Al-Qalam( القلم)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
Mahdi Elahi Ghomshei(الهی قمشه‌ای)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ ن ۚ وَالقَلَمِ وَما يَسطُرونَ(1)
ن (قسم به نون که شاید نام نور و ناصر حق یا لوح نور خداست) و قسم به قلم (علم فعلی ازلی) و آنچه (تا ابد در لوح محفوظ عالم) خواهند نگاشت.(1)
ما أَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنونٍ(2)
که تو به لطف و رحمت پروردگارت هرگز دیوانه نیستی.(2)
وَإِنَّ لَكَ لَأَجرًا غَيرَ مَمنونٍ(3)
و البته تو را پاداشی نامحدود است.(3)
وَإِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظيمٍ(4)
و در حقیقت تو به نیکو خلقی عظیم آراسته‌ای.(4)
فَسَتُبصِرُ وَيُبصِرونَ(5)
و به زودی تو و مخالفانت مشاهده می‌کنید.(5)
بِأَييِكُمُ المَفتونُ(6)
که از شما کدام یک (به اوهام و خیالات باطل) مفتون و دیوانه‌اند.(6)
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ وَهُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدينَ(7)
البته خدایت داناتر است که از راه خدا گمراه کیست و بهتر می‌داند که هدایت یافتگان عالم کیانند.(7)
فَلا تُطِعِ المُكَذِّبينَ(8)
پس هرگز از مردم کافری که آیات خدا را تکذیب می‌کنند پیروی مکن.(8)
وَدّوا لَو تُدهِنُ فَيُدهِنونَ(9)
کافران بسیار مایلند که تو با آنها مداهنه و مداراکنی (و متعرض بتهاشان نشوی) تا آنها هم (به نفاق) با تو مداهنه و مدارا کنند.(9)
وَلا تُطِع كُلَّ حَلّافٍ مَهينٍ(10)
و تو هرگز اطاعت مکن احدی از منافقان دون را که دایم (به دروغ) سوگند می‌خورند.(10)
هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ(11)
و آن کس که دایم عیبجویی و سخن‌چینی می‌کند.(11)
مَنّاعٍ لِلخَيرِ مُعتَدٍ أَثيمٍ(12)
و خلق را هر چه بتواند از خیر باز می‌دارد و به ظلم و بدکاری می‌کوشد.(12)
عُتُلٍّ بَعدَ ذٰلِكَ زَنيمٍ(13)
با این همه عیب، باز متکبر است و خشن با آنکه حرامزاده و بی‌اصل و نسب است.(13)
أَن كانَ ذا مالٍ وَبَنينَ(14)
(پیرو چنین کسی) برای این که مال و فرزندان بسیار دارد (نباید شد).(14)
إِذا تُتلىٰ عَلَيهِ ءايٰتُنا قالَ أَسٰطيرُ الأَوَّلينَ(15)
در صورتی که چون آیات ما را بر او تلاوت کنند گوید: این سخنان افسانه پیشینیان است.(15)
سَنَسِمُهُ عَلَى الخُرطومِ(16)
به زودی بر خرطوم و بینی‌اش داغ (شمشیر) نهیم. (این آیات در حقّ ولید مغیره عمّ ابو جهل که روز بدر بر حسب وعده حق به شمشیر علی علیه السلام بینی‌اش بشکافت نازل آمد ولی بر هر که مانند اوست تا ابد شامل است).(16)
إِنّا بَلَونٰهُم كَما بَلَونا أَصحٰبَ الجَنَّةِ إِذ أَقسَموا لَيَصرِمُنَّها مُصبِحينَ(17)
ما کافران را (به قحط و سختی) آزمودیم چنانکه اهل آن بستان را آزمودیم، که قسم خوردند که صبحگاه میوه‌اش را بچینند (تا فقیران آگاه نشوند).(17)
وَلا يَستَثنونَ(18)
