Ash-Shu'araa( الشعراء)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ طسم(1)
طا، سين، ميم.(1)
تِلكَ ءايٰتُ الكِتٰبِ المُبينِ(2)
اينهاست آيات اين كتاب روشنگر.(2)
لَعَلَّكَ بٰخِعٌ نَفسَكَ أَلّا يَكونوا مُؤمِنينَ(3)
شايد، از اينكه ايمان نمى‌آورند، خود را هلاك سازى.(3)
إِن نَشَأ نُنَزِّل عَلَيهِم مِنَ السَّماءِ ءايَةً فَظَلَّت أَعنٰقُهُم لَها خٰضِعينَ(4)
اگر بخواهيم، از آسمان برايشان آيتى نازل مى‌كنيم كه در برابر آن به خضوع سر فرود آورند.(4)
وَما يَأتيهِم مِن ذِكرٍ مِنَ الرَّحمٰنِ مُحدَثٍ إِلّا كانوا عَنهُ مُعرِضينَ(5)
برايشان هيچ سخن تازه‌اى از خداى رحمان نازل نمى‌شود، جز آنكه از اعراض مى‌كنند.(5)
فَقَد كَذَّبوا فَسَيَأتيهِم أَنبٰؤُا۟ ما كانوا بِهِ يَستَهزِءونَ(6)
پس تكذيبش كردند. زودا كه خبر آن چيزهايى كه مسخره‌اش مى‌كردند به ايشان برسد.(6)
أَوَلَم يَرَوا إِلَى الأَرضِ كَم أَنبَتنا فيها مِن كُلِّ زَوجٍ كَريمٍ(7)
آيا به زمين ننگريسته‌اند كه چه قدر از هر گونه گياهان نيكو در آن رويانيده‌ايم.(7)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(8)
در اين عبرتى است ولى بيشترشان مؤمن نبوده‌اند.(8)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(9)
به راستى پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.(9)
وَإِذ نادىٰ رَبُّكَ موسىٰ أَنِ ائتِ القَومَ الظّٰلِمينَ(10)
و پروردگارت موسى را ندا داد كه: اى موسى، به سوى آن مردم ستمكار برو:(10)
قَومَ فِرعَونَ ۚ أَلا يَتَّقونَ(11)
قوم فرعون. آيا نمى‌خواهند پرهيزگار شوند؟(11)
قالَ رَبِّ إِنّى أَخافُ أَن يُكَذِّبونِ(12)
گفت: اى پروردگار من، مى‌ترسم كه دروغگويم خوانند.(12)
وَيَضيقُ صَدرى وَلا يَنطَلِقُ لِسانى فَأَرسِل إِلىٰ هٰرونَ(13)
و دل من تنگ گردد و زبانم گشاده نشود. هارون را رسالت ده.(13)
وَلَهُم عَلَىَّ ذَنبٌ فَأَخافُ أَن يَقتُلونِ(14)
و بر من به گناهى ادعايى دارند، مى‌ترسم كه مرا بكشند.(14)
قالَ كَلّا ۖ فَاذهَبا بِـٔايٰتِنا ۖ إِنّا مَعَكُم مُستَمِعونَ(15)
گفت: هرگز، آيات مرا هر دو نزد آنها ببريد، ما نيز با شما هستيم و گوش فرا مى‌دهيم.(15)
فَأتِيا فِرعَونَ فَقولا إِنّا رَسولُ رَبِّ العٰلَمينَ(16)
پس نزد فرعون رويد و بگوييد: ما رسول پروردگار جهانيان هستيم،(16)
أَن أَرسِل مَعَنا بَنى إِسرٰءيلَ(17)
كه بنى اسرائيل را با ما بفرستى.(17)
قالَ أَلَم نُرَبِّكَ فينا وَليدًا وَلَبِثتَ فينا مِن عُمُرِكَ سِنينَ(18)
گفت: آيا به هنگام كودكى نزد خود پرورشت نداديم و تو چند سال از عمرت را در ميان ما نگذارنيدى؟(18)
وَفَعَلتَ فَعلَتَكَ الَّتى فَعَلتَ وَأَنتَ مِنَ الكٰفِرينَ(19)
و آن كار را كه از تو سرزد مرتكب نشدى؟ پس تو كافر نعمتى.(19)
قالَ فَعَلتُها إِذًا وَأَنا۠ مِنَ الضّالّينَ(20)
گفت: آن وقت كه چنان كردم از خطاكاران بودم.(20)
فَفَرَرتُ مِنكُم لَمّا خِفتُكُم فَوَهَبَ لى رَبّى حُكمًا وَجَعَلَنى مِنَ المُرسَلينَ(21)
و چون از شما ترسيدم گريختم. ولى پروردگار من به من نبوت داد و مرا در شمار پيامبران آورد.(21)
وَتِلكَ نِعمَةٌ تَمُنُّها عَلَىَّ أَن عَبَّدتَ بَنى إِسرٰءيلَ(22)
و منّت اين نعمت را بر من مى‌نهى كه بنى‌اسرائيل را برده ساخته‌اى؟(22)
قالَ فِرعَونُ وَما رَبُّ العٰلَمينَ(23)
فرعون گفت: پروردگار جهانيان چيست؟(23)
قالَ رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما ۖ إِن كُنتُم موقِنينَ(24)
گفت: اگر به يقين مى‌پذيريد، پروردگار آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست.(24)
قالَ لِمَن حَولَهُ أَلا تَستَمِعونَ(25)
به آنان كه در اطرافش بودند، گفت: آيا نشنيديد؟(25)
قالَ رَبُّكُم وَرَبُّ ءابائِكُمُ الأَوَّلينَ(26)
