Al-Qalam( القلم)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ ن ۚ وَالقَلَمِ وَما يَسطُرونَ(1)
نون، سوگند به قلم و آنچه مى‌نويسند.(1)
ما أَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنونٍ(2)
كه تو، به فضل پروردگارت، ديوانه نيستى.(2)
وَإِنَّ لَكَ لَأَجرًا غَيرَ مَمنونٍ(3)
و تو راست پاداشى پايان‌ناپذير.(3)
وَإِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظيمٍ(4)
و تو راست خُلقى عظيم.(4)
فَسَتُبصِرُ وَيُبصِرونَ(5)
زودا كه تو ببينى و آنها نيز ببينند،(5)
بِأَييِكُمُ المَفتونُ(6)
كه ديوانگى در كدام يك از شماست.(6)
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ وَهُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدينَ(7)
هر آينه پروردگار تو بهتر مى‌داند چه كسى از طريق او گمراه گشته، كه او به ره‌يافتگان داناتر است.(7)
فَلا تُطِعِ المُكَذِّبينَ(8)
پس، از تكذيب كنندگان، اطاعت مكن.(8)
وَدّوا لَو تُدهِنُ فَيُدهِنونَ(9)
دوست دارند كه نرمى كنى تا نرمى كنند.(9)
وَلا تُطِع كُلَّ حَلّافٍ مَهينٍ(10)
از هر فرومايه‌اى كه بسيار سوگند مى‌خورد، پيروى مكن:(10)
هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ(11)
عيبجويى كه براى سخن‌چينى اينجا و آنجا مى‌رود،(11)
مَنّاعٍ لِلخَيرِ مُعتَدٍ أَثيمٍ(12)
بازدارنده از خير، متجاوز گناهكار،(12)
عُتُلٍّ بَعدَ ذٰلِكَ زَنيمٍ(13)
خشن‌مردى، ناشناخته نسب،(13)
أَن كانَ ذا مالٍ وَبَنينَ(14)
بدان جهت كه صاحب مال و فرزند است،(14)
إِذا تُتلىٰ عَلَيهِ ءايٰتُنا قالَ أَسٰطيرُ الأَوَّلينَ(15)
چون آيات ما بر او خوانده شود، گويد: اساطير پيشينيان است.(15)
سَنَسِمُهُ عَلَى الخُرطومِ(16)
زودا كه بر بينى‌اش داغ گذاريم.(16)
إِنّا بَلَونٰهُم كَما بَلَونا أَصحٰبَ الجَنَّةِ إِذ أَقسَموا لَيَصرِمُنَّها مُصبِحينَ(17)
ما آنها را آزموديم، چنان كه صاحبان آن بستانها را آزموديم. آنگاه كه قسم خوردند كه فردا بامداد ميوه‌ها را خواهند چيد.(17)
وَلا يَستَثنونَ(18)
و ان شاء اللّه نگفتند.(18)
فَطافَ عَلَيها طائِفٌ مِن رَبِّكَ وَهُم نائِمونَ(19)
پس شب‌هنگام كه به خواب بودند آفتى از آسمان آمد،(19)
فَأَصبَحَت كَالصَّريمِ(20)
و بستانها سياه شد.(20)
فَتَنادَوا مُصبِحينَ(21)
و سحرگاهان يكديگر را ندا دادند:(21)
أَنِ اغدوا عَلىٰ حَرثِكُم إِن كُنتُم صٰرِمينَ(22)
اگر مى‌خواهيد ميوه بچينيد، بامدادان به كشتزار خود برويد.(22)
فَانطَلَقوا وَهُم يَتَخٰفَتونَ(23)
به راه افتادند و آهسته مى‌گفتند:(23)
أَن لا يَدخُلَنَّهَا اليَومَ عَلَيكُم مِسكينٌ(24)
كه امروز نبايد بينوايى به بستان شما درآيد.(24)
وَغَدَوا عَلىٰ حَردٍ قٰدِرينَ(25)
صبحگاهان بدين آهنگ كه مى‌توانند بينوا را منع كنند بيرون شدند.(25)
فَلَمّا رَأَوها قالوا إِنّا لَضالّونَ(26)
چون بستانهاى خود را ديدند گفتند: راه را گم كرده‌ايم.(26)
بَل نَحنُ مَحرومونَ(27)
نه، ما از حاصل محروم شده‌ايم.(27)
قالَ أَوسَطُهُم أَلَم أَقُل لَكُم لَولا تُسَبِّحونَ(28)
نيكمردشان گفت: شما را نگفتم؛ چرا خدا را تسبيح نمى‌گوييد؟(28)
قالوا سُبحٰنَ رَبِّنا إِنّا كُنّا ظٰلِمينَ(29)
گفتند: منزه است پروردگار ما، ما ستمكار بوديم.(29)
فَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَلٰوَمونَ(30)
پس زبان به ملامت يكديگر گشودند.(30)
قالوا يٰوَيلَنا إِنّا كُنّا طٰغينَ(31)
گفتند: واى بر ما، ما مردمى سركش بوده‌ايم،(31)