و هیچ استثناء نکردند (ان شاء اللَه نگفتند و به خواست خدا معتقد نبودند).(18)
فَطافَ عَلَيها طائِفٌ مِن رَبِّكَ وَهُم نائِمونَ(19)
بدین سبب همان شب هنوز به خواب بودند که از جانب خدا آتش عذابی نازل شد.(19)
فَأَصبَحَت كَالصَّريمِ(20)
و بامدادان درختهای آن بستان چون خاکستری سیاه گردید.(20)
فَتَنادَوا مُصبِحينَ(21)
صبحگاه یکدیگر را صدا کردند.(21)
أَنِ اغدوا عَلىٰ حَرثِكُم إِن كُنتُم صٰرِمينَ(22)
که برخیزید اگر میوه بستان را خواهید چید به بستانتان روید.(22)
فَانطَلَقوا وَهُم يَتَخٰفَتونَ(23)
آنها سوی بستان روان شده و آهسته سخن می‌گفتند.(23)
أَن لا يَدخُلَنَّهَا اليَومَ عَلَيكُم مِسكينٌ(24)
که امروز مواظب باشید فقیری در این باغ بر شما وارد نشود.(24)
وَغَدَوا عَلىٰ حَردٍ قٰدِرينَ(25)
و صبحدم با شوق و عزم و توانایی (بر منع فقیران) به باغ رفتند.(25)
فَلَمّا رَأَوها قالوا إِنّا لَضالّونَ(26)
چون باغ را به آن حال دیدند با خود گفتند: (باغ ما نه اینست) ما یقین راه را گم کرده‌ایم؟(26)
بَل نَحنُ مَحرومونَ(27)
یا بلکه (باغ همان است و) ما (به قهر خدا از میوه‌اش) محروم شده‌ایم؟(27)
قالَ أَوسَطُهُم أَلَم أَقُل لَكُم لَولا تُسَبِّحونَ(28)
یک نفر بهترین اولاد و عادلترین‌شان به آنها گفت: من به شما نگفتم چرا (شکر نعمت و) تسبیح و ستایش خدا را بجا نیاورید؟(28)
قالوا سُبحٰنَ رَبِّنا إِنّا كُنّا ظٰلِمينَ(29)
آنان همه گفتند: خدای ما (از ظلم) منزّه است، آری ما خود (در حق خویش) ستم کردیم.(29)
فَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَلٰوَمونَ(30)
و رو به یکدیگر کرده به ملامت و نکوهش هم پرداختند.(30)
قالوا يٰوَيلَنا إِنّا كُنّا طٰغينَ(31)
گفتند: ای وای بر ما که سخت سرکش بودیم.(31)
عَسىٰ رَبُّنا أَن يُبدِلَنا خَيرًا مِنها إِنّا إِلىٰ رَبِّنا رٰغِبونَ(32)
اینک امیدواریم که پروردگار ما به جای آن، بستان بهتری به ما عطا کند، که (از این پس) ما همیشه به خدای خود مشتاقیم.(32)
كَذٰلِكَ العَذابُ ۖ وَلَعَذابُ الءاخِرَةِ أَكبَرُ ۚ لَو كانوا يَعلَمونَ(33)
این گونه است عذاب (دنیا) و البته عذاب آخرت بسیار سخت‌تر است اگر مردم بدانند.(33)
إِنَّ لِلمُتَّقينَ عِندَ رَبِّهِم جَنّٰتِ النَّعيمِ(34)
(در آخرت) برای متقیان نزد پروردگارشان باغهای بهشت پرنعمت خواهد بود.(34)
أَفَنَجعَلُ المُسلِمينَ كَالمُجرِمينَ(35)
آیا هرگز اهل اسلام را با کافران بدکار یکسان قرار می‌دهیم؟(35)
ما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ(36)
شما را چیست؟ چگونه شما (این چنین) حکم (ظالمانه) می‌کنید؟(36)
أَم لَكُم كِتٰبٌ فيهِ تَدرُسونَ(37)
آیا شما را کتابی است (آسمانی) که در آن این حکم می‌خوانید؟(37)
إِنَّ لَكُم فيهِ لَما تَخَيَّرونَ(38)
که هر آنچه به هوای نفس بخواهید شما را فراهم است؟(38)
أَم لَكُم أَيمٰنٌ عَلَينا بٰلِغَةٌ إِلىٰ يَومِ القِيٰمَةِ ۙ إِنَّ لَكُم لَما تَحكُمونَ(39)
