إِذ أَبَقَ إِلَى الفُلكِ المَشحونِ(140)
آن گاه که به کشتی پر جمعیتی گریخت (زیرا به قومش وعده عذاب داد و آنها از دل توبه و انابه کردند و خدا رفع عذاب کرد. او به دریای روم گریخت تا نزد قوم خجل و شرمنده نرود).(140)
فَساهَمَ فَكانَ مِنَ المُدحَضينَ(141)
(کشتی به خطر افتاد و اهل کشتی معتقد شدند که خطا کاری در میان آنهاست، خواستند قرعه زنند تا خطا کار را به قرعه تعیین کرده و غرق کنند) یونس قرعه زد و به نام خودش افتاد و از مغلوب شدگان (و غرق شوندگان) گردید.(141)
فَالتَقَمَهُ الحوتُ وَهُوَ مُليمٌ(142)
و ماهی دریا او را به کام فرو برد و او در خور ملامت بود.(142)
فَلَولا أَنَّهُ كانَ مِنَ المُسَبِّحينَ(143)
و اگر او به ستایش و تسبیح خدا نپرداختی،(143)
لَلَبِثَ فى بَطنِهِ إِلىٰ يَومِ يُبعَثونَ(144)
تا قیامت در شکم ماهی زیست کردی.(144)
۞ فَنَبَذنٰهُ بِالعَراءِ وَهُوَ سَقيمٌ(145)
باز او را (پس از چندین روز) از بطن ماهی به صحرای خشکی افکندیم در حالی که بیمار و ناتوان بود.(145)
وَأَنبَتنا عَلَيهِ شَجَرَةً مِن يَقطينٍ(146)
و (در آن صحرا) بر او درختی از کدو رویانیدیم (تا به برگش سایه‌بان و پوشش کند).(146)
وَأَرسَلنٰهُ إِلىٰ مِا۟ئَةِ أَلفٍ أَو يَزيدونَ(147)
و او را بر قومی بالغ بر صد هزار یا افزون (به رسالت) فرستادیم.(147)
فَـٔامَنوا فَمَتَّعنٰهُم إِلىٰ حينٍ(148)
و آن قوم چون ایمان آوردند ما هم تا هنگامی معیّن (مدت عمر آن قوم، از نعمت خود) بهره‌مندشان گردانیدیم.(148)
فَاستَفتِهِم أَلِرَبِّكَ البَناتُ وَلَهُمُ البَنونَ(149)
پس تو از این مشرکان (که فرشتگان را دختران خدا می‌خوانند) بپرس که آیا خدا را فرزندان دختر است و آنان را پسر؟(149)
أَم خَلَقنَا المَلٰئِكَةَ إِنٰثًا وَهُم شٰهِدونَ(150)
یا آنکه چون ما فرشتگان را خلق می‌کردیم آنجا حاضر بودند و دیدند که آنها را زن آفریدیم؟(150)
أَلا إِنَّهُم مِن إِفكِهِم لَيَقولونَ(151)
بدان که اینان (از جهل خود) بر خدا دروغی بسته و می‌گویند.(151)
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُم لَكٰذِبونَ(152)
خدا را فرزند می‌باشد. البته دروغ می‌گویند.(152)
أَصطَفَى البَناتِ عَلَى البَنينَ(153)
آیا خدا دختران را بر پسران برگزید؟(153)
ما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ(154)
چرا چنین جاهلانه حکم می‌کنید؟(154)
أَفَلا تَذَكَّرونَ(155)
آیا (با این ادلّه روشن) باز متذکر نمی‌شوید؟(155)
أَم لَكُم سُلطٰنٌ مُبينٌ(156)
آیا (برای عقیده باطل خود) دلیل روشنی دارید؟(156)
فَأتوا بِكِتٰبِكُم إِن كُنتُم صٰدِقينَ(157)
کتاب و برهان‌تان را بیاورید اگر راست می‌گویید.(157)
وَجَعَلوا بَينَهُ وَبَينَ الجِنَّةِ نَسَبًا ۚ وَلَقَد عَلِمَتِ الجِنَّةُ إِنَّهُم لَمُحضَرونَ(158)
و (فاسدتر از این عقیده آنکه) بین خدا و جنّ نسبت و خویشی برقرار کردند در صورتی که جنّیان می‌دانند که (این عقاید وهم و خرافات است و به محشر برای کیفر) احضار خواهند شد.(158)
سُبحٰنَ اللَّهِ عَمّا يَصِفونَ(159)
