Al-Waqi'a( الواقعة)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ إِذا وَقَعَتِ الواقِعَةُ(1)
چون قيامت واقع شود،(1)
لَيسَ لِوَقعَتِها كاذِبَةٌ(2)
كه در واقع‌شدنش هيچ دروغ نيست،(2)
خافِضَةٌ رافِعَةٌ(3)
گروهى را خواركننده است و گروهى را برافرازنده.(3)
إِذا رُجَّتِ الأَرضُ رَجًّا(4)
آنگاه كه زمين به سختى بلرزد،(4)
وَبُسَّتِ الجِبالُ بَسًّا(5)
و كوه‌ها به تمامى متلاشى شوند،(5)
فَكانَت هَباءً مُنبَثًّا(6)
و چون غبارى پراكنده گردند،(6)
وَكُنتُم أَزوٰجًا ثَلٰثَةً(7)
شما سه گروه باشيد:(7)
فَأَصحٰبُ المَيمَنَةِ ما أَصحٰبُ المَيمَنَةِ(8)
يكى اهل سعادت. اهل سعادت چه حال دارند؟(8)
وَأَصحٰبُ المَشـَٔمَةِ ما أَصحٰبُ المَشـَٔمَةِ(9)
ديگر، اهل شقاوت. اهل شقاوت چه حال دارند؟(9)
وَالسّٰبِقونَ السّٰبِقونَ(10)
سه ديگر، آنها كه سبقت جسته بودند و اينك پيش افتاده‌اند.(10)
أُولٰئِكَ المُقَرَّبونَ(11)
اينان مقرّبانند،(11)
فى جَنّٰتِ النَّعيمِ(12)
در بهشتهاى پرنعمت.(12)
ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلينَ(13)
گروهى از پيشينيان،(13)
وَقَليلٌ مِنَ الءاخِرينَ(14)
و اندكى از آنها كه از پى آمده‌اند،(14)
عَلىٰ سُرُرٍ مَوضونَةٍ(15)
بر تختهايى مرصّع،(15)
مُتَّكِـٔينَ عَلَيها مُتَقٰبِلينَ(16)
روبروى هم بر آنها تكيه زده‌اند.(16)
يَطوفُ عَلَيهِم وِلدٰنٌ مُخَلَّدونَ(17)
پسرانى همواره جوان گردشان مى‌چرخند،(17)
بِأَكوابٍ وَأَباريقَ وَكَأسٍ مِن مَعينٍ(18)
با قدحها و ابريقها و جامهايى از شرابى كه در جويها جارى است.(18)
لا يُصَدَّعونَ عَنها وَلا يُنزِفونَ(19)
از نوشيدنش نه سردرد گيرند و نه بيهوش شوند.(19)
وَفٰكِهَةٍ مِمّا يَتَخَيَّرونَ(20)
و ميوه‌هايى كه خود برمى‌گزينند.(20)
وَلَحمِ طَيرٍ مِمّا يَشتَهونَ(21)
و گوشت پرنده هر چه بخواهند.(21)
وَحورٌ عينٌ(22)
و حوران درشت چشم،(22)
كَأَمثٰلِ اللُّؤلُؤِ المَكنونِ(23)
همانند مرواريدهايى در صدف.(23)
جَزاءً بِما كانوا يَعمَلونَ(24)
همه به پاداش كارهايى كه مى‌كرده‌اند.(24)
لا يَسمَعونَ فيها لَغوًا وَلا تَأثيمًا(25)
در آنجا نه سخن لغو شنوند و نه گناه‌آلود.(25)
إِلّا قيلًا سَلٰمًا سَلٰمًا(26)
جز يك سخن: سلام، سلام.(26)
وَأَصحٰبُ اليَمينِ ما أَصحٰبُ اليَمينِ(27)
اما اصحاب سعادت، اصحاب سعادت چه حال دارند؟(27)
فى سِدرٍ مَخضودٍ(28)
در زير درخت سدر بى‌خار،(28)
وَطَلحٍ مَنضودٍ(29)
و درخت موزى كه ميوه‌اش بر يكديگر چيده‌شده،(29)
وَظِلٍّ مَمدودٍ(30)
و سايه‌اى دايم،(30)
وَماءٍ مَسكوبٍ(31)
و آبى همواره جارى،(31)
وَفٰكِهَةٍ كَثيرَةٍ(32)
و ميوه‌اى بسيار،(32)
لا مَقطوعَةٍ وَلا مَمنوعَةٍ(33)
كه نه منقطع مى‌گردد و نه كس را از آن باز دارند.(33)
وَفُرُشٍ مَرفوعَةٍ(34)
و زنانى ارجمند.(34)
إِنّا أَنشَأنٰهُنَّ إِنشاءً(35)
آن زنان را ما بيافريديم، آفريدنى.(35)
فَجَعَلنٰهُنَّ أَبكارًا(36)
و دوشيزگان ساختيم.(36)
عُرُبًا أَترابًا(37)
معشوق همسران خويشند،(37)
