Al-Qamar( القمر)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ اقتَرَبَتِ السّاعَةُ وَانشَقَّ القَمَرُ(1)
قيامت نزديك شد و ماه دو پاره گرديد.(1)
وَإِن يَرَوا ءايَةً يُعرِضوا وَيَقولوا سِحرٌ مُستَمِرٌّ(2)
و اگر معجزه‌اى ببينند، روى بگردانند و گويند: جادويى بزرگ است.(2)
وَكَذَّبوا وَاتَّبَعوا أَهواءَهُم ۚ وَكُلُّ أَمرٍ مُستَقِرٌّ(3)
و تكذيب مى‌كنند و از پى هواهاى خويش مى‌روند. و هر كارى را هدفى است.(3)
وَلَقَد جاءَهُم مِنَ الأَنباءِ ما فيهِ مُزدَجَرٌ(4)
و برايشان خبرهايى آمده است كه از گناهشان بازمى‌دارد.(4)
حِكمَةٌ بٰلِغَةٌ ۖ فَما تُغنِ النُّذُرُ(5)
حكمتى است تمام. ولى بيم‌دهندگان سودشان ندهند.(5)
فَتَوَلَّ عَنهُم ۘ يَومَ يَدعُ الدّاعِ إِلىٰ شَيءٍ نُكُرٍ(6)
پس در آن روز كه آن دعوت‌كننده، آنان را به چيزى ناخوش فرامى‌خواند، از ايشان رويگردان شو.(6)
خُشَّعًا أَبصٰرُهُم يَخرُجونَ مِنَ الأَجداثِ كَأَنَّهُم جَرادٌ مُنتَشِرٌ(7)
نشان ذلت در چشمانشان آشكار است. چون ملخهاى پراكنده از قبرها بيرون مى‌آيند.(7)
مُهطِعينَ إِلَى الدّاعِ ۖ يَقولُ الكٰفِرونَ هٰذا يَومٌ عَسِرٌ(8)
سرها را بالا گرفته به سوى آن دعوت‌كننده مى‌شتابند. كافران مى‌گويند: اين روز دشوارى است.(8)
۞ كَذَّبَت قَبلَهُم قَومُ نوحٍ فَكَذَّبوا عَبدَنا وَقالوا مَجنونٌ وَازدُجِرَ(9)
پيش از اينها قوم نوح تكذيب كرده بودند. بنده ما را تكذيب كردند و گفتند: ديوانه است. و به دشنامش راندند.(9)
فَدَعا رَبَّهُ أَنّى مَغلوبٌ فَانتَصِر(10)
و پروردگارش را خواند: من مغلوب شده‌ام، انتقام بكش.(10)
فَفَتَحنا أَبوٰبَ السَّماءِ بِماءٍ مُنهَمِرٍ(11)
و ما نيز درهاى آسمان را به روى آبى كه به شدت مى‌ريخت گشوديم.(11)
وَفَجَّرنَا الأَرضَ عُيونًا فَالتَقَى الماءُ عَلىٰ أَمرٍ قَد قُدِرَ(12)
و از زمين چشمه‌ها شكافتيم تا آب به آن مقدار كه مقدر شده بود گرد آمد.(12)
وَحَمَلنٰهُ عَلىٰ ذاتِ أَلوٰحٍ وَدُسُرٍ(13)
و او را بر آن كشتى كه تخته‌ها و ميخها داشت سوار كرديم.(13)
تَجرى بِأَعيُنِنا جَزاءً لِمَن كانَ كُفِرَ(14)
زير نظر ما روان شد. اين بود جزاى كسانى كه كفر ورزيدند.(14)
وَلَقَد تَرَكنٰها ءايَةً فَهَل مِن مُدَّكِرٍ(15)
و هر آينه آن كشتى را نشانه‌اى ساختيم. آيا هيچ پندگيرنده‌اى هست؟(15)
فَكَيفَ كانَ عَذابى وَنُذُرِ(16)
پس عذاب و بيم‌دادنهاى من چگونه بود؟(16)
وَلَقَد يَسَّرنَا القُرءانَ لِلذِّكرِ فَهَل مِن مُدَّكِرٍ(17)
و اين قرآن را آسان ادا كرديم تا از آن پند گيرند. آيا پندگيرنده‌اى هست؟(17)
كَذَّبَت عادٌ فَكَيفَ كانَ عَذابى وَنُذُرِ(18)
قوم عاد تكذيب كردند. پس عذاب و بيم‌دادنهاى من چگونه بود؟(18)
إِنّا أَرسَلنا عَلَيهِم ريحًا صَرصَرًا فى يَومِ نَحسٍ مُستَمِرٍّ(19)
ما بر آنها در روزى نحس و طولانى بادى سخت فرستاديم،(19)
تَنزِعُ النّاسَ كَأَنَّهُم أَعجازُ نَخلٍ مُنقَعِرٍ(20)
كه مردمان را از زمين، همانند ريشه‌هاى از جاى‌كنده نخل، برمى‌كند.(20)
فَكَيفَ كانَ عَذابى وَنُذُرِ(21)
عذاب و بيم‌دادنهاى من چگونه بود؟(21)
وَلَقَد يَسَّرنَا القُرءانَ لِلذِّكرِ فَهَل مِن مُدَّكِرٍ(22)
و اين قرآن را آسان ادا كرديم تا از آن پند گيرند. آيا پندگيرنده‌اى هست؟(22)
كَذَّبَت ثَمودُ بِالنُّذُرِ(23)
قوم ثمود بيم‌دهندگان را تكذيب كردند.(23)
فَقالوا أَبَشَرًا مِنّا وٰحِدًا نَتَّبِعُهُ إِنّا إِذًا لَفى ضَلٰلٍ وَسُعُرٍ(24)
گفتند: اگر از انسانى همانند خود پيروى كنيم گمراه و ديوانه باشيم؛(24)
أَءُلقِىَ الذِّكرُ عَلَيهِ مِن بَينِنا بَل هُوَ كَذّابٌ أَشِرٌ(25)
آيا از ميان همه ما كلام خدا به او القا شده است؟ نه، او دروغگويى خودخواه است.(25)
سَيَعلَمونَ غَدًا مَنِ الكَذّابُ الأَشِرُ(26)
فردا خواهند دانست كه دروغگوى خودخواه كيست.(26)
إِنّا مُرسِلُوا النّاقَةِ فِتنَةً لَهُم فَارتَقِبهُم وَاصطَبِر(27)
ما آن ماده‌شتر را براى آزمايششان مى‌فرستيم. پس مراقبشان باش و صبر كن.(27)
وَنَبِّئهُم أَنَّ الماءَ قِسمَةٌ بَينَهُم ۖ كُلُّ شِربٍ مُحتَضَرٌ(28)
و به آنها بگوى كه آب ميانشان تقسيم شده. نوبت هر كه باشد او به سر آب مى‌رود.(28)
فَنادَوا صاحِبَهُم فَتَعاطىٰ فَعَقَرَ(29)
يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پى كرد.(29)
فَكَيفَ كانَ عَذابى وَنُذُرِ(30)
عذاب و بيم‌دادنهاى من چگونه بود؟(30)
إِنّا أَرسَلنا عَلَيهِم صَيحَةً وٰحِدَةً فَكانوا كَهَشيمِ المُحتَظِرِ(31)
ما بر آنها يك آواز سهمناك فرستاديم. پس همانند آن علفهاى خشك آغل گوسفند شدند.(31)
وَلَقَد يَسَّرنَا القُرءانَ لِلذِّكرِ فَهَل مِن مُدَّكِرٍ(32)
و اين قرآن را آسان ادا كرديم تا از آن پند گيرند. آيا پندگيرنده‌اى هست؟(32)
كَذَّبَت قَومُ لوطٍ بِالنُّذُرِ(33)
قوم لوط بيم‌دهندگان را تكذيب كردند.(33)
إِنّا أَرسَلنا عَلَيهِم حاصِبًا إِلّا ءالَ لوطٍ ۖ نَجَّينٰهُم بِسَحَرٍ(34)
ما بر آنها بادى ريگ‌بار فرستاديم، مگر بر خاندان لوط كه آنها را سحرگاه رهانيديم.(34)
نِعمَةً مِن عِندِنا ۚ كَذٰلِكَ نَجزى مَن شَكَرَ(35)
نعمتى بود از جانب ما و آنان را كه سپاس گويند چنين پاداش دهيم.(35)
وَلَقَد أَنذَرَهُم بَطشَتَنا فَتَمارَوا بِالنُّذُرِ(36)
از انتقام سخت ما ترسانيدشان ولى با بيم‌دهندگان به جدال برخاستند.(36)
وَلَقَد رٰوَدوهُ عَن ضَيفِهِ فَطَمَسنا أَعيُنَهُم فَذوقوا عَذابى وَنُذُرِ(37)
از مهمان او كارى زشت خواستند. ما نيز چشمانشان را كور گردانيديم. پس بچشيد عذاب و بيم‌دادنهاى مرا.(37)
وَلَقَد صَبَّحَهُم بُكرَةً عَذابٌ مُستَقِرٌّ(38)
هر آينه بامدادان عذابى پايدار به سر وقتشان آمد.(38)
فَذوقوا عَذابى وَنُذُرِ(39)
پس عذاب من و بيم‌دادنهاى مرا بچشيد.(39)
وَلَقَد يَسَّرنَا القُرءانَ لِلذِّكرِ فَهَل مِن مُدَّكِرٍ(40)
و اين قرآن را آسان ادا كرديم تا از آن پند گيرند. آيا پندگيرنده‌اى هست؟(40)
وَلَقَد جاءَ ءالَ فِرعَونَ النُّذُرُ(41)
بيم‌دهندگان نزد خاندان فرعون آمدند.(41)
كَذَّبوا بِـٔايٰتِنا كُلِّها فَأَخَذنٰهُم أَخذَ عَزيزٍ مُقتَدِرٍ(42)
همه آيات ما را تكذيب كردند. ما نيز آنها را فرو گرفتيم چون فروگرفتن پيروزمندى مقتدر.(42)
أَكُفّارُكُم خَيرٌ مِن أُولٰئِكُم أَم لَكُم بَراءَةٌ فِى الزُّبُرِ(43)
آيا كافران شما از ايشان نيرومندترند يا در كتابها آمده است كه در امان هستيد؟(43)
أَم يَقولونَ نَحنُ جَميعٌ مُنتَصِرٌ(44)
يا مى‌گويند كه ما همگى به انتقام برمى‌خيزيم؟(44)
سَيُهزَمُ الجَمعُ وَيُوَلّونَ الدُّبُرَ(45)
زودا كه آن جمع منهزم شود و پشت كرده بازگردند.(45)
بَلِ السّاعَةُ مَوعِدُهُم وَالسّاعَةُ أَدهىٰ وَأَمَرُّ(46)
بلكه وعده‌گاه آنها قيامت است و قيامت بلاخيزتر و تلختر است.(46)
إِنَّ المُجرِمينَ فى ضَلٰلٍ وَسُعُرٍ(47)
مجرمان در گمراهى و جنونند.(47)
يَومَ يُسحَبونَ فِى النّارِ عَلىٰ وُجوهِهِم ذوقوا مَسَّ سَقَرَ(48)
روزى كه آنها را، به صورت، در جهنم كشند كه: بچشيد عذاب سَقر را.(48)
إِنّا كُلَّ شَيءٍ خَلَقنٰهُ بِقَدَرٍ(49)
ما هر چيز را به اندازه آفريده‌ايم.(49)
وَما أَمرُنا إِلّا وٰحِدَةٌ كَلَمحٍ بِالبَصَرِ(50)
فرمان ما تنها يك فرمان است، آن هم چشم بر هم زدنى است.(50)
وَلَقَد أَهلَكنا أَشياعَكُم فَهَل مِن مُدَّكِرٍ(51)
كسانى را كه همانند شما بودند، هلاك كرديم. آيا پندگيرنده‌اى هست؟(51)
وَكُلُّ شَيءٍ فَعَلوهُ فِى الزُّبُرِ(52)
هر كارى كه كرده‌اند در دفترهاست.(52)
وَكُلُّ صَغيرٍ وَكَبيرٍ مُستَطَرٌ(53)
هر كار بزرگ و كوچكى مكتوب است.(53)
إِنَّ المُتَّقينَ فى جَنّٰتٍ وَنَهَرٍ(54)
پرهيزگاران در باغها و كنار جويبارانند.(54)
فى مَقعَدِ صِدقٍ عِندَ مَليكٍ مُقتَدِرٍ(55)
در جايگاهى پسنديده، نزد فرمانروايى توانا.(55)