Qaf( ق)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ ق ۚ وَالقُرءانِ المَجيدِ(1)
قاف. قسم به اين قرآن ارجمند(1)
بَل عَجِبوا أَن جاءَهُم مُنذِرٌ مِنهُم فَقالَ الكٰفِرونَ هٰذا شَيءٌ عَجيبٌ(2)
كه در شگفت شدند از اينكه از ميان خودشان بيم‌دهنده‌اى سويشان آمد و كافران گفتند: اين چيزى عجيب است،(2)
أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا ۖ ذٰلِكَ رَجعٌ بَعيدٌ(3)
آيا زمانى كه مرديم و خاك شديم ديگر بار زنده مى‌شويم؟ اين بازگشتى محال است.(3)
قَد عَلِمنا ما تَنقُصُ الأَرضُ مِنهُم ۖ وَعِندَنا كِتٰبٌ حَفيظٌ(4)
ما مى‌دانيم كه خاك چگونه از آنها خواهد كاست. و كتابى كه همه چيز در آن نگهدارى شده، نزد ماست.(4)
بَل كَذَّبوا بِالحَقِّ لَمّا جاءَهُم فَهُم فى أَمرٍ مَريجٍ(5)
آرى، ايشان سخن راستى را كه بر آنها آمده بود دروغ شمردند. پس در كارى شوريده افتادند.(5)
أَفَلَم يَنظُروا إِلَى السَّماءِ فَوقَهُم كَيفَ بَنَينٰها وَزَيَّنّٰها وَما لَها مِن فُروجٍ(6)
آيا به اين آسمان بر فراز سرشان نظر نمى‌كنند كه چگونه آن را بنا كرده‌ايم و آراسته‌ايم و هيچ شكافى در آن نيست؟(6)
وَالأَرضَ مَدَدنٰها وَأَلقَينا فيها رَوٰسِىَ وَأَنبَتنا فيها مِن كُلِّ زَوجٍ بَهيجٍ(7)
و زمين را گسترديم و در آن كوه‌هاى بلند افكنديم و از هر گونه نباتات خوش‌منظر در آن رويانيديم.(7)
تَبصِرَةً وَذِكرىٰ لِكُلِّ عَبدٍ مُنيبٍ(8)
بينشى و پندى است براى هر بنده‌اى كه به خدا بازگردد.(8)
وَنَزَّلنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبٰرَكًا فَأَنبَتنا بِهِ جَنّٰتٍ وَحَبَّ الحَصيدِ(9)
و از آسمان، آبى پربركت فرستاديم و بدان باغها و دانه‌هاى دروشدنى رويانيديم.(9)
وَالنَّخلَ باسِقٰتٍ لَها طَلعٌ نَضيدٌ(10)
و نخلهاى بلند با خوشه‌هاى بر هم چيده.(10)
رِزقًا لِلعِبادِ ۖ وَأَحيَينا بِهِ بَلدَةً مَيتًا ۚ كَذٰلِكَ الخُروجُ(11)
تا رزق بندگان باشد و بدان آب، سرزمين مرده را زنده كرديم. برآمدن از گور نيز چنين است.(11)
كَذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوحٍ وَأَصحٰبُ الرَّسِّ وَثَمودُ(12)
پيش از آنها قوم نوح و اصحاب رَس و ثمود تكذيب كرده بودند،(12)
وَعادٌ وَفِرعَونُ وَإِخوٰنُ لوطٍ(13)
و قوم عاد و فرعون و قوم لوط،(13)
وَأَصحٰبُ الأَيكَةِ وَقَومُ تُبَّعٍ ۚ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعيدِ(14)
و اصحاب اَيكه و قوم تُبَّع، همه پيامبران را دروغ شمردند و مستحق وعده عذاب من شدند.(14)
أَفَعَيينا بِالخَلقِ الأَوَّلِ ۚ بَل هُم فى لَبسٍ مِن خَلقٍ جَديدٍ(15)
آيا از آفرينش نخستين عاجز شده بوديم؟ نه، آنها از آفرينش تازه در شكند.(15)
وَلَقَد خَلَقنَا الإِنسٰنَ وَنَعلَمُ ما تُوَسوِسُ بِهِ نَفسُهُ ۖ وَنَحنُ أَقرَبُ إِلَيهِ مِن حَبلِ الوَريدِ(16)
ما آدمى را آفريده‌ايم و از وسوسه‌هاى نفس او آگاه هستيم، زيرا از رگ گردنش به او نزديك‌تريم.(16)
إِذ يَتَلَقَّى المُتَلَقِّيانِ عَنِ اليَمينِ وَعَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ(17)
هنگامى كه آن دو فرشته فراگيرنده در جانب راست و جانب چپ او نشسته‌اند هر چيز را فرامى‌گيرند.(17)
ما يَلفِظُ مِن قَولٍ إِلّا لَدَيهِ رَقيبٌ عَتيدٌ(18)
هيچ كلامى نمى‌گويد مگر آنكه در كنار او مراقبى حاضر است.(18)
وَجاءَت سَكرَةُ المَوتِ بِالحَقِّ ۖ ذٰلِكَ ما كُنتَ مِنهُ تَحيدُ(19)
به راستى كه بيهوشى مرگ فرامى‌رسد. اين است آنچه از آن مى‌گريختى.(19)
وَنُفِخَ فِى الصّورِ ۚ ذٰلِكَ يَومُ الوَعيدِ(20)
و در صور دميده مى‌شود. اين است روز وعده‌هاى عذاب.(20)
وَجاءَت كُلُّ نَفسٍ مَعَها سائِقٌ وَشَهيدٌ(21)
هر كسى مى‌آيد و با او كسى است كه مى‌راندش و كسى است كه برايش شهادت مى‌دهد.(21)
لَقَد كُنتَ فى غَفلَةٍ مِن هٰذا فَكَشَفنا عَنكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ اليَومَ حَديدٌ(22)
تو از اين غافل بودى. ما پرده از برابرت برداشتيم و امروز چشمانت تيزبين شده است.(22)
وَقالَ قَرينُهُ هٰذا ما لَدَىَّ عَتيدٌ(23)
موكل او گويد: اين است آنچه من آماده كرده‌ام.(23)
أَلقِيا فى جَهَنَّمَ كُلَّ كَفّارٍ عَنيدٍ(24)
هر ناسپاس كينه‌توزى را به جهنم بيندازيد،(24)
مَنّاعٍ لِلخَيرِ مُعتَدٍ مُريبٍ(25)
آن كه از بخشش امساك ورزيد و تجاوزكار بود و شك مى‌آورد،(25)
الَّذى جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا ءاخَرَ فَأَلقِياهُ فِى العَذابِ الشَّديدِ(26)
آن كه با خداى يكتا خداى ديگرى قرار داد. پس به عذاب سختش بيفكنيد.(26)
۞ قالَ قَرينُهُ رَبَّنا ما أَطغَيتُهُ وَلٰكِن كانَ فى ضَلٰلٍ بَعيدٍ(27)
همنشين او گويد: اى پروردگار ما، من او را به سركشى وادار نكردم، بلكه او خود سخت در گمراهى بود.(27)
قالَ لا تَختَصِموا لَدَىَّ وَقَد قَدَّمتُ إِلَيكُم بِالوَعيدِ(28)
مى‌گويد: نزد من مجادله مكنيد. من پيش از اين با شما سخن از عذاب گفته بودم.(28)
ما يُبَدَّلُ القَولُ لَدَىَّ وَما أَنا۠ بِظَلّٰمٍ لِلعَبيدِ(29)
وعده من ديگرگون نمى‌شود و من به بندگان ستم نمى‌كنم.(29)
يَومَ نَقولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امتَلَأتِ وَتَقولُ هَل مِن مَزيدٍ(30)
روزى كه جهنم را مى‌گوييم: آيا پر شده‌اى؟ مى‌گويد: آيا هيچ زيادتى هست؟(30)
وَأُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقينَ غَيرَ بَعيدٍ(31)
و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك بياورند، تا از آن دور نباشند.(31)