لِأَصحٰبِ اليَمينِ(38)
براى اصحاب سعادت.(38)
ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلينَ(39)
گروهى از پيشينيان،(39)
وَثُلَّةٌ مِنَ الءاخِرينَ(40)
و گروهى كه از پى آمده‌اند.(40)
وَأَصحٰبُ الشِّمالِ ما أَصحٰبُ الشِّمالِ(41)
اما اصحاب شقاوت، اصحاب شقاوت چه حال دارند؟(41)
فى سَمومٍ وَحَميمٍ(42)
در باد سموم و آب جوشانند.(42)
وَظِلٍّ مِن يَحمومٍ(43)
در سايه‌اى از دود سياه،(43)
لا بارِدٍ وَلا كَريمٍ(44)
نه سرد و نه خوش،(44)
إِنَّهُم كانوا قَبلَ ذٰلِكَ مُترَفينَ(45)
اينان پيش از اين در ناز و نعمت بودند.(45)
وَكانوا يُصِرّونَ عَلَى الحِنثِ العَظيمِ(46)
و بر گناهان بزرگ اصرار مى‌ورزيدند.(46)
وَكانوا يَقولونَ أَئِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَبعوثونَ(47)
و مى‌گفتند: آيا زمانى كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم باز هم ما را زنده مى‌كنند،(47)
أَوَءاباؤُنَا الأَوَّلونَ(48)
يا نياكان ما را؟(48)
قُل إِنَّ الأَوَّلينَ وَالءاخِرينَ(49)
بگو: همه را، آنان كه از پيش بوده‌اند و آنها كه از پى‌شان آمده بودند،(49)
لَمَجموعونَ إِلىٰ ميقٰتِ يَومٍ مَعلومٍ(50)
همه در وعده‌گاه آن روز معين خواهند بود.(50)
ثُمَّ إِنَّكُم أَيُّهَا الضّالّونَ المُكَذِّبونَ(51)
آنگاه شما اى گمراهان تكذيب‌كننده،(51)
لَءاكِلونَ مِن شَجَرٍ مِن زَقّومٍ(52)
از درختان زقّوم خواهيد خورد.(52)
فَمالِـٔونَ مِنهَا البُطونَ(53)
و شكمهاى خود را از آن پر خواهيد كرد.(53)
فَشٰرِبونَ عَلَيهِ مِنَ الحَميمِ(54)
و بر سر آن آب جوشان خواهيد نوشيد.(54)
فَشٰرِبونَ شُربَ الهيمِ(55)
چنان مى‌نوشيد كه شتر تشنه آب مى‌نوشد.(55)
هٰذا نُزُلُهُم يَومَ الدّينِ(56)
اين است غذايشان در روز جزا.(56)
نَحنُ خَلَقنٰكُم فَلَولا تُصَدِّقونَ(57)
ما شما را آفريده‌ايم؛ پس چرا تصديق نمى‌كنيد؟(57)
أَفَرَءَيتُم ما تُمنونَ(58)
آيا آن منى را كه برون مى‌ريزيد ديده‌ايد؟(58)
ءَأَنتُم تَخلُقونَهُ أَم نَحنُ الخٰلِقونَ(59)
آيا شما او را مى‌آفرينيد يا ما آفريننده‌ايم؟(59)
نَحنُ قَدَّرنا بَينَكُمُ المَوتَ وَما نَحنُ بِمَسبوقينَ(60)
ما مرگ را بر شما مقدر ساختيم و ناتوان از آن نيستيم كه‌(60)
عَلىٰ أَن نُبَدِّلَ أَمثٰلَكُم وَنُنشِئَكُم فى ما لا تَعلَمونَ(61)
به جاى شما قومى همانند شما بياوريم و شما را به صورتى كه از آن بى‌خبريد از نو بيافرينيم.(61)
وَلَقَد عَلِمتُمُ النَّشأَةَ الأولىٰ فَلَولا تَذَكَّرونَ(62)
شما از آفرينش نخست آگاهيد؛ چرا به يادش نياوريد؟(62)
أَفَرَءَيتُم ما تَحرُثونَ(63)
آيا چيزى را كه مى‌كاريد ديده‌ايد؟(63)
ءَأَنتُم تَزرَعونَهُ أَم نَحنُ الزّٰرِعونَ(64)
آيا شما مى‌رويانيدش يا ما روياننده‌ايم؟(64)
لَو نَشاءُ لَجَعَلنٰهُ حُطٰمًا فَظَلتُم تَفَكَّهونَ(65)
اگر مى‌خواستيم خاشاكش مى‌ساختيم تا در شگفت بمانيد.(65)
إِنّا لَمُغرَمونَ(66)
گويند: ما ثروت بر باد دادگانيم؛(66)
بَل نَحنُ مَحرومونَ(67)
ما بى‌نصيب ماندگانيم.(67)
أَفَرَءَيتُمُ الماءَ الَّذى تَشرَبونَ(68)
آيا آبى را كه مى‌نوشيد ديده‌ايد؟(68)
ءَأَنتُم أَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ أَم نَحنُ المُنزِلونَ(69)
آيا شما آن را از ابر فرو مى‌فرستيد يا ما فرو فرستنده‌ايم؟(69)
لَو نَشاءُ جَعَلنٰهُ أُجاجًا فَلَولا تَشكُرونَ(70)
اگر مى‌خواستيم آن را تلخ مى‌گردانيديم. پس چرا سپاس نمى‌گوييد؟(70)
أَفَرَءَيتُمُ النّارَ الَّتى تورونَ(71)
آيا آن آتشى را كه مى‌افروزيد ديده‌ايد؟(71)
ءَأَنتُم أَنشَأتُم شَجَرَتَها أَم نَحنُ المُنشِـٔونَ(72)
آيا درختش را شما آفريده‌ايد يا ما آفريننده‌ايم؟(72)
نَحنُ جَعَلنٰها تَذكِرَةً وَمَتٰعًا لِلمُقوينَ(73)
ما آن را هشدارى و براى مسافران رهنورد، متاعى ساختيم.(73)
فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّكَ العَظيمِ(74)
به نام پروردگار بزرگ خود تسبيح گوى.(74)
۞ فَلا أُقسِمُ بِمَوٰقِعِ النُّجومِ(75)
پس سوگند به غروبگاه ستارگان.(75)
وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَو تَعلَمونَ عَظيمٌ(76)
و اين سوگندى است -اگر بدانيد- بزرگ.(76)
إِنَّهُ لَقُرءانٌ كَريمٌ(77)
هر آينه، اين قرآنى است گرامى‌قدر،(77)
فى كِتٰبٍ مَكنونٍ(78)
در كتابى مكنون.(78)
لا يَمَسُّهُ إِلَّا المُطَهَّرونَ(79)
كه جز پاكان دست بر آن نزنند.(79)
تَنزيلٌ مِن رَبِّ العٰلَمينَ(80)
نازل شده از جانب پروردگار جهانيان است.(80)
أَفَبِهٰذَا الحَديثِ أَنتُم مُدهِنونَ(81)
آيا اين سخن را دروغ مى‌انگاريد؟(81)
وَتَجعَلونَ رِزقَكُم أَنَّكُم تُكَذِّبونَ(82)
و نصيب خود را در دروغ انگاشتن آن قرار مى‌دهيد؟(82)
فَلَولا إِذا بَلَغَتِ الحُلقومَ(83)
پس چرا آنگاه كه جان به گلوگاه رسد،(83)
وَأَنتُم حينَئِذٍ تَنظُرونَ(84)
و شما در اين هنگام مى‌نگريد، تكذيب نمى‌كنيد؟(84)
وَنَحنُ أَقرَبُ إِلَيهِ مِنكُم وَلٰكِن لا تُبصِرونَ(85)
ما از شما به او نزديك‌تريم ولى شما نمى‌بينيد.(85)
فَلَولا إِن كُنتُم غَيرَ مَدينينَ(86)
اگر قيامت را باور نداريد،(86)
تَرجِعونَها إِن كُنتُم صٰدِقينَ(87)
اگر راست مى‌گوييد، بازش گردانيد.(87)
فَأَمّا إِن كانَ مِنَ المُقَرَّبينَ(88)
اما اگر از مقربان باشد،(88)
فَرَوحٌ وَرَيحانٌ وَجَنَّتُ نَعيمٍ(89)
براى اوست آسايش و روزى و بهشت پرنعمت.(89)
وَأَمّا إِن كانَ مِن أَصحٰبِ اليَمينِ(90)
و اما اگر از اصحاب سعادت باشد:(90)
فَسَلٰمٌ لَكَ مِن أَصحٰبِ اليَمينِ(91)
پس تو را از اصحاب سعادت سلام است.(91)
وَأَمّا إِن كانَ مِنَ المُكَذِّبينَ الضّالّينَ(92)
و اما اگر از تكذيب‌كنندگان گمراه باشد،(92)
فَنُزُلٌ مِن حَميمٍ(93)
به آب جوشان مهمانش كنند،(93)
وَتَصلِيَةُ جَحيمٍ(94)
و به دوزخش درآورند.(94)
إِنَّ هٰذا لَهُوَ حَقُّ اليَقينِ(95)
اين سخن سخنى راست و يقين است.(95)
فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّكَ العَظيمِ(96)
پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح گوى.(96)