Al-Muminun( المؤمنون)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ قَد أَفلَحَ المُؤمِنونَ(1)
به تحقيق رستگار شدند مؤمنان:(1)
الَّذينَ هُم فى صَلاتِهِم خٰشِعونَ(2)
آنان كه در نمازشان خشوع مى‌ورزند،(2)
وَالَّذينَ هُم عَنِ اللَّغوِ مُعرِضونَ(3)
و آنان كه از بيهوده اعراض مى‌كنند،(3)
وَالَّذينَ هُم لِلزَّكوٰةِ فٰعِلونَ(4)
و آنان كه زكات را مى‌پردازند،(4)
وَالَّذينَ هُم لِفُروجِهِم حٰفِظونَ(5)
و آنان كه شرمگاه خود را نگه مى‌دارند،(5)
إِلّا عَلىٰ أَزوٰجِهِم أَو ما مَلَكَت أَيمٰنُهُم فَإِنَّهُم غَيرُ مَلومينَ(6)
جز بر همسران يا كنيزان خويش، كه در نزديكى با آنان مورد ملامت قرار نمى‌گيرند؛(6)
فَمَنِ ابتَغىٰ وَراءَ ذٰلِكَ فَأُولٰئِكَ هُمُ العادونَ(7)
و كسانى كه غير از اين دو بجويند از حد خويش تجاوز كرده‌اند.(7)
وَالَّذينَ هُم لِأَمٰنٰتِهِم وَعَهدِهِم رٰعونَ(8)
و آنان كه امانتها و پيمانهاى خود مراعات مى‌كنند،(8)
وَالَّذينَ هُم عَلىٰ صَلَوٰتِهِم يُحافِظونَ(9)
و آنان كه بر نمازهاى خود مواظبند،(9)
أُولٰئِكَ هُمُ الوٰرِثونَ(10)
اينان ميراث‌بران هستند:(10)
الَّذينَ يَرِثونَ الفِردَوسَ هُم فيها خٰلِدونَ(11)
كه فردوس را كه همواره در آن جاويدانند به ميراث مى‌برند.(11)
وَلَقَد خَلَقنَا الإِنسٰنَ مِن سُلٰلَةٍ مِن طينٍ(12)
هر آينه ما انسان را از گل خالص آفريديم.(12)
ثُمَّ جَعَلنٰهُ نُطفَةً فى قَرارٍ مَكينٍ(13)
سپس او را نطفه‌اى در جايگاهى استوار قرار داديم.(13)
ثُمَّ خَلَقنَا النُّطفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقنَا العَلَقَةَ مُضغَةً فَخَلَقنَا المُضغَةَ عِظٰمًا فَكَسَونَا العِظٰمَ لَحمًا ثُمَّ أَنشَأنٰهُ خَلقًا ءاخَرَ ۚ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحسَنُ الخٰلِقينَ(14)
آنگاه از آن نطفه، لخته خونى آفريديم و از آن لخته خون، پاره‌گوشتى و از آن پاره‌گوشت، استخوانها آفريديم و استخوانها را به گوشت پوشانيديم؛ بار ديگر او را آفرينشى ديگر داديم. در خور تعظيم است خداوند، آن بهترين آفرينندگان.(14)
ثُمَّ إِنَّكُم بَعدَ ذٰلِكَ لَمَيِّتونَ(15)
و بعد از اين همه شما خواهيد مُرد.(15)
ثُمَّ إِنَّكُم يَومَ القِيٰمَةِ تُبعَثونَ(16)
باز در روز قيامت زنده مى‌گرديد.(16)
وَلَقَد خَلَقنا فَوقَكُم سَبعَ طَرائِقَ وَما كُنّا عَنِ الخَلقِ غٰفِلينَ(17)
و بر فراز سرتان هفت آسمان بيافريديم، حال آنكه از اين مخلوق غافل نبوده‌ايم.(17)
وَأَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍ فَأَسكَنّٰهُ فِى الأَرضِ ۖ وَإِنّا عَلىٰ ذَهابٍ بِهِ لَقٰدِرونَ(18)
و از آسمان به اندازه نياز آب فرستاديم و آن را در زمين جاى داديم و ما بر نابودكردنش توانا هستيم.(18)