گفت: پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.(26)
قالَ إِنَّ رَسولَكُمُ الَّذى أُرسِلَ إِلَيكُم لَمَجنونٌ(27)
فرعون گفت: اين پيامبرى كه بر شما فرستاده شده، ديوانه است.(27)
قالَ رَبُّ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ وَما بَينَهُما ۖ إِن كُنتُم تَعقِلونَ(28)
گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و هر چه ميان آن دوست، اگر تعقل كنيد.(28)
قالَ لَئِنِ اتَّخَذتَ إِلٰهًا غَيرى لَأَجعَلَنَّكَ مِنَ المَسجونينَ(29)
فرعون گفت: اگر جز من كس ديگرى را به خدايى گيرى به زندانت مى‌افكنم.(29)
قالَ أَوَلَو جِئتُكَ بِشَيءٍ مُبينٍ(30)
گفت: حتى اگر معجزه‌اى روشن براى تو آورده باشم؟(30)
قالَ فَأتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(31)
گفت: اگر راست مى‌گويى، بياورش.(31)
فَأَلقىٰ عَصاهُ فَإِذا هِىَ ثُعبانٌ مُبينٌ(32)
عصايش را انداخت. به آشكارا اژدهايى شد.(32)
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِىَ بَيضاءُ لِلنّٰظِرينَ(33)
و دستش را بيرون آورد. در نظر بينندگان سپيد مى‌نمود.(33)
قالَ لِلمَلَإِ حَولَهُ إِنَّ هٰذا لَسٰحِرٌ عَليمٌ(34)
به مهتران قومش كه كنارش بودند گفت: اين مرد جادوگرى داناست.(34)
يُريدُ أَن يُخرِجَكُم مِن أَرضِكُم بِسِحرِهِ فَماذا تَأمُرونَ(35)
مى‌خواهد به جادوى خود شما را از سرزمينتان بيرون كند. چه رأى مى‌دهيد؟(35)
قالوا أَرجِه وَأَخاهُ وَابعَث فِى المَدائِنِ حٰشِرينَ(36)
گفتند: از او و برادرش مهلت بخواه و كسان به شهرها بفرست.(36)
يَأتوكَ بِكُلِّ سَحّارٍ عَليمٍ(37)
تا هر جادوگر دانايى را كه هست نزد تو بياورند.(37)
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِميقٰتِ يَومٍ مَعلومٍ(38)
جادوگران را در روزى معين به وعده‌گاه آوردند.(38)
وَقيلَ لِلنّاسِ هَل أَنتُم مُجتَمِعونَ(39)
و مردم را گفتند: آيا شما نيز گرد مى‌آييد؟(39)
لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كانوا هُمُ الغٰلِبينَ(40)
تا اگر جادوگران پيروز آمدند همه از آنها پيروى كنيم.(40)
فَلَمّا جاءَ السَّحَرَةُ قالوا لِفِرعَونَ أَئِنَّ لَنا لَأَجرًا إِن كُنّا نَحنُ الغٰلِبينَ(41)
چون جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: آيا اگر ما پيروز شويم ما را مزدى خواهد بود.(41)
قالَ نَعَم وَإِنَّكُم إِذًا لَمِنَ المُقَرَّبينَ(42)
گفت: آرى، همه از مقربان خواهيد بود.(42)
قالَ لَهُم موسىٰ أَلقوا ما أَنتُم مُلقونَ(43)
موسى به آنها گفت: هر چه مى‌خواهيد بيفكنيد، بيفكنيد.(43)
فَأَلقَوا حِبالَهُم وَعِصِيَّهُم وَقالوا بِعِزَّةِ فِرعَونَ إِنّا لَنَحنُ الغٰلِبونَ(44)
آنان ريسمانها و چوبهاى خود بيفكندند و گفتند: به عزت فرعون كه ما پيروز شديم.(44)
فَأَلقىٰ موسىٰ عَصاهُ فَإِذا هِىَ تَلقَفُ ما يَأفِكونَ(45)
و موسى عصايش را افكند. ناگاه همه آن دروغهايى را كه ساخته بودند، بلعيد.(45)
فَأُلقِىَ السَّحَرَةُ سٰجِدينَ(46)
جادوگران به سجده افتادند.(46)
قالوا ءامَنّا بِرَبِّ العٰلَمينَ(47)
گفتند: به پروردگار جهانيان ايمان آورديم:(47)
رَبِّ موسىٰ وَهٰرونَ(48)
پروردگار موسى و هارون.(48)
قالَ ءامَنتُم لَهُ قَبلَ أَن ءاذَنَ لَكُم ۖ إِنَّهُ لَكَبيرُكُمُ الَّذى عَلَّمَكُمُ السِّحرَ فَلَسَوفَ تَعلَمونَ ۚ لَأُقَطِّعَنَّ أَيدِيَكُم وَأَرجُلَكُم مِن خِلٰفٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُم أَجمَعينَ(49)
گفت: آيا پيش از آنكه شما را رخصت دهم ايمان آورديد؟ هرآينه آن مرد، بزرگ شماست كه شما را جادو آموخته است. خواهيد ديد. اكنون دستها و پاهايتان را از چپ و راست خواهم بريد و همه تان را بر دار خواهم كرد.(49)
قالوا لا ضَيرَ ۖ إِنّا إِلىٰ رَبِّنا مُنقَلِبونَ(50)
گفتند: باكى نيست، ما نزد پروردگارمان باز مى‌گرديم.(50)
إِنّا نَطمَعُ أَن يَغفِرَ لَنا رَبُّنا خَطٰيٰنا أَن كُنّا أَوَّلَ المُؤمِنينَ(51)
ما اميد مى‌داريم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد كه ما نخستين كسانى هستيم كه ايمان آورديم.(51)
۞ وَأَوحَينا إِلىٰ موسىٰ أَن أَسرِ بِعِبادى إِنَّكُم مُتَّبَعونَ(52)
و به موسى وحى كرديم كه: شب‌هنگام بندگان مرا بيرون ببر كه از پى شما بيايند.(52)
فَأَرسَلَ فِرعَونُ فِى المَدائِنِ حٰشِرينَ(53)
و فرعون گردآورندگان سپاه را به شهرها فرستاد.(53)
إِنَّ هٰؤُلاءِ لَشِرذِمَةٌ قَليلونَ(54)
كه اينان گروهى اندكند،(54)
وَإِنَّهُم لَنا لَغائِظونَ(55)
و ما را به خشم آورده‌اند،(55)
وَإِنّا لَجَميعٌ حٰذِرونَ(56)
و ما همگى آماده پيكاريم.(56)
فَأَخرَجنٰهُم مِن جَنّٰتٍ وَعُيونٍ(57)
پس ايشان را از باغها و چشمه‌سارها بيرون كرديم،(57)
وَكُنوزٍ وَمَقامٍ كَريمٍ(58)
و از گنجها و خانه‌هاى نيكو،(58)
كَذٰلِكَ وَأَورَثنٰها بَنى إِسرٰءيلَ(59)
بدين سان همه را به بنى اسرائيل وا گذاشتيم.(59)
فَأَتبَعوهُم مُشرِقينَ(60)
فرعونيان به هنگام برآمدن آفتاب از پى آنها رفتند.(60)
فَلَمّا تَرٰءَا الجَمعانِ قالَ أَصحٰبُ موسىٰ إِنّا لَمُدرَكونَ(61)
چون آن دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: گرفتار آمديم.(61)
قالَ كَلّا ۖ إِنَّ مَعِىَ رَبّى سَيَهدينِ(62)
گفت: هرگز. پروردگار من با من است و مرا راه خواهد نمود.(62)
فَأَوحَينا إِلىٰ موسىٰ أَنِ اضرِب بِعَصاكَ البَحرَ ۖ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرقٍ كَالطَّودِ العَظيمِ(63)
پس به موسى وحى كرديم كه: عصايت را بر دريا بزن. دريا بشكافت و هر پاره چون كوهى عظيم گشت.(63)
وَأَزلَفنا ثَمَّ الءاخَرينَ(64)
و آن گروه ديگر را نيز به دريا رسانديم.(64)
وَأَنجَينا موسىٰ وَمَن مَعَهُ أَجمَعينَ(65)
موسى و همه همراهانش را رهانيديم.(65)
ثُمَّ أَغرَقنَا الءاخَرينَ(66)
و آن ديگران را غرقه ساختيم.(66)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(67)
هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.(67)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(68)
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و بخشنده است.(68)
وَاتلُ عَلَيهِم نَبَأَ إِبرٰهيمَ(69)
و داستان ابراهيم را برايشان تلاوت كن.(69)
إِذ قالَ لِأَبيهِ وَقَومِهِ ما تَعبُدونَ(70)
آنگاه كه به پدر و قوم خود گفت: چه مى‌پرستيد؟(70)
قالوا نَعبُدُ أَصنامًا فَنَظَلُّ لَها عٰكِفينَ(71)
گفتند: بتانى را مى‌پرستيم و معتكف آستانشان هستيم.(71)
قالَ هَل يَسمَعونَكُم إِذ تَدعونَ(72)
گفت: آيا وقتى آنها را مى‌خوانيد صدايتان را مى‌شنوند؟(72)
أَو يَنفَعونَكُم أَو يَضُرّونَ(73)
يا براى شما سود و زيانى دارند؟(73)
قالوا بَل وَجَدنا ءاباءَنا كَذٰلِكَ يَفعَلونَ(74)
گفتند: نه، پدرانمان را ديده‌ايم كه چنين مى‌كرده‌اند.(74)
قالَ أَفَرَءَيتُم ما كُنتُم تَعبُدونَ(75)
گفت: آيا مى‌دانيد كه چه مى‌پرستيده‌ايد،(75)
أَنتُم وَءاباؤُكُمُ الأَقدَمونَ(76)
شما و نياكانتان؟(76)
فَإِنَّهُم عَدُوٌّ لى إِلّا رَبَّ العٰلَمينَ(77)
آنها دشمنان منند، ولى پروردگار جهانيان دوست من است:(77)
الَّذى خَلَقَنى فَهُوَ يَهدينِ(78)
آن كه مرا بيافريده سپس راهنماييم مى‌كند،(78)
وَالَّذى هُوَ يُطعِمُنى وَيَسقينِ(79)
و آن كه به من طعام مى‌دهد و مرا سيراب مى‌سازد،(79)
وَإِذا مَرِضتُ فَهُوَ يَشفينِ(80)
و چون بيمار شوم شفايم مى‌بخشد،(80)
وَالَّذى يُميتُنى ثُمَّ يُحيينِ(81)
و آن كه مرا مى‌ميراند و سپس زنده مى‌كند،(81)
وَالَّذى أَطمَعُ أَن يَغفِرَ لى خَطيـَٔتى يَومَ الدّينِ(82)
و آن كه اميد مى‌دارم كه در روز قيامت خطايم را ببخشايد.(82)
رَبِّ هَب لى حُكمًا وَأَلحِقنى بِالصّٰلِحينَ(83)
اى پروردگار من، مرا حكمت بخش و مرا به شايستگان بپيوند.(83)
وَاجعَل لى لِسانَ صِدقٍ فِى الءاخِرينَ(84)
و ذكر جميل مرا در دهان آيندگان انداز.(84)
وَاجعَلنى مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيمِ(85)
و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار ده.(85)
وَاغفِر لِأَبى إِنَّهُ كانَ مِنَ الضّالّينَ(86)
و پدرم را بيامرز كه از گمراهان است.(86)
وَلا تُخزِنى يَومَ يُبعَثونَ(87)
و در روز قيامت مرا رسوا مساز:(87)
يَومَ لا يَنفَعُ مالٌ وَلا بَنونَ(88)
روزى كه نه مال سود مى‌دهد و نه فرزندان.(88)
إِلّا مَن أَتَى اللَّهَ بِقَلبٍ سَليمٍ(89)
مگر آن كس كه با قلبى رسته از شرك به نزد خدا بيايد.(89)
وَأُزلِفَتِ الجَنَّةُ لِلمُتَّقينَ(90)
و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك آرند.(90)
وَبُرِّزَتِ الجَحيمُ لِلغاوينَ(91)
و جهنم را در نظر كافران آشكار كنند.(91)
وَقيلَ لَهُم أَينَ ما كُنتُم تَعبُدونَ(92)
به آنها گويند: چيزهايى كه سواى خداى يكتا مى‌پرستيديد، كجايند؟(92)
مِن دونِ اللَّهِ هَل يَنصُرونَكُم أَو يَنتَصِرونَ(93)
آيا ياريتان مى‌كنند، يا خود يارى مى‌جويند؟(93)
فَكُبكِبوا فيها هُم وَالغاوۥنَ(94)
آنها و كافران را سرنگون در جهنم اندازند،(94)
وَجُنودُ إِبليسَ أَجمَعونَ(95)
و همه سپاهيان ابليس را.(95)
قالوا وَهُم فيها يَختَصِمونَ(96)
و در حالى كه در جهنم با يكديگر به نزاع پرداخته‌اند، مى‌گويند:(96)
تَاللَّهِ إِن كُنّا لَفى ضَلٰلٍ مُبينٍ(97)
به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكار بوديم،(97)
إِذ نُسَوّيكُم بِرَبِّ العٰلَمينَ(98)
آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مى‌دانستيم.(98)
وَما أَضَلَّنا إِلَّا المُجرِمونَ(99)
و ما را جز مجرمان گمراه نساختند.(99)
فَما لَنا مِن شٰفِعينَ(100)
و اكنون ما را شفيعانى نيست.(100)
وَلا صَديقٍ حَميمٍ(101)
و ما را دوست مهربانى نيست.(101)
فَلَو أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكونَ مِنَ المُؤمِنينَ(102)
كاش بار ديگر به دنيا باز گرديم تا از مؤمنان گرديم.(102)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(103)
در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.(103)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(104)
هر آينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.(104)
كَذَّبَت قَومُ نوحٍ المُرسَلينَ(105)
قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.(105)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم نوحٌ أَلا تَتَّقونَ(106)
آنگاه كه برادرشان نوح به آنها گفت: آيا پروا نمى‌كنيد؟(106)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(107)
من براى شما پيامبرى امين هستم.(107)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(108)
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.(108)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(109)
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.(109)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(110)
پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.(110)
۞ قالوا أَنُؤمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الأَرذَلونَ(111)
گفتند: آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان پيرو تو هستند؟(111)
قالَ وَما عِلمى بِما كانوا يَعمَلونَ(112)
گفت: دانش من به كارهايى كه مى‌كنند نمى‌رسد.(112)
إِن حِسابُهُم إِلّا عَلىٰ رَبّى ۖ لَو تَشعُرونَ(113)
اگر مى‌فهميد، حسابشان تنها با پروردگار من است.(113)
وَما أَنا۠ بِطارِدِ المُؤمِنينَ(114)
و من مؤمنان را طرد نمى‌كنم.(114)
إِن أَنا۠ إِلّا نَذيرٌ مُبينٌ(115)
جز بيم‌دهنده‌اى آشكار نيستم.(115)
قالوا لَئِن لَم تَنتَهِ يٰنوحُ لَتَكونَنَّ مِنَ المَرجومينَ(116)
گفتند: اى نوح، اگر بس نكنى، سنگسار مى‌شوى.(116)
قالَ رَبِّ إِنَّ قَومى كَذَّبونِ(117)
گفت: اى پروردگار من، قوم من مرا تكذيب مى‌كنند.(117)
فَافتَح بَينى وَبَينَهُم فَتحًا وَنَجِّنى وَمَن مَعِىَ مِنَ المُؤمِنينَ(118)
ميان من و آنها راهى برگشاى و مرا و مؤمنان همراه مرا رهايى بخش.(118)
فَأَنجَينٰهُ وَمَن مَعَهُ فِى الفُلكِ المَشحونِ(119)
او و همراهانش را در آن كشتى انباشته، نجات داديم.(119)
ثُمَّ أَغرَقنا بَعدُ الباقينَ(120)
و باقى را غرقه كرديم.(120)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(121)
هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.(121)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(122)
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.(122)
كَذَّبَت عادٌ المُرسَلينَ(123)
قوم عاد پيامبران را تكذيب كردند.(123)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم هودٌ أَلا تَتَّقونَ(124)
آنگاه كه برادرشان هود گفت: آيا پروا نمى‌كنيد؟(124)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(125)
من براى شما پيامبرى امين هستم.(125)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(126)
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.(126)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(127)
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.(127)
أَتَبنونَ بِكُلِّ ريعٍ ءايَةً تَعبَثونَ(128)
آيا بر فراز هر بلندى به بيهودگى برجى برمى‌آوريد؟(128)
وَتَتَّخِذونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُم تَخلُدونَ(129)
و بدين پندار كه همواره زنده‌ايد كوشكهايى بنا مى‌كنيد؟(129)
وَإِذا بَطَشتُم بَطَشتُم جَبّارينَ(130)
و چون انتقام گيريد چون جباران انتقام مى‌گيريد؟(130)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(131)
پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.(131)
وَاتَّقُوا الَّذى أَمَدَّكُم بِما تَعلَمونَ(132)
و بترسيد از آن خدايى كه آنچه را كه مى‌دانيد، به شما عطا كرده است.(132)
أَمَدَّكُم بِأَنعٰمٍ وَبَنينَ(133)
و به شما چارپايان و فرزندان ارزانى داشته است،(133)
وَجَنّٰتٍ وَعُيونٍ(134)
و باغها و چشمه‌ساران.(134)
إِنّى أَخافُ عَلَيكُم عَذابَ يَومٍ عَظيمٍ(135)
من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم.(135)
قالوا سَواءٌ عَلَينا أَوَعَظتَ أَم لَم تَكُن مِنَ الوٰعِظينَ(136)
گفتند: براى ما يكسان است كه ما را اندرز دهى يا اندرز ندهى.(136)
إِن هٰذا إِلّا خُلُقُ الأَوَّلينَ(137)
اينها جز همان دروغ و نيرنگ پيشينيان نيست.(137)
وَما نَحنُ بِمُعَذَّبينَ(138)
و ما عذاب نخواهيم شد.(138)
فَكَذَّبوهُ فَأَهلَكنٰهُم ۗ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(139)
پس تكذيبش كردند و ما آنان را هلاك كرديم. هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.(139)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(140)
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.(140)
كَذَّبَت ثَمودُ المُرسَلينَ(141)
قوم ثمود پيامبران را تكذيب كردند.(141)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم صٰلِحٌ أَلا تَتَّقونَ(142)
آنگاه كه برادرشان صالح گفت: آيا پروا نمى‌كنيد؟(142)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(143)
من براى شما پيامبرى امين هستم.(143)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(144)
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.(144)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(145)
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.(145)
أَتُترَكونَ فى ما هٰهُنا ءامِنينَ(146)
آيا پنداريد كه شما را در اين نعمتها، ايمن رها مى‌كنند؟(146)
فى جَنّٰتٍ وَعُيونٍ(147)
در باغها و چشمه‌سارها؟(147)
وَزُروعٍ وَنَخلٍ طَلعُها هَضيمٌ(148)
و كشتزارها و نخلها با آن شكوفه‌هاى نرم و لطيف؟(148)
وَتَنحِتونَ مِنَ الجِبالِ بُيوتًا فٰرِهينَ(149)
و شادمانه در كوه‌ها خانه‌هايى مى‌تراشيد؟(149)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(150)
پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.(150)
وَلا تُطيعوا أَمرَ المُسرِفينَ(151)
و فرمان اين اسرافكاران را مپذيريد:(151)
الَّذينَ يُفسِدونَ فِى الأَرضِ وَلا يُصلِحونَ(152)
اينان كه در زمين فساد مى‌كنند و اصلاح نمى‌كنند.(152)
قالوا إِنَّما أَنتَ مِنَ المُسَحَّرينَ(153)
گفتند: جز اين نيست كه تو را جادو كرده‌اند.(153)
ما أَنتَ إِلّا بَشَرٌ مِثلُنا فَأتِ بِـٔايَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(154)
تو نيز بشرى همانند ما هستى. اگر راست مى‌گويى نشانه‌اى بياور.(154)
قالَ هٰذِهِ ناقَةٌ لَها شِربٌ وَلَكُم شِربُ يَومٍ مَعلومٍ(155)
گفت: اين ماده‌شترِ من است. يك روز آب خوردن حق او باشد و يك روز حق شما.(155)
وَلا تَمَسّوها بِسوءٍ فَيَأخُذَكُم عَذابُ يَومٍ عَظيمٍ(156)
به آن آسيبى مرسانيد كه عذابِ روزى بزرگ شما را فرومى‌گيرد.(156)
فَعَقَروها فَأَصبَحوا نٰدِمينَ(157)
آن را كشتند و پشيمان شدند.(157)
فَأَخَذَهُمُ العَذابُ ۗ إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(158)
پس عذاب آنها فروگرفت. هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.(158)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(159)
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.(159)
كَذَّبَت قَومُ لوطٍ المُرسَلينَ(160)
قوم لوط پيامبران را تكذيب كردند.(160)
إِذ قالَ لَهُم أَخوهُم لوطٌ أَلا تَتَّقونَ(161)
آنگاه كه برادرشان لوط گفت: آيا پروا نمى‌كنيد؟(161)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(162)
من براى شما پيامبرى امين هستم.(162)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(163)
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.(163)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(164)
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.(164)
أَتَأتونَ الذُّكرانَ مِنَ العٰلَمينَ(165)
چرا از ميان مردم جهان با نران مى‌آميزيد؟(165)
وَتَذَرونَ ما خَلَقَ لَكُم رَبُّكُم مِن أَزوٰجِكُم ۚ بَل أَنتُم قَومٌ عادونَ(166)
و همسرانى را كه پروردگارتان برايتان آفريده است ترك مى‌گوييد؟ نه. شما مردمى متجاوز هستيد.(166)
قالوا لَئِن لَم تَنتَهِ يٰلوطُ لَتَكونَنَّ مِنَ المُخرَجينَ(167)
گفتند: اى لوط، اگر بس نكنى، از شهر بيرونت مى‌كنيم.(167)
قالَ إِنّى لِعَمَلِكُم مِنَ القالينَ(168)
گفت: من با كار شما دشمنم.(168)
رَبِّ نَجِّنى وَأَهلى مِمّا يَعمَلونَ(169)
اى پروردگار من، مرا و كسانم را از عاقبت عملى كه مى‌كنند رهايى بخش.(169)
فَنَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ أَجمَعينَ(170)
او و همه كسانش را رهانيديم.(170)
إِلّا عَجوزًا فِى الغٰبِرينَ(171)
مگر پيرزنى كه خواست بماند.(171)
ثُمَّ دَمَّرنَا الءاخَرينَ(172)
سپس ديگران را هلاك كرديم.(172)
وَأَمطَرنا عَلَيهِم مَطَرًا ۖ فَساءَ مَطَرُ المُنذَرينَ(173)
بر آنها بارانى بارانيديم و چه بد بود باران تهديدشدگان.(173)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(174)
هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.(174)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(175)
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.(175)
كَذَّبَ أَصحٰبُ لـَٔيكَةِ المُرسَلينَ(176)
مردم اَيكه پيامبران را تكذيب كردند.(176)
إِذ قالَ لَهُم شُعَيبٌ أَلا تَتَّقونَ(177)
آنگاه كه شعيب به آنها گفت: آيا پروا نمى‌كنيد؟(177)
إِنّى لَكُم رَسولٌ أَمينٌ(178)
من براى شما پيامبرى امين هستم.(178)
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطيعونِ(179)
از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.(179)
وَما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ ۖ إِن أَجرِىَ إِلّا عَلىٰ رَبِّ العٰلَمينَ(180)
من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمى‌طلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان است.(180)
۞ أَوفُوا الكَيلَ وَلا تَكونوا مِنَ المُخسِرينَ(181)
پيمانه را تمام بپردازيد و كم‌فروشى مكنيد.(181)
وَزِنوا بِالقِسطاسِ المُستَقيمِ(182)
و با ترازوى درست وزن كنيد.(182)
وَلا تَبخَسُوا النّاسَ أَشياءَهُم وَلا تَعثَوا فِى الأَرضِ مُفسِدينَ(183)
به مردم كم مدهيد و بى‌باكانه در زمين فساد مكنيد.(183)
وَاتَّقُوا الَّذى خَلَقَكُم وَالجِبِلَّةَ الأَوَّلينَ(184)
از آن كس كه شما و آفريدگان پيش از شما را آفريده است بترسيد.(184)
قالوا إِنَّما أَنتَ مِنَ المُسَحَّرينَ(185)
گفتند: جز اين نيست كه تو را جادو كرده‌اند.(185)
وَما أَنتَ إِلّا بَشَرٌ مِثلُنا وَإِن نَظُنُّكَ لَمِنَ الكٰذِبينَ(186)
تو نيز بشرى همانند ما هستى و مى‌پنداريم كه دروغ مى‌گويى.(186)
فَأَسقِط عَلَينا كِسَفًا مِنَ السَّماءِ إِن كُنتَ مِنَ الصّٰدِقينَ(187)
اگر راست مى‌گويى، پاره‌اى از آسمان را بر سر ما انداز.(187)
قالَ رَبّى أَعلَمُ بِما تَعمَلونَ(188)
گفت: پروردگار من به كارى كه مى‌كنيد داناتر است.(188)
فَكَذَّبوهُ فَأَخَذَهُم عَذابُ يَومِ الظُّلَّةِ ۚ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَومٍ عَظيمٍ(189)
پس تكذيبش كردند و در آن روز ابرى، عذاب آنان را فرو گرفت. و آن عذاب روزى بزرگ بود.(189)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايَةً ۖ وَما كانَ أَكثَرُهُم مُؤمِنينَ(190)
هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.(190)
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ العَزيزُ الرَّحيمُ(191)
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.(191)
وَإِنَّهُ لَتَنزيلُ رَبِّ العٰلَمينَ(192)
و اين كتاب، نازل شده از جانب پروردگار جهانيان است.(192)
نَزَلَ بِهِ الرّوحُ الأَمينُ(193)
آن را روح‌الامين نازل كرده است،(193)
عَلىٰ قَلبِكَ لِتَكونَ مِنَ المُنذِرينَ(194)
بر دل تو، تا از بيم‌دهندگان باشى.(194)
بِلِسانٍ عَرَبِىٍّ مُبينٍ(195)
به زبان عربى روشن.(195)
وَإِنَّهُ لَفى زُبُرِ الأَوَّلينَ(196)
و آن در نوشته‌هاى پيشينيان نيز هست.(196)
أَوَلَم يَكُن لَهُم ءايَةً أَن يَعلَمَهُ عُلَمٰؤُا۟ بَنى إِسرٰءيلَ(197)
آيا اين نشانه برايشان بسنده نيست كه علماى بنى‌اسرائيل از آن آگاهند؟(197)
وَلَو نَزَّلنٰهُ عَلىٰ بَعضِ الأَعجَمينَ(198)
اگر آن را بر يكى از عجمان نازل كرده بوديم،(198)
فَقَرَأَهُ عَلَيهِم ما كانوا بِهِ مُؤمِنينَ(199)
و بر ايشان مى‌خواندش، بدان ايمان نمى‌آوردند.(199)
كَذٰلِكَ سَلَكنٰهُ فى قُلوبِ المُجرِمينَ(200)
بدين‌سان قرآن را در دلهاى مجرمان راه داديم.(200)
لا يُؤمِنونَ بِهِ حَتّىٰ يَرَوُا العَذابَ الأَليمَ(201)
بدان ايمان نمى‌آورند تا عذاب دردآور را بنگرند.(201)
فَيَأتِيَهُم بَغتَةً وَهُم لا يَشعُرونَ(202)
و آن عذاب ناگهان و بى‌خبر بر آنان فرود مى‌آيد.(202)
فَيَقولوا هَل نَحنُ مُنظَرونَ(203)
مى‌گويند: آيا ما را مهلتى خواهند داد؟(203)
أَفَبِعَذابِنا يَستَعجِلونَ(204)
آيا به عذاب ما مى‌شتابند؟(204)
أَفَرَءَيتَ إِن مَتَّعنٰهُم سِنينَ(205)
ديدى كه هر چند سالها برخوردارشان ساختيم،(205)
ثُمَّ جاءَهُم ما كانوا يوعَدونَ(206)
باز هم عذابى كه به آنها وعده شده بود بر سرشان آمد،(206)
ما أَغنىٰ عَنهُم ما كانوا يُمَتَّعونَ(207)
آن برخورداريها به حالشان سود نكرد؟(207)
وَما أَهلَكنا مِن قَريَةٍ إِلّا لَها مُنذِرونَ(208)
ما هيچ قريه‌اى را هلاك نكرديم جز آنكه برايشان بيم‌دهندگانى بودند.(208)
ذِكرىٰ وَما كُنّا ظٰلِمينَ(209)
تا پندشان دهند. زيرا ما ستمكار نيستيم.(209)
وَما تَنَزَّلَت بِهِ الشَّيٰطينُ(210)
و اين قرآن را شياطين نازل نكرده‌اند.(210)
وَما يَنبَغى لَهُم وَما يَستَطيعونَ(211)
آنان نه درخور اين كارند و نه توان آن دارند.(211)
إِنَّهُم عَنِ السَّمعِ لَمَعزولونَ(212)
شياطين را از شنيدن وحى معزول داشته‌اند.(212)
فَلا تَدعُ مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا ءاخَرَ فَتَكونَ مِنَ المُعَذَّبينَ(213)
پس با خداى يكتا خداى ديگرى را مخوان تا مباد در شمار مستحقان عذاب درآيى.(213)
وَأَنذِر عَشيرَتَكَ الأَقرَبينَ(214)
خويشاوندان نزديكت را بترسان.(214)
وَاخفِض جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنينَ(215)
در برابر هر يك از مؤمنان كه از تو پيروى مى‌كند بال فروتنى فرودآر.(215)
فَإِن عَصَوكَ فَقُل إِنّى بَريءٌ مِمّا تَعمَلونَ(216)
و اگر بر تو عصيان ورزيدند بگو: من از كارهاى شما بيزارم.(216)
وَتَوَكَّل عَلَى العَزيزِ الرَّحيمِ(217)
و بر خداى پيروزمند مهربان توكل كن.(217)
الَّذى يَرىٰكَ حينَ تَقومُ(218)
آن كه تو را مى‌بيند آنگاه كه برمى‌خيزى.(218)
وَتَقَلُّبَكَ فِى السّٰجِدينَ(219)
و نماز خواندنت را با ديگر نمازگزاران مى‌بيند.(219)
إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ العَليمُ(220)
هرآينه اوست شنواى دانا.(220)
هَل أُنَبِّئُكُم عَلىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيٰطينُ(221)
آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كسى نازل مى‌شوند؟(221)
تَنَزَّلُ عَلىٰ كُلِّ أَفّاكٍ أَثيمٍ(222)
بر هر بسيار دروغگوى گنهكار نازل مى‌شوند.(222)
يُلقونَ السَّمعَ وَأَكثَرُهُم كٰذِبونَ(223)
گوش فرا مى‌دهند و بيشترينشان دروغگويانند.(223)
وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ(224)
و گمراهان از پى شاعران مى‌روند.(224)
أَلَم تَرَ أَنَّهُم فى كُلِّ وادٍ يَهيمونَ(225)
آيا نديده‌اى كه شاعران در هر واديى سرگشته‌اند؟(225)
وَأَنَّهُم يَقولونَ ما لا يَفعَلونَ(226)
و چيزها مى‌گويند كه خود عمل نمى‌كنند؟(226)
إِلَّا الَّذينَ ءامَنوا وَعَمِلُوا الصّٰلِحٰتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثيرًا وَانتَصَروا مِن بَعدِ ما ظُلِموا ۗ وَسَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا أَىَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبونَ(227)
مگر آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند و خدا را فراوان ياد كردند و چون مورد ستم واقع شدند انتقام گرفتند. و ستمكاران به زودى خواهند دانست كه به چه مكانى باز مى‌گردند.(227)