خدا ذات پاکش از این اوصاف که (از جهل) به او نسبت می‌دهند منزّه است (و همه شما مسئولید).(159)
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(160)
جز بندگان پاک برگزیده خدا.(160)
فَإِنَّكُم وَما تَعبُدونَ(161)
که شما و معبودانتان،(161)
ما أَنتُم عَلَيهِ بِفٰتِنينَ(162)
نتوانستید آنها را مفتون و گمراه کنید.(162)
إِلّا مَن هُوَ صالِ الجَحيمِ(163)
جز آن کس را که اهل دوزخ است.(163)
وَما مِنّا إِلّا لَهُ مَقامٌ مَعلومٌ(164)
(ای رسول ما، مشرکان را بگو که فرشتگان می‌گویند) هیچ کس از ما فرشتگان نیست جز آنکه او را (در بندگی حق) مقامی معین است.(164)
وَإِنّا لَنَحنُ الصّافّونَ(165)
و همه (به فرمان خدا) نیکو صف آراسته‌ایم.(165)
وَإِنّا لَنَحنُ المُسَبِّحونَ(166)
و دایم به تسبیح و ستایش او مشغولیم.(166)
وَإِن كانوا لَيَقولونَ(167)
و همانا کافران می‌گفتند.(167)
لَو أَنَّ عِندَنا ذِكرًا مِنَ الأَوَّلينَ(168)
که اگر نزد ما کتابی از رسولان پیشین بود.(168)
لَكُنّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(169)
ما هم البته از بندگان برگزیده خدا می‌بودیم.(169)
فَكَفَروا بِهِ ۖ فَسَوفَ يَعلَمونَ(170)
و (دروغ می‌گفتند، زیرا آن قرآن بزرگ خدا آمد و) به آن کافر شدند و به زودی (کیفر خود را) خواهند دانست.(170)
وَلَقَد سَبَقَت كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا المُرسَلينَ(171)
و همانا عهد ما در باره بندگانی که به رسالت فرستادیم (چنین در علم ازلی) سبقت گرفته است.(171)
إِنَّهُم لَهُمُ المَنصورونَ(172)
که البته آنها (بر کافران) فتح و فیروزی یابند.(172)
وَإِنَّ جُندَنا لَهُمُ الغٰلِبونَ(173)
و همیشه سپاه ما (بر دشمن) غالبند.(173)
فَتَوَلَّ عَنهُم حَتّىٰ حينٍ(174)
پس اینک روی از آنها بگردان تا به وقتی معیّن.(174)
وَأَبصِرهُم فَسَوفَ يُبصِرونَ(175)
و (عذاب دنیا و آخرت) آنها را به چشم ببین که آنها هم به زودی (فتح و فیروزی تو را) خواهند دید.(175)
أَفَبِعَذابِنا يَستَعجِلونَ(176)
آیا کافران (به تمسخر، از تو) عذاب ما را با تعجیل می‌طلبند؟(176)
فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِم فَساءَ صَباحُ المُنذَرينَ(177)
(بدانند که) چون عذاب قهر الهی پیرامون دیارشان فرود آید (بر آن کافران شبی بگذرد که) صبح بسیار بدی خواهند داشت.(177)
وَتَوَلَّ عَنهُم حَتّىٰ حينٍ(178)
اینک روی از آنها بگردان تا به وقتی معین.(178)
وَأَبصِر فَسَوفَ يُبصِرونَ(179)
و (عذاب و ذلّت آنها را) به چشم ببین که آنها هم به زودی (فتح و فیروزی تو را) خواهند دید.(179)
سُبحٰنَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمّا يَصِفونَ(180)
پاک و منزه است پروردگار تو که خدایی مقتدر و بی‌همتاست و از توصیف (جاهلانه) خلق مبرّاست.(180)
وَسَلٰمٌ عَلَى المُرسَلينَ(181)
و سلام و تحیت الهی بر رسولان گرامی او باد.(181)
وَالحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العٰلَمينَ(182)
و ستایش مخصوص خداست که آفریننده جهان‌ها و جهانیان است.(182)