فَأَنشَأنا لَكُم بِهِ جَنّٰتٍ مِن نَخيلٍ وَأَعنٰبٍ لَكُم فيها فَوٰكِهُ كَثيرَةٌ وَمِنها تَأكُلونَ(19)
با آن آب برايتان بوستانهايى از خرما و انگور پديد آورديم. شما را در آن باغها ميوه‌هاى بسيارى است كه از آنها مى‌خوريد.(19)
وَشَجَرَةً تَخرُجُ مِن طورِ سَيناءَ تَنبُتُ بِالدُّهنِ وَصِبغٍ لِلءاكِلينَ(20)
و درختى است كه در طور سينا مى‌رويد. روغن مى‌دهد و آن روغن براى خورندگان، نان خورشى است.(20)
وَإِنَّ لَكُم فِى الأَنعٰمِ لَعِبرَةً ۖ نُسقيكُم مِمّا فى بُطونِها وَلَكُم فيها مَنٰفِعُ كَثيرَةٌ وَمِنها تَأكُلونَ(21)
شما را در چارپايان عبرتى است. از شيرى كه در شكمشان هست سيرابتان مى‌كنيم و از آنها سودهاى بسيار مى‌بريد و از آنها مى‌خوريد.(21)
وَعَلَيها وَعَلَى الفُلكِ تُحمَلونَ(22)
و بر آنها و بر كشتيها سوار مى‌شويد.(22)
وَلَقَد أَرسَلنا نوحًا إِلىٰ قَومِهِ فَقالَ يٰقَومِ اعبُدُوا اللَّهَ ما لَكُم مِن إِلٰهٍ غَيرُهُ ۖ أَفَلا تَتَّقونَ(23)
هر آينه نوح را بر قومش فرستاديم. گفت: اى قوم من، خداى يكتا را بپرستيد. شما را خداوندى جز او نيست. آيا پروا نمى‌كنيد؟(23)
فَقالَ المَلَؤُا۟ الَّذينَ كَفَروا مِن قَومِهِ ما هٰذا إِلّا بَشَرٌ مِثلُكُم يُريدُ أَن يَتَفَضَّلَ عَلَيكُم وَلَو شاءَ اللَّهُ لَأَنزَلَ مَلٰئِكَةً ما سَمِعنا بِهٰذا فى ءابائِنَا الأَوَّلينَ(24)
مهتران قومش كه كافر بودند، گفتند: اين مرد انسانى است همانند شما، مى‌خواهد بر شما برترى جويد. اگر خدا مى‌خواست فرشتگانى را مى‌فرستاد. ما هرگز چنين چيزى در روزگار نياكانمان نشنيده‌ايم.(24)
إِن هُوَ إِلّا رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصوا بِهِ حَتّىٰ حينٍ(25)
او مرد ديوانه‌اى بيش نيست. يكچند بر او صبر كنيد.(25)
قالَ رَبِّ انصُرنى بِما كَذَّبونِ(26)
گفت: اى پروردگار من، اكنون كه مرا تكذيب مى‌كنند، ياريم كن.(26)
فَأَوحَينا إِلَيهِ أَنِ اصنَعِ الفُلكَ بِأَعيُنِنا وَوَحيِنا فَإِذا جاءَ أَمرُنا وَفارَ التَّنّورُ ۙ فَاسلُك فيها مِن كُلٍّ زَوجَينِ اثنَينِ وَأَهلَكَ إِلّا مَن سَبَقَ عَلَيهِ القَولُ مِنهُم ۖ وَلا تُخٰطِبنى فِى الَّذينَ ظَلَموا ۖ إِنَّهُم مُغرَقونَ(27)
به او وحى كرديم كه كشتى را در حضور ما و به الهام ما بساز. و چون فرمان ما در رسيد و آب از تنور بيرون زد از هر جنسى دو تا و نيز كسان خود را به آن ببر. مگر آن كس كه پيش از اين در باره او سخن رفته است. و در باره ستمكاران با من سخن مگوى كه آنها همه غرقه‌شدگانند.(27)
فَإِذَا استَوَيتَ أَنتَ وَمَن مَعَكَ عَلَى الفُلكِ فَقُلِ الحَمدُ لِلَّهِ الَّذى نَجّىٰنا مِنَ القَومِ الظّٰلِمينَ(28)