یا شما را بر ما (به عدم عقاب) عهد و سوگند دائمی تا روز قیامت است که هر چه حکم فرمایید به یقین بر شما فراهم است؟(39)
سَلهُم أَيُّهُم بِذٰلِكَ زَعيمٌ(40)
از آنان بپرس تا کدام ضامن این پیمانند؟(40)
أَم لَهُم شُرَكاءُ فَليَأتوا بِشُرَكائِهِم إِن كانوا صٰدِقينَ(41)
یا آنها گواهانی (بر دعوی خود) دارند؟ اگر راست می‌گویند آن گواهان را حاضر کنند.(41)
يَومَ يُكشَفُ عَن ساقٍ وَيُدعَونَ إِلَى السُّجودِ فَلا يَستَطيعونَ(42)
در آن روز بسیار سخت به سجده خدا خوانده شوند و نتوانند.(42)
خٰشِعَةً أَبصٰرُهُم تَرهَقُهُم ذِلَّةٌ ۖ وَقَد كانوا يُدعَونَ إِلَى السُّجودِ وَهُم سٰلِمونَ(43)
چشمانشان ذلیل و ترسان، ذلّت و حسرت آنها را فرا گرفته و از این پیش (در دنیا) با تن سالم به سجده خدا آنها را می‌خواندند (ولی اجابت نکردند).(43)
فَذَرنى وَمَن يُكَذِّبُ بِهٰذَا الحَديثِ ۖ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَيثُ لا يَعلَمونَ(44)
(ای رسول، تو کیفر) مکذّبان و منکران قرآن را به من واگذار که ما آنها را از آنجا که نفهمند (و گمان نعمت کنند) به عذاب سخت در افکنیم.(44)
وَأُملى لَهُم ۚ إِنَّ كَيدى مَتينٌ(45)
و آنها را مهلت دهم که البته کید من قوی و بسیار سخت است.(45)
أَم تَسـَٔلُهُم أَجرًا فَهُم مِن مَغرَمٍ مُثقَلونَ(46)
آیا تو از کافران امت مزد رسالت خواهی که بار غرامتش بر آنها گران است؟(46)
أَم عِندَهُمُ الغَيبُ فَهُم يَكتُبونَ(47)
یا آنکه از عالم غیب آگاهند تا از آنجا چیزی بر نویسند؟(47)
فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ وَلا تَكُن كَصاحِبِ الحوتِ إِذ نادىٰ وَهُوَ مَكظومٌ(48)
باز تو برای حکم خدای خود صبر کن و مانند صاحب ماهی (یونس که از خشم در عذاب امت تعجیل کرد) مباش که (عاقبت پشیمان شد و در ظلمت زندان شکم ماهی افتاد و) به حال غم و اندوه (خدا را بر نجات خود) خواند.(48)
لَولا أَن تَدٰرَكَهُ نِعمَةٌ مِن رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالعَراءِ وَهُوَ مَذمومٌ(49)
که اگر لطف و رحمت پروردگارش در نیافتی با نکوهش به صحرای بی‌آب و گیاه در افتادی (و هلاک شدی).(49)
فَاجتَبٰهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّٰلِحينَ(50)
باز (چون به درگاه حق نالید) خدایش برگزید و از صالحانش گردانید.(50)
وَإِن يَكادُ الَّذينَ كَفَروا لَيُزلِقونَكَ بِأَبصٰرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ وَيَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ(51)
البته نزدیک است که کافران به چشمان (بد) خود (چشم زخمت زنند و) از پایت در آورند، آن گاه که آیات قرآن بشنوند و (چون در فصاحتش حیرت کنند از شدت حسد) گویند که این شخص عجب دیوانه است.(51)
وَما هُوَ إِلّا ذِكرٌ لِلعٰلَمينَ(52)
در حالی که این کتاب الهی جز ذکر و پند و حکمت برای عالمیان هیچ نیست.(52)