هٰذا ما توعَدونَ لِكُلِّ أَوّابٍ حَفيظٍ(32)
اين همان چيزى است كه به هر توبه‌كننده پرهيزگارى وعده‌اش داده بودند.(32)
مَن خَشِىَ الرَّحمٰنَ بِالغَيبِ وَجاءَ بِقَلبٍ مُنيبٍ(33)
آنهايى را كه در نهان از خداى رحمان مى‌ترسند و با دلى توبه‌كار آمده‌اند،(33)
ادخُلوها بِسَلٰمٍ ۖ ذٰلِكَ يَومُ الخُلودِ(34)
گويند: در امان از هر عذابى به بهشت داخل شويد. اين روز، روز جاودانى است.(34)
لَهُم ما يَشاءونَ فيها وَلَدَينا مَزيدٌ(35)
در آنجا هر چه بخواهند هست و بيشتر از آن نزد ما هست.(35)
وَكَم أَهلَكنا قَبلَهُم مِن قَرنٍ هُم أَشَدُّ مِنهُم بَطشًا فَنَقَّبوا فِى البِلٰدِ هَل مِن مَحيصٍ(36)
پيش از آنها چه مردمى را كه نيرومندتر بودند و در شهرها سير و جستجو مى‌كردند، به هلاكت آورده‌ايم. آيا راه گريزى هست؟(36)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَذِكرىٰ لِمَن كانَ لَهُ قَلبٌ أَو أَلقَى السَّمعَ وَهُوَ شَهيدٌ(37)
در اين سخن براى صاحبدلان يا آنان كه با حضور گوش فرا مى‌دارند، اندرزى است.(37)
وَلَقَد خَلَقنَا السَّمٰوٰتِ وَالأَرضَ وَما بَينَهُما فى سِتَّةِ أَيّامٍ وَما مَسَّنا مِن لُغوبٍ(38)
ما آسمانها و زمين و آنچه را ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ خستگى بما نرسيد.(38)
فَاصبِر عَلىٰ ما يَقولونَ وَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّكَ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ وَقَبلَ الغُروبِ(39)
در برابر آنچه مى‌گويند، پايدارى كن. و در ستايش پروردگارت پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب آن تسبيح گوى.(39)
وَمِنَ الَّيلِ فَسَبِّحهُ وَأَدبٰرَ السُّجودِ(40)
و نيز در پاره‌اى از شب و بعد از هر سجده او را تسبيح گوى.(40)
وَاستَمِع يَومَ يُنادِ المُنادِ مِن مَكانٍ قَريبٍ(41)
و آنگاه كه منادى از مكانى نزديك ندا مى‌دهد گوش فرادار.(41)
يَومَ يَسمَعونَ الصَّيحَةَ بِالحَقِّ ۚ ذٰلِكَ يَومُ الخُروجِ(42)
روزى كه آن آواز سهمناك را به حق مى‌شنوند، آن روز، روز بيرون‌شدن از گور است.(42)
إِنّا نَحنُ نُحيۦ وَنُميتُ وَإِلَينَا المَصيرُ(43)
ما زنده مى‌كنيم و مى‌ميرانيم و بازگشت نزد ماست.(43)
يَومَ تَشَقَّقُ الأَرضُ عَنهُم سِراعًا ۚ ذٰلِكَ حَشرٌ عَلَينا يَسيرٌ(44)
روزى كه زمين بشكافد و آنها به شتاب بيرون آيند. و اين گرد آورى براى ما آسان است.(44)
نَحنُ أَعلَمُ بِما يَقولونَ ۖ وَما أَنتَ عَلَيهِم بِجَبّارٍ ۖ فَذَكِّر بِالقُرءانِ مَن يَخافُ وَعيدِ(45)
ما به آنچه مى‌گويند داناتريم و تو به آنها زور نمى‌گويى. پس هر كه را از وعده عذاب من مى‌ترسد به قرآن اندرز ده.(45)