چون خود و همراهانت به كشتى نشستيد، بگو: سپاس خدايى را كه ما را از مردم ستمكاره رهايى بخشيد.(28)
وَقُل رَبِّ أَنزِلنى مُنزَلًا مُبارَكًا وَأَنتَ خَيرُ المُنزِلينَ(29)
و بگو: اى پروردگار من، مرا فرود آور در جايگاهى مبارك، كه تو بهترين راهبرانى.(29)
إِنَّ فى ذٰلِكَ لَءايٰتٍ وَإِن كُنّا لَمُبتَلينَ(30)
در اين داستان عبرتها و پندهاست، و ما تنها آزمايندگانى بوديم.(30)
ثُمَّ أَنشَأنا مِن بَعدِهِم قَرنًا ءاخَرينَ(31)
و بعد از آنها مردمى ديگر بيافريديم.(31)
فَأَرسَلنا فيهِم رَسولًا مِنهُم أَنِ اعبُدُوا اللَّهَ ما لَكُم مِن إِلٰهٍ غَيرُهُ ۖ أَفَلا تَتَّقونَ(32)
و از خودشان به ميانشان پيامبرى فرستاديم كه: خداى يكتا را بپرستيد، شما را خدايى جز او نيست. آيا پروا نمى‌كنيد؟(32)
وَقالَ المَلَأُ مِن قَومِهِ الَّذينَ كَفَروا وَكَذَّبوا بِلِقاءِ الءاخِرَةِ وَأَترَفنٰهُم فِى الحَيوٰةِ الدُّنيا ما هٰذا إِلّا بَشَرٌ مِثلُكُم يَأكُلُ مِمّا تَأكُلونَ مِنهُ وَيَشرَبُ مِمّا تَشرَبونَ(33)
گروهى از مهتران قومش كه كافر بودند و ديدار آخرت را دروغ مى‌شمردند و در اين دنيايشان عيش و نعمت داده بوديم، گفتند: اين مرد انسانى است همانند شما؛ از آنچه مى‌خوريد مى‌خورد و از آنچه مى‌آشاميد مى‌آشامد.(33)
وَلَئِن أَطَعتُم بَشَرًا مِثلَكُم إِنَّكُم إِذًا لَخٰسِرونَ(34)
و اگر از انسانى همانند خود اطاعت كنيد، زيان كرده‌ايد.(34)
أَيَعِدُكُم أَنَّكُم إِذا مِتُّم وَكُنتُم تُرابًا وَعِظٰمًا أَنَّكُم مُخرَجونَ(35)
آيا به شما وعده مى‌دهد كه چون مرديد و خاك و استخوان شديد، شما را از گور بيرون مى‌آورند؟(35)
۞ هَيهاتَ هَيهاتَ لِما توعَدونَ(36)
اين وعده‌اى كه به شما داده شده بعيد است، بعيد.(36)
إِن هِىَ إِلّا حَياتُنَا الدُّنيا نَموتُ وَنَحيا وَما نَحنُ بِمَبعوثينَ(37)
جز همين زندگانى دنيوى ما هيچ نيست، به دنيا مى‌آييم و مى‌ميريم و ديگربار زنده نمى‌شويم.(37)
إِن هُوَ إِلّا رَجُلٌ افتَرىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا وَما نَحنُ لَهُ بِمُؤمِنينَ(38)
اين مردى است كه به خداى يكتا دروغ مى‌بندد و ما به او ايمان نمى‌آوريم.(38)
قالَ رَبِّ انصُرنى بِما كَذَّبونِ(39)
گفت: اى پروردگار من، اكنون كه تكذيبم مى‌كنند، ياريم كن.(39)
قالَ عَمّا قَليلٍ لَيُصبِحُنَّ نٰدِمينَ(40)
گفت: به همين زودى از كرده پشيمان مى‌شوند.(40)
فَأَخَذَتهُمُ الصَّيحَةُ بِالحَقِّ فَجَعَلنٰهُم غُثاءً ۚ فَبُعدًا لِلقَومِ الظّٰلِمينَ(41)
پس به حق، بانگى سخت آنان را فرو گرفت. مانند گياه خشكشان كرديم. اى، نصيب مردم ستمكاره دورى از رحمت خدا باد.(41)
ثُمَّ أَنشَأنا مِن بَعدِهِم قُرونًا ءاخَرينَ(42)
