As-Saffat( الصافات)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ وَالصّٰفّٰتِ صَفًّا(1)
سوگند به آن فرشتگان كه براى نيايش صف بسته‌اند،(1)
فَالزّٰجِرٰتِ زَجرًا(2)
سوگند به آن فرشتگان كه ابرها را مى‌رانند،(2)
فَالتّٰلِيٰتِ ذِكرًا(3)
سوگند به آن فرشتگان كه ذكر خدا را مى‌خوانند،(3)
إِنَّ إِلٰهَكُم لَوٰحِدٌ(4)
كه خداى شما خدايى يكتاست.(4)
رَبُّ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما وَرَبُّ المَشٰرِقِ(5)
پروردگار آسمانها و زمين است و هر چه در ميان آنهاست. و پروردگار مشرقهاست.(5)
إِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنيا بِزينَةٍ الكَواكِبِ(6)
ما آسمان فرودين را به زينت ستارگان بياراستيم.(6)
وَحِفظًا مِن كُلِّ شَيطٰنٍ مارِدٍ(7)
و از هر شيطان نافرمان نگه داشتيم.(7)
لا يَسَّمَّعونَ إِلَى المَلَإِ الأَعلىٰ وَيُقذَفونَ مِن كُلِّ جانِبٍ(8)
تا سخن ساكنان عالم بالا را نشنوند و از هر سوى رانده شوند.(8)
دُحورًا ۖ وَلَهُم عَذابٌ واصِبٌ(9)
تا دور گردند و براى آنهاست عذابى دايم.(9)
إِلّا مَن خَطِفَ الخَطفَةَ فَأَتبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ(10)
مگر آن شيطان كه ناگهان چيزى بربايد و ناگهان شهابى ثاقب دنبالش كند.(10)
فَاستَفتِهِم أَهُم أَشَدُّ خَلقًا أَم مَن خَلَقنا ۚ إِنّا خَلَقنٰهُم مِن طينٍ لازِبٍ(11)
پس، از كافران بپرس كه آيا آفرينش آنها دشوارتر است يا آنچه ما آفريده‌ايم. ما آنها را از گِلى چسبنده آفريده‌ايم.(11)
بَل عَجِبتَ وَيَسخَرونَ(12)
تو در شگفت شدى و آنها مسخره مى‌كنند.(12)
وَإِذا ذُكِّروا لا يَذكُرونَ(13)
و چون به آنها پند داده شود، پند نمى‌پذيرند.(13)
وَإِذا رَأَوا ءايَةً يَستَسخِرونَ(14)
و چون آيه‌اى ببينند، از يكديگر مى‌خواهند تا به ريشخندش گيرند.(14)
وَقالوا إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ مُبينٌ(15)
و مى‌گويند: اين چيزى جز جادويى آشكار نيست،(15)
أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَبعوثونَ(16)
آيا وقتى كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم ما را زنده مى‌كنند؟(16)
أَوَءاباؤُنَا الأَوَّلونَ(17)
يا نياكان ما را؟(17)
قُل نَعَم وَأَنتُم دٰخِرونَ(18)
بگو: بلى، و شما خوار و بيچاره مى‌شويد.(18)
فَإِنَّما هِىَ زَجرَةٌ وٰحِدَةٌ فَإِذا هُم يَنظُرونَ(19)
و آنان خود خواهند ديد كه به يك فرمان همه را زنده مى‌كنند.(19)
وَقالوا يٰوَيلَنا هٰذا يَومُ الدّينِ(20)
مى‌گويند: واى بر ما، اين همان روز جزاست.(20)
هٰذا يَومُ الفَصلِ الَّذى كُنتُم بِهِ تُكَذِّبونَ(21)
اين همان روز داورى است كه دروغش مى‌پنداشتيد.(21)
۞ احشُرُوا الَّذينَ ظَلَموا وَأَزوٰجَهُم وَما كانوا يَعبُدونَ(22)
آنان را كه ستم مى‌كردند و همپايگانشان و آنهايى را كه به جاى خداى يكتا مى‌پرستيدند گرد آوريد.(22)
مِن دونِ اللَّهِ فَاهدوهُم إِلىٰ صِرٰطِ الجَحيمِ(23)
همه را به راه جهنم راه بنماييد.(23)
وَقِفوهُم ۖ إِنَّهُم مَسـٔولونَ(24)
و نگه داريدشان، بايد بازخواست شوند.(24)
ما لَكُم لا تَناصَرونَ(25)
چرا يكديگر را يارى نمى‌كنيد؟(25)
بَل هُمُ اليَومَ مُستَسلِمونَ(26)
نه، امروز همه تسليم‌شوندگانند.(26)
وَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَساءَلونَ(27)
و آنگاه روى به يكديگر كنند و بپرسند.(27)
قالوا إِنَّكُم كُنتُم تَأتونَنا عَنِ اليَمينِ(28)
گويند: شما بوديد كه از در نيكخواهى بر ما درمى‌آمديد.(28)
قالوا بَل لَم تَكونوا مُؤمِنينَ(29)
گويند: نه، شما ايمان نياورده بوديد.(29)
وَما كانَ لَنا عَلَيكُم مِن سُلطٰنٍ ۖ بَل كُنتُم قَومًا طٰغينَ(30)
ما را بر شما هيچ تسلطى نبود. شما خود مردمانى نافرمان بوديد.(30)
فَحَقَّ عَلَينا قَولُ رَبِّنا ۖ إِنّا لَذائِقونَ(31)
گفته پروردگارمان بر ما ثابت شد. اكنون بايد بچشيم.(31)
فَأَغوَينٰكُم إِنّا كُنّا غٰوينَ(32)
ما شما را گمراه كرديم و خود نيز گمراه بوديم.(32)
فَإِنَّهُم يَومَئِذٍ فِى العَذابِ مُشتَرِكونَ(33)
در آن روز، همه در عذاب شريكند.(33)
إِنّا كَذٰلِكَ نَفعَلُ بِالمُجرِمينَ(34)
ما با مجرمان چنين مى‌كنيم.(34)
إِنَّهُم كانوا إِذا قيلَ لَهُم لا إِلٰهَ إِلَّا اللَّهُ يَستَكبِرونَ(35)
چون به آنان گفته مى‌شد كه جز خداى يكتا خدايى نيست تكبر مى‌كردند،(35)
وَيَقولونَ أَئِنّا لَتارِكوا ءالِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجنونٍ(36)
و مى‌گفتند: آيا به خاطر شاعر ديوانه‌اى خدايانمان را ترك گوييم؟(36)
بَل جاءَ بِالحَقِّ وَصَدَّقَ المُرسَلينَ(37)
نه، آن پيامبر حق را آورد و پيامبران پيشين را تصديق كرد.(37)
إِنَّكُم لَذائِقُوا العَذابِ الأَليمِ(38)
شما عذاب دردآور را خواهيد چشيد.(38)
وَما تُجزَونَ إِلّا ما كُنتُم تَعمَلونَ(39)
جز در برابر اعمالتان كيفر نخواهيد ديد.(39)
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(40)
مگر بندگان مخلص خدا،(40)
أُولٰئِكَ لَهُم رِزقٌ مَعلومٌ(41)
كه آنها راست رزقى معين،(41)
فَوٰكِهُ ۖ وَهُم مُكرَمونَ(42)
از ميوه‌ها، و گرامى داشتگانند؛(42)
فى جَنّٰتِ النَّعيمِ(43)
در بهشتهاى پرنعمت،(43)
عَلىٰ سُرُرٍ مُتَقٰبِلينَ(44)
بر تختهايى كه رو به روى هم‌اند.(44)
يُطافُ عَلَيهِم بِكَأسٍ مِن مَعينٍ(45)
و جامى از چشمه خوشگوار ميانشان به گردش درآيد،(45)
بَيضاءَ لَذَّةٍ لِلشّٰرِبينَ(46)
سفيد است و نوشندگانش را لذت‌بخش،(46)
لا فيها غَولٌ وَلا هُم عَنها يُنزَفونَ(47)
نه عقل از آن تباهى گيرد و نه نوشنده مست شود.(47)
وَعِندَهُم قٰصِرٰتُ الطَّرفِ عينٌ(48)
زنانى درشت چشم كه تنها به شوهران خود نظر دارند، همدم آنهايند.(48)
كَأَنَّهُنَّ بَيضٌ مَكنونٌ(49)
همانند تخم مرغهايى دور از دسترس.(49)
فَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَساءَلونَ(50)
رو به يكديگر كنند و به گفت و گو پردازند.(50)
قالَ قائِلٌ مِنهُم إِنّى كانَ لى قَرينٌ(51)
يكى از آنها گويد: مرا همنشينى بود،(51)
يَقولُ أَءِنَّكَ لَمِنَ المُصَدِّقينَ(52)
كه مى‌گفت: آيا تو از آنها هستى كه تصديق مى‌كنند؟(52)
أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَدينونَ(53)
آيا آنگاه كه مُرديم و خاك و استخوان شديم، كيفرمان مى‌دهند؟(53)
قالَ هَل أَنتُم مُطَّلِعونَ(54)
گويد: مى‌توانيد از بالا بنگريد؟(54)
فَاطَّلَعَ فَرَءاهُ فى سَواءِ الجَحيمِ(55)
از بالا بنگرد و او را در ميان آتش دوزخ بيند.(55)
قالَ تَاللَّهِ إِن كِدتَ لَتُردينِ(56)
گويدش: به خدا سوگند، نزديك بود كه مرا به هلاكت افكنى.(56)
وَلَولا نِعمَةُ رَبّى لَكُنتُ مِنَ المُحضَرينَ(57)
و اگر موهبت پروردگارم نبود، من نيز از احضارشدگان مى‌بودم.(57)
أَفَما نَحنُ بِمَيِّتينَ(58)
آيا ما را مرگى نيست،(58)
إِلّا مَوتَتَنَا الأولىٰ وَما نَحنُ بِمُعَذَّبينَ(59)
جز آن مرگ نخستين؟ و ديگر عذابمان نمى‌كنند؟(59)
إِنَّ هٰذا لَهُوَ الفَوزُ العَظيمُ(60)
هر آينه اين است كاميابى بزرگ.(60)
لِمِثلِ هٰذا فَليَعمَلِ العٰمِلونَ(61)
عمل‌كنندگان بايد براى چنين پاداشى عمل كنند.(61)
أَذٰلِكَ خَيرٌ نُزُلًا أَم شَجَرَةُ الزَّقّومِ(62)
آيا خورش را اين بهتر يا درخت زقوم؟(62)
إِنّا جَعَلنٰها فِتنَةً لِلظّٰلِمينَ(63)
ما آن درخت را براى ابتلاى ستمكاران پديد آورده‌ايم.(63)
إِنَّها شَجَرَةٌ تَخرُجُ فى أَصلِ الجَحيمِ(64)
درختى است كه از اعماق جهنم مى‌رويد،(64)
طَلعُها كَأَنَّهُ رُءوسُ الشَّيٰطينِ(65)
ميوه‌اش همانند سر شياطين است،(65)
فَإِنَّهُم لَءاكِلونَ مِنها فَمالِـٔونَ مِنهَا البُطونَ(66)
دوزخيان از آن مى‌خورند و شكم انباشته مى‌سازند،(66)
ثُمَّ إِنَّ لَهُم عَلَيها لَشَوبًا مِن حَميمٍ(67)
و بر سر آن آميزه‌اى از آب سوزان مى‌نوشند.(67)
ثُمَّ إِنَّ مَرجِعَهُم لَإِلَى الجَحيمِ(68)
سپس بازگشتشان به همان جهنم است.(68)
إِنَّهُم أَلفَوا ءاباءَهُم ضالّينَ(69)
آنها پدران خود را پيش از خود گمراه يافتند،(69)
فَهُم عَلىٰ ءاثٰرِهِم يُهرَعونَ(70)
و بر پى ايشان شتابان مى‌روند.(70)
وَلَقَد ضَلَّ قَبلَهُم أَكثَرُ الأَوَّلينَ(71)
و پيش از آنها بيشتر پيشينيان گمراه شدند.(71)
وَلَقَد أَرسَلنا فيهِم مُنذِرينَ(72)
و ما بيم‌دهندگانى به ميانشان فرستاديم.(72)
فَانظُر كَيفَ كانَ عٰقِبَةُ المُنذَرينَ(73)
پس بنگر كه سرانجام آن بيم‌يافتگان چگونه بود.(73)
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(74)
جز بندگان مخلص خدا.(74)
وَلَقَد نادىٰنا نوحٌ فَلَنِعمَ المُجيبونَ(75)
نوح ما را ندا داد و ما چه نيك پاسخ‌دهنده‌اى بوديم.(75)
وَنَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ مِنَ الكَربِ العَظيمِ(76)
او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم.(76)
وَجَعَلنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الباقينَ(77)
و فرزندانش را باقى گذاشتيم.(77)
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ(78)
و نام نيك او را در نسلهاى بعد باقى نهاديم.(78)
سَلٰمٌ عَلىٰ نوحٍ فِى العٰلَمينَ(79)
سلام بر نوح باد، در سراسر جهان.(79)
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(80)
ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم.(80)
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ(81)
او از بندگان مؤمن ما بود.(81)
ثُمَّ أَغرَقنَا الءاخَرينَ(82)
سپس ديگران را غرقه ساختيم.(82)
۞ وَإِنَّ مِن شيعَتِهِ لَإِبرٰهيمَ(83)
ابراهيم از پيروان او بود.(83)
إِذ جاءَ رَبَّهُ بِقَلبٍ سَليمٍ(84)
آنگاه كه با دلى رسته از ترديد روى به پروردگارش آورد.(84)
إِذ قالَ لِأَبيهِ وَقَومِهِ ماذا تَعبُدونَ(85)
به پدرش و قومش گفت: چه مى‌پرستيد؟(85)
أَئِفكًا ءالِهَةً دونَ اللَّهِ تُريدونَ(86)
آيا به جاى خداى يكتا، خدايان دروغين را مى‌خواهيد؟(86)
فَما ظَنُّكُم بِرَبِّ العٰلَمينَ(87)
به پروردگار جهانيان چه گمان داريد؟(87)
فَنَظَرَ نَظرَةً فِى النُّجومِ(88)
نگاهى به ستارگان كرد،(88)
فَقالَ إِنّى سَقيمٌ(89)
و گفت: من بيمارم.(89)
فَتَوَلَّوا عَنهُ مُدبِرينَ(90)
از او رويگردان شدند و بازگشتند.(90)
فَراغَ إِلىٰ ءالِهَتِهِم فَقالَ أَلا تَأكُلونَ(91)
پنهانى نزد خدايانشان آمد و گفت: چيزى نمى‌خوريد؟(91)
ما لَكُم لا تَنطِقونَ(92)
چرا سخن نمى‌گوييد؟(92)
فَراغَ عَلَيهِم ضَربًا بِاليَمينِ(93)
و در نهان، دستى به قوت بر آنها زد.(93)
فَأَقبَلوا إِلَيهِ يَزِفّونَ(94)
قومش شتابان نزدش آمدند.(94)
قالَ أَتَعبُدونَ ما تَنحِتونَ(95)
گفت: آيا چيزهايى را كه خود مى‌تراشيد مى‌پرستيد؟(95)
وَاللَّهُ خَلَقَكُم وَما تَعمَلونَ(96)
خداى يكتاست كه شما و هر چه مى‌سازيد، آفريده است.(96)
قالُوا ابنوا لَهُ بُنيٰنًا فَأَلقوهُ فِى الجَحيمِ(97)
گفتند: برايش بنايى برآوريد و در آتشش اندازيد.(97)
فَأَرادوا بِهِ كَيدًا فَجَعَلنٰهُمُ الأَسفَلينَ(98)
خواستند تا بدانديشى كنند، ما نيز آنها را زيردست گردانيديم.(98)
وَقالَ إِنّى ذاهِبٌ إِلىٰ رَبّى سَيَهدينِ(99)
گفت: من به سوى پروردگارم مى‌روم، او مرا راهنمايى خواهد كرد؛(99)
رَبِّ هَب لى مِنَ الصّٰلِحينَ(100)
اى پروردگار من، مرا فرزندى صالح عطا كن.(100)
فَبَشَّرنٰهُ بِغُلٰمٍ حَليمٍ(101)
پس او را به پسرى بردبار مژده داديم.(101)
فَلَمّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعىَ قالَ يٰبُنَىَّ إِنّى أَرىٰ فِى المَنامِ أَنّى أَذبَحُكَ فَانظُر ماذا تَرىٰ ۚ قالَ يٰأَبَتِ افعَل ما تُؤمَرُ ۖ سَتَجِدُنى إِن شاءَ اللَّهُ مِنَ الصّٰبِرينَ(102)
چون با پدر به جايى رسيد كه بايد به كار بپردازند، گفت: اى پسركم، در خواب ديده‌ام كه تو را ذبح مى‌كنم. بنگر كه چه مى‌انديشى. گفت: اى پدر، به هر چه مأمور شده‌اى عمل كن، كه اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهى يافت.(102)
فَلَمّا أَسلَما وَتَلَّهُ لِلجَبينِ(103)
چون هر دو تسليم شدند و او را به پيشانى افكند،(103)
وَنٰدَينٰهُ أَن يٰإِبرٰهيمُ(104)
ما ندايش داديم: اى ابراهيم،(104)
قَد صَدَّقتَ الرُّءيا ۚ إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(105)
خوابت را به حقيقت پيوستى. و ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‌دهيم.(105)
إِنَّ هٰذا لَهُوَ البَلٰؤُا۟ المُبينُ(106)
اين آزمايشى آشكارا بود.(106)
وَفَدَينٰهُ بِذِبحٍ عَظيمٍ(107)
و او را به ذبحى بزرگ بازخريديم.(107)
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ(108)
و نام نيك او را در نسلهاى بعد باقى گذاشتيم.(108)
سَلٰمٌ عَلىٰ إِبرٰهيمَ(109)
سلام بر ابراهيم.(109)
كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(110)
ما نيكوكاران را اينچنين پاداش مى‌دهيم.(110)
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ(111)
او از بندگان مؤمن ما بود.(111)
وَبَشَّرنٰهُ بِإِسحٰقَ نَبِيًّا مِنَ الصّٰلِحينَ(112)
او را به اسحاق، پيامبرى شايسته، مژده داديم.(112)
وَبٰرَكنا عَلَيهِ وَعَلىٰ إِسحٰقَ ۚ وَمِن ذُرِّيَّتِهِما مُحسِنٌ وَظالِمٌ لِنَفسِهِ مُبينٌ(113)
او و اسحاق را بركت داديم. و از فرزندانشان بعضى نيكوكار هستند و بعضى به آشكارا بر خود ستمكار.(113)
وَلَقَد مَنَنّا عَلىٰ موسىٰ وَهٰرونَ(114)
ما به موسى و هارون نعمت داديم.(114)
وَنَجَّينٰهُما وَقَومَهُما مِنَ الكَربِ العَظيمِ(115)
آن دو و مردمشان را از رنجى بزرگ نجات بخشيديم.(115)
وَنَصَرنٰهُم فَكانوا هُمُ الغٰلِبينَ(116)
آنان را يارى داديم تا پيروز شدند.(116)
وَءاتَينٰهُمَا الكِتٰبَ المُستَبينَ(117)
و كتابى روشنگرشان داديم.(117)
وَهَدَينٰهُمَا الصِّرٰطَ المُستَقيمَ(118)
و به راه راست هدايتشان كرديم.(118)
وَتَرَكنا عَلَيهِما فِى الءاخِرينَ(119)
و نام نيكشان را در نسلهاى بعد باقى گذاشتيم.(119)
سَلٰمٌ عَلىٰ موسىٰ وَهٰرونَ(120)
سلام بر موسى و هارون.(120)
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(121)
ما نيكوكاران را اينچنين پاداش مى‌دهيم.(121)
إِنَّهُما مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ(122)
آن دو از بندگان مؤمن ما بودند.(122)
وَإِنَّ إِلياسَ لَمِنَ المُرسَلينَ(123)
و الياس از پيامبران بود.(123)
إِذ قالَ لِقَومِهِ أَلا تَتَّقونَ(124)
به مردم خود گفت: آيا پروا نمى‌كنيد؟(124)
أَتَدعونَ بَعلًا وَتَذَرونَ أَحسَنَ الخٰلِقينَ(125)
آيا بَعل را به خدايى مى‌خوانيد، و آن بهترين آفرينندگان را وامى‌گذاريد؟(125)
اللَّهَ رَبَّكُم وَرَبَّ ءابائِكُمُ الأَوَّلينَ(126)
پروردگار شما و پروردگار نياكانتان، خداى يكتاست.(126)
فَكَذَّبوهُ فَإِنَّهُم لَمُحضَرونَ(127)
پس تكذيبش كردند و آنان از احضارشدگانند.(127)
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(128)
مگر بندگان مخلص خدا.(128)
وَتَرَكنا عَلَيهِ فِى الءاخِرينَ(129)
و نام نيك او را در نسلهاى بعد باقى گذاشتيم.(129)
سَلٰمٌ عَلىٰ إِل ياسينَ(130)
سلام بر خاندان الياس.(130)
إِنّا كَذٰلِكَ نَجزِى المُحسِنينَ(131)
ما نيكوكاران را اينچنين پاداش مى‌دهيم.(131)
إِنَّهُ مِن عِبادِنَا المُؤمِنينَ(132)
او از بندگان مؤمن ما بود.(132)
وَإِنَّ لوطًا لَمِنَ المُرسَلينَ(133)
و لوط از پيامبران بود.(133)
إِذ نَجَّينٰهُ وَأَهلَهُ أَجمَعينَ(134)
او و همه كسانش را نجات داديم.(134)
إِلّا عَجوزًا فِى الغٰبِرينَ(135)
مگر پيرزنى كه با مردم شهر بماند.(135)
ثُمَّ دَمَّرنَا الءاخَرينَ(136)
سپس ديگران را هلاك كرديم.(136)
وَإِنَّكُم لَتَمُرّونَ عَلَيهِم مُصبِحينَ(137)
شما بر آنها مى‌گذريد، بامدادان،(137)
وَبِالَّيلِ ۗ أَفَلا تَعقِلونَ(138)
و شامگاهان. آيا تعقل نمى‌كنيد؟(138)
وَإِنَّ يونُسَ لَمِنَ المُرسَلينَ(139)
و يونس از پيامبران بود.(139)
إِذ أَبَقَ إِلَى الفُلكِ المَشحونِ(140)
چون به آن كشتى پر از مردم گريخت،(140)
فَساهَمَ فَكانَ مِنَ المُدحَضينَ(141)
قرعه زدند و او در قرعه مغلوب شد.(141)
فَالتَقَمَهُ الحوتُ وَهُوَ مُليمٌ(142)
ماهى ببلعيدش و او در خور سرزنش بود.(142)
فَلَولا أَنَّهُ كانَ مِنَ المُسَبِّحينَ(143)
پس اگر نه از تسبيح‌گويان مى‌بود،(143)
لَلَبِثَ فى بَطنِهِ إِلىٰ يَومِ يُبعَثونَ(144)
تا روز قيامت در شكم ماهى مى‌ماند.(144)
۞ فَنَبَذنٰهُ بِالعَراءِ وَهُوَ سَقيمٌ(145)
پس او را كه بيمار بود به خشكى افكنديم،(145)
وَأَنبَتنا عَلَيهِ شَجَرَةً مِن يَقطينٍ(146)
و بر فراز سرش بوته كدويى رويانيديم.(146)
وَأَرسَلنٰهُ إِلىٰ مِا۟ئَةِ أَلفٍ أَو يَزيدونَ(147)
و او را به رسالت بر صد هزار كس و بيشتر فرستاديم.(147)
فَـٔامَنوا فَمَتَّعنٰهُم إِلىٰ حينٍ(148)
آنها ايمان آوردند و تا زنده بودند، برخورداريشان داديم.(148)
فَاستَفتِهِم أَلِرَبِّكَ البَناتُ وَلَهُمُ البَنونَ(149)
از ايشان بپرس: آيا دختران از آن پروردگار تو باشند و پسران از آن ايشان؟(149)
أَم خَلَقنَا المَلٰئِكَةَ إِنٰثًا وَهُم شٰهِدونَ(150)
آيا وقتى كه ما ملائكه را زن مى‌آفريديم آنها مى‌ديدند؟(150)
أَلا إِنَّهُم مِن إِفكِهِم لَيَقولونَ(151)
آگاه باش كه از دروغگوييشان است كه مى‌گويند:(151)
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُم لَكٰذِبونَ(152)
خدا صاحب فرزند است. دروغ مى‌گويند.(152)
أَصطَفَى البَناتِ عَلَى البَنينَ(153)
آيا خدا دختران را بر پسران برترى داد؟(153)
ما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ(154)
شما را چه مى‌شود؟ چگونه قضاوت مى‌كنيد؟(154)
أَفَلا تَذَكَّرونَ(155)
آيا نمى‌انديشيد؟(155)
أَم لَكُم سُلطٰنٌ مُبينٌ(156)
يا بر ادعاى خود دليل روشنى داريد؟(156)
فَأتوا بِكِتٰبِكُم إِن كُنتُم صٰدِقينَ(157)
اگر راست مى‌گوييد كتابتان را بياوريد.(157)
وَجَعَلوا بَينَهُ وَبَينَ الجِنَّةِ نَسَبًا ۚ وَلَقَد عَلِمَتِ الجِنَّةُ إِنَّهُم لَمُحضَرونَ(158)
و ميان خدا و جنيان خويشاوندى قائل شدند و جنيان مى‌دانند كه احضارشدگانند(158)
سُبحٰنَ اللَّهِ عَمّا يَصِفونَ(159)
از آن وصف كه مى‌آورند خدا منزه است.(159)
إِلّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(160)
مگر بندگان مخلص خدا.(160)
فَإِنَّكُم وَما تَعبُدونَ(161)
شما و بتانى كه مى‌پرستيد،(161)
ما أَنتُم عَلَيهِ بِفٰتِنينَ(162)
نتوانستيد مفتون بتان كنيد،(162)
إِلّا مَن هُوَ صالِ الجَحيمِ(163)
مگر آن كس را كه راهى جهنم باشد.(163)
وَما مِنّا إِلّا لَهُ مَقامٌ مَعلومٌ(164)
و هيچ كس از ما نيست مگر آنكه جايى معين دارد.(164)
وَإِنّا لَنَحنُ الصّافّونَ(165)
هر آينه ما صف زدگانيم.(165)
وَإِنّا لَنَحنُ المُسَبِّحونَ(166)
و هر آينه ما تسبيح‌گويندگانيم.(166)
وَإِن كانوا لَيَقولونَ(167)
اگر چه مى‌گفتند:(167)
لَو أَنَّ عِندَنا ذِكرًا مِنَ الأَوَّلينَ(168)
اگر از پيشينيان نزد ما كتابى مانده بود،(168)
لَكُنّا عِبادَ اللَّهِ المُخلَصينَ(169)
ما از بندگان مخلص خدا مى‌بوديم.(169)
فَكَفَروا بِهِ ۖ فَسَوفَ يَعلَمونَ(170)
آنها به آن كتاب كافر شدند، و زودا كه خواهند فهميد.(170)
وَلَقَد سَبَقَت كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا المُرسَلينَ(171)
ما در باره بندگانمان كه به رسالت مى‌فرستيم از پيش تصميم گرفته‌ايم،(171)
إِنَّهُم لَهُمُ المَنصورونَ(172)
كه هر آينه آنان يارى مى‌شوند.(172)
وَإِنَّ جُندَنا لَهُمُ الغٰلِبونَ(173)
و لشكر ما خود غالبند.(173)
فَتَوَلَّ عَنهُم حَتّىٰ حينٍ(174)
پس تا مدتى از آنها روى بگردان.(174)
وَأَبصِرهُم فَسَوفَ يُبصِرونَ(175)
عاقبتشان را ببين، آنها نيز خواهند ديد.(175)
أَفَبِعَذابِنا يَستَعجِلونَ(176)
آيا عذاب ما را به شتاب مى‌طلبند؟(176)
فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِم فَساءَ صَباحُ المُنذَرينَ(177)
چون عذاب به ساحتشان فراز آيد، اين بيم‌داده‌شدگان چه بامداد بدى خواهند داشت.(177)
وَتَوَلَّ عَنهُم حَتّىٰ حينٍ(178)
از آنها تا چندى روى بگردان.(178)
وَأَبصِر فَسَوفَ يُبصِرونَ(179)
پس عاقبتشان را ببين، آنها نيز خواهند ديد.(179)
سُبحٰنَ رَبِّكَ رَبِّ العِزَّةِ عَمّا يَصِفونَ(180)
منزه است پروردگار تو -آن پروردگار پيروزمند- از هر چه به وصف او مى‌گويند.(180)
وَسَلٰمٌ عَلَى المُرسَلينَ(181)
سلام بر پيامبران،(181)
وَالحَمدُ لِلَّهِ رَبِّ العٰلَمينَ(182)
و حمد از آن پروردگار جهانيان است.(182)