عَسىٰ رَبُّنا أَن يُبدِلَنا خَيرًا مِنها إِنّا إِلىٰ رَبِّنا رٰغِبونَ(32)
باشد كه پروردگار ما در عوض، چيزى بهتر از آن ما را ارزانى دارد. ما به پروردگار خود روى آورده‌ايم.(32)
كَذٰلِكَ العَذابُ ۖ وَلَعَذابُ الءاخِرَةِ أَكبَرُ ۚ لَو كانوا يَعلَمونَ(33)
اينچنين است عذاب. و اگر بدانند، عذاب آخرت بزرگ‌تر است.(33)
إِنَّ لِلمُتَّقينَ عِندَ رَبِّهِم جَنّٰتِ النَّعيمِ(34)
براى پرهيزگاران در نزد پروردگارشان بستانهايى است پرنعمت.(34)
أَفَنَجعَلُ المُسلِمينَ كَالمُجرِمينَ(35)
آيا با تسليم‌شدگان چون مجرمان رفتار مى‌كنيم؟(35)
ما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ(36)
شما را چه مى‌شود؟ چسان داورى مى‌كنيد؟(36)
أَم لَكُم كِتٰبٌ فيهِ تَدرُسونَ(37)
آيا شما را كتابى است كه از آن مى‌خوانيد؟(37)
إِنَّ لَكُم فيهِ لَما تَخَيَّرونَ(38)
و هر چه اختيار كنيد در آن هست؟(38)
أَم لَكُم أَيمٰنٌ عَلَينا بٰلِغَةٌ إِلىٰ يَومِ القِيٰمَةِ ۙ إِنَّ لَكُم لَما تَحكُمونَ(39)
يا با ما پيمانى كه به روز قيامت كشد بسته‌ايد؛ كه به هر چه حكم كنيد حق شما باشد؟(39)
سَلهُم أَيُّهُم بِذٰلِكَ زَعيمٌ(40)
از ايشان بپرس كدام يكشان ضامن چنين پيمانى است؟(40)
أَم لَهُم شُرَكاءُ فَليَأتوا بِشُرَكائِهِم إِن كانوا صٰدِقينَ(41)
يا آنها را بتانى است؟ اگر راست مى‌گويند بتان خود را بياورند.(41)
يَومَ يُكشَفُ عَن ساقٍ وَيُدعَونَ إِلَى السُّجودِ فَلا يَستَطيعونَ(42)
روزى كه آن واقعه عظيم پديدار شود و آنها را به سجود فرا خوانند، ولى نتوانند.(42)
خٰشِعَةً أَبصٰرُهُم تَرهَقُهُم ذِلَّةٌ ۖ وَقَد كانوا يُدعَونَ إِلَى السُّجودِ وَهُم سٰلِمونَ(43)
وحشت در چشمانشان پيداست، ذلت بر آنها چيره شده است. پيش از اين نيز آنها را در عين تندرستى به سجده فراخوانده بودند.(43)
فَذَرنى وَمَن يُكَذِّبُ بِهٰذَا الحَديثِ ۖ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَيثُ لا يَعلَمونَ(44)
پس مرا با آنها كه اين سخن را تكذيب مى‌كنند واگذار تا اندك‌اندك، چنان كه درنيابند، فروگيريمشان.(44)
وَأُملى لَهُم ۚ إِنَّ كَيدى مَتينٌ(45)
و به آنها مهلت دهم. هر آينه مكر من مكرى استوار است.(45)
أَم تَسـَٔلُهُم أَجرًا فَهُم مِن مَغرَمٍ مُثقَلونَ(46)
يا از آنان مزدى طلبيده‌اى و اكنون از اداى آن در رنجند؟(46)
أَم عِندَهُمُ الغَيبُ فَهُم يَكتُبونَ(47)
يا علم غيب مى‌دانند و آنهايند كه مى‌نويسند؟(47)
فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ وَلا تَكُن كَصاحِبِ الحوتِ إِذ نادىٰ وَهُوَ مَكظومٌ(48)
در برابر فرمان پروردگارت صابر باش و چون صاحب ماهى مباش كه با دلى پراندوه ندا در داد.(48)
لَولا أَن تَدٰرَكَهُ نِعمَةٌ مِن رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالعَراءِ وَهُوَ مَذمومٌ(49)
اگر نعمت پروردگارش نبود، در عين بد حالى به صحرايى بى‌آب و گياه مى‌افتاد.(49)
فَاجتَبٰهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّٰلِحينَ(50)
پس پروردگارش او را برگزيد و در زمره صالحانش آورد.(50)
وَإِن يَكادُ الَّذينَ كَفَروا لَيُزلِقونَكَ بِأَبصٰرِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ وَيَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ(51)
و كافران چون قرآن را شنيدند نزديك بود كه تو را با چشمان خود به سر درآورند و مى‌گويند كه او ديوانه است،(51)
وَما هُوَ إِلّا ذِكرٌ لِلعٰلَمينَ(52)
و حال آنكه قرآن براى جهانيان جز اندرزى نيست.(52)