و بعد از آنها مردمى ديگر بيافريديم.(42)
ما تَسبِقُ مِن أُمَّةٍ أَجَلَها وَما يَستَـٔخِرونَ(43)
هيچ ملتى از اجل خود نه پيش مى‌افتد و نه تأخير مى‌كند.(43)
ثُمَّ أَرسَلنا رُسُلَنا تَترا ۖ كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسولُها كَذَّبوهُ ۚ فَأَتبَعنا بَعضَهُم بَعضًا وَجَعَلنٰهُم أَحاديثَ ۚ فَبُعدًا لِقَومٍ لا يُؤمِنونَ(44)
سپس پى‌درپى پيامبران خود را فرستاديم. هر بار كه پيامبرى بر ملتى آمد تكذيبش كردند و ما نيز آنها را از پس يكديگر به هلاكت رسانيديم و آنان را داستانها كرديم. اى، نصيب مردمى كه ايمان نمى‌آورند دورى از رحمت خدا باد.(44)
ثُمَّ أَرسَلنا موسىٰ وَأَخاهُ هٰرونَ بِـٔايٰتِنا وَسُلطٰنٍ مُبينٍ(45)
آنگاه موسى و برادرش هارون را با آيات خود و دلايل روشن فرستاديم؛(45)
إِلىٰ فِرعَونَ وَمَلَإِي۟هِ فَاستَكبَروا وَكانوا قَومًا عالينَ(46)
نزد فرعون و مهتران قومش. پس گردنكشى كردند كه مردمى برترى جوى بودند،(46)
فَقالوا أَنُؤمِنُ لِبَشَرَينِ مِثلِنا وَقَومُهُما لَنا عٰبِدونَ(47)
و گفتند: آيا به دو انسان كه همانند ما هستند و قومشان بندگان ما بودند، ايمان بياوريم؟(47)
فَكَذَّبوهُما فَكانوا مِنَ المُهلَكينَ(48)
آنها را تكذيب كردند و خويشتن به هلاكت افكندند.(48)
وَلَقَد ءاتَينا موسَى الكِتٰبَ لَعَلَّهُم يَهتَدونَ(49)
هر آينه ما به موسى كتاب داديم، باشد كه هدايت شوند.(49)
وَجَعَلنَا ابنَ مَريَمَ وَأُمَّهُ ءايَةً وَءاوَينٰهُما إِلىٰ رَبوَةٍ ذاتِ قَرارٍ وَمَعينٍ(50)
و پسر مريم و مادرش را آيتى ساختيم و آن دو را بر بلند جايى كه قرار گاهى و آب روان داشت جاى داديم.(50)
يٰأَيُّهَا الرُّسُلُ كُلوا مِنَ الطَّيِّبٰتِ وَاعمَلوا صٰلِحًا ۖ إِنّى بِما تَعمَلونَ عَليمٌ(51)
اى پيامبران، از چيزهاى پاكيزه و خوش بخوريد و كارهاى شايسته كنيد كه من به كارهايى كه مى‌كنيد آگاهم.(51)
وَإِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُم أُمَّةً وٰحِدَةً وَأَنا۠ رَبُّكُم فَاتَّقونِ(52)
هر آينه اين دين شما دينى است واحد، و من پروردگار شمايم؛ از من بترسيد.(52)
فَتَقَطَّعوا أَمرَهُم بَينَهُم زُبُرًا ۖ كُلُّ حِزبٍ بِما لَدَيهِم فَرِحونَ(53)
پس دين خود را فرقه‌فرقه كردند و هر فرقه‌اى به روشى كه برگزيده بود دلخوش بود.(53)
فَذَرهُم فى غَمرَتِهِم حَتّىٰ حينٍ(54)
آنان را تا چندى در گمراهيشان رها كن.(54)
أَيَحسَبونَ أَنَّما نُمِدُّهُم بِهِ مِن مالٍ وَبَنينَ(55)
آيا مى‌پندارند كه آن مال و فرزند كه ارزانيشان مى‌داريم،(55)
نُسارِعُ لَهُم فِى الخَيرٰتِ ۚ بَل لا يَشعُرونَ(56)
براى آن است كه مى‌كوشيم خيرى به آنها برسانيم؟ نه، كه آنان در نمى‌يابند.(56)
إِنَّ الَّذينَ هُم مِن خَشيَةِ رَبِّهِم مُشفِقونَ(57)
آنهايى كه از خوف پروردگارشان لرزانند،(57)
وَالَّذينَ هُم بِـٔايٰتِ رَبِّهِم يُؤمِنونَ(58)
و آنهايى كه به آيات پروردگارشان ايمان مى‌آورند،(58)
وَالَّذينَ هُم بِرَبِّهِم لا يُشرِكونَ(59)
و آنهايى كه به پروردگارشان شرك نمى‌آورند،(59)
وَالَّذينَ يُؤتونَ ما ءاتَوا وَقُلوبُهُم وَجِلَةٌ أَنَّهُم إِلىٰ رَبِّهِم رٰجِعونَ(60)
و آنهايى كه همه آنچه را بايد ادا كنند، ادا مى‌كنند و باز هم دلهايشان ترسان است كه بايد نزد پروردگارشان باز گردند،(60)
أُولٰئِكَ يُسٰرِعونَ فِى الخَيرٰتِ وَهُم لَها سٰبِقونَ(61)
اينان هستند كه به كارهاى نيك مى‌شتابند و در آن بر يكديگر سبقت مى‌جويند.(61)
وَلا نُكَلِّفُ نَفسًا إِلّا وُسعَها ۖ وَلَدَينا كِتٰبٌ يَنطِقُ بِالحَقِّ ۚ وَهُم لا يُظلَمونَ(62)
بر هيچ كس جز به اندازه توانش تكليف نمى‌كنيم. و نزد ما كتابى است كه به حق سخن مى‌گويد. و بر آنها ستمى نمى‌رود.(62)
بَل قُلوبُهُم فى غَمرَةٍ مِن هٰذا وَلَهُم أَعمٰلٌ مِن دونِ ذٰلِكَ هُم لَها عٰمِلونَ(63)
نه، دلهايشان از اين سخن در پرده غفلت است. و آنها را كارهايى است جز اين كارها، كه مى‌كنند.(63)
حَتّىٰ إِذا أَخَذنا مُترَفيهِم بِالعَذابِ إِذا هُم يَجـَٔرونَ(64)
تا آنگاه كه ناز پروردگانشان را به عذاب گرفتار كنيم و ناله سر دهند.(64)
لا تَجـَٔرُوا اليَومَ ۖ إِنَّكُم مِنّا لا تُنصَرونَ(65)
امروز ناله سر مدهيد كه شما را از عذاب ما كس نرهاند.(65)
قَد كانَت ءايٰتى تُتلىٰ عَلَيكُم فَكُنتُم عَلىٰ أَعقٰبِكُم تَنكِصونَ(66)
آيات من برايتان خوانده مى‌شد و شما نمى‌پذيرفتيد و پس‌پس مى‌رفتيد.(66)
مُستَكبِرينَ بِهِ سٰمِرًا تَهجُرونَ(67)
بر آن نخوت مى‌فروختيد و شب هنگام در افسانه‌سرايى ناسزا مى‌گفتيد.(67)
أَفَلَم يَدَّبَّرُوا القَولَ أَم جاءَهُم ما لَم يَأتِ ءاباءَهُمُ الأَوَّلينَ(68)
آيا در اين سخن نمى‌انديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟(68)
أَم لَم يَعرِفوا رَسولَهُم فَهُم لَهُ مُنكِرونَ(69)
يا آنكه پيامبرشان را نشناخته‌اند كه انكارش مى‌كنند؟(69)
أَم يَقولونَ بِهِ جِنَّةٌ ۚ بَل جاءَهُم بِالحَقِّ وَأَكثَرُهُم لِلحَقِّ كٰرِهونَ(70)
يا مى‌گويند كه ديوانه است؟ نه، پيامبرشان با دين حق بر آنها مبعوث شد، ولى بيشترينشان از حق كراهت دارند.(70)
وَلَوِ اتَّبَعَ الحَقُّ أَهواءَهُم لَفَسَدَتِ السَّمٰوٰتُ وَالأَرضُ وَمَن فيهِنَّ ۚ بَل أَتَينٰهُم بِذِكرِهِم فَهُم عَن ذِكرِهِم مُعرِضونَ(71)
اگر حق از پى هوسهايشان مى‌رفت، آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست تباه مى‌شد. ولى ما اندرزشان فرستاديم و آنها از اندرزشان رويگردان شدند.(71)
أَم تَسـَٔلُهُم خَرجًا فَخَراجُ رَبِّكَ خَيرٌ ۖ وَهُوَ خَيرُ الرّٰزِقينَ(72)
يا تو از آنها مزدى مى‌طلبى؟ مزد پروردگارت بهتر است، كه او بهترين روزى‌دهندگان است.(72)
وَإِنَّكَ لَتَدعوهُم إِلىٰ صِرٰطٍ مُستَقيمٍ(73)
هر آينه تو به راه راستشان مى‌خوانى.(73)
وَإِنَّ الَّذينَ لا يُؤمِنونَ بِالءاخِرَةِ عَنِ الصِّرٰطِ لَنٰكِبونَ(74)
و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند از راه راست منحرفند.(74)
۞ وَلَو رَحِمنٰهُم وَكَشَفنا ما بِهِم مِن ضُرٍّ لَلَجّوا فى طُغيٰنِهِم يَعمَهونَ(75)
اگر بر آنها رحمت مى‌آورديم و آزارى را كه بدان گرفتارند از آنها دور مى‌ساختيم، باز هم همچنان با سرسختى در طغيان خويش سرگشته مى‌ماندند.(75)
وَلَقَد أَخَذنٰهُم بِالعَذابِ فَمَا استَكانوا لِرَبِّهِم وَما يَتَضَرَّعونَ(76)
به عذاب گرفتارشان كرديم. پس در مقابل پروردگارشان نه فروتنى كردند و نه تضرع.(76)
حَتّىٰ إِذا فَتَحنا عَلَيهِم بابًا ذا عَذابٍ شَديدٍ إِذا هُم فيهِ مُبلِسونَ(77)
تا آنگاه كه درى از عذاب سخت بر رويشان گشوديم، چنان كه از همه جا نوميد گشتند.(77)
وَهُوَ الَّذى أَنشَأَ لَكُمُ السَّمعَ وَالأَبصٰرَ وَالأَفـِٔدَةَ ۚ قَليلًا ما تَشكُرونَ(78)
و اوست آن خدايى كه برايتان گوش و چشم و دل بيافريد. چه اندك سپاس مى‌گزاريد.(78)
وَهُوَ الَّذى ذَرَأَكُم فِى الأَرضِ وَإِلَيهِ تُحشَرونَ(79)
اوست آن خدايى كه شما را در روى زمين پديد آورد و همه نزد او گرد آورده مى‌شويد.(79)
وَهُوَ الَّذى يُحيۦ وَيُميتُ وَلَهُ اختِلٰفُ الَّيلِ وَالنَّهارِ ۚ أَفَلا تَعقِلونَ(80)
و اوست آن خدايى كه زنده مى‌كند و مى‌ميراند و آمدوشد شب و روز از آن اوست. چرا تعقل نمى‌كنيد؟(80)
بَل قالوا مِثلَ ما قالَ الأَوَّلونَ(81)
نه، آنها نيز همان سخنان گفتند كه پيشينيان مى‌گفتند:(81)
قالوا أَءِذا مِتنا وَكُنّا تُرابًا وَعِظٰمًا أَءِنّا لَمَبعوثونَ(82)
گفتند: آيا اگر ما بميريم و خاك و استخوان شويم باز هم زنده مى‌شويم؟(82)
لَقَد وُعِدنا نَحنُ وَءاباؤُنا هٰذا مِن قَبلُ إِن هٰذا إِلّا أَسٰطيرُ الأَوَّلينَ(83)
به ما و پدرانمان نيز پيش از اين چنين وعده‌هايى داده شده بود. اينها چيزى جز افسانه‌هاى پيشينيان نيست.(83)
قُل لِمَنِ الأَرضُ وَمَن فيها إِن كُنتُم تَعلَمونَ(84)
بگو: اگر مى‌دانيد، اين زمين و هر كه در آن است از آن كيست؟(84)
سَيَقولونَ لِلَّهِ ۚ قُل أَفَلا تَذَكَّرونَ(85)
خواهند گفت: از آن خدا. بگو: آيا پند نمى‌گيريد؟(85)
قُل مَن رَبُّ السَّمٰوٰتِ السَّبعِ وَرَبُّ العَرشِ العَظيمِ(86)
بگو: كيست پروردگار آسمانهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ؟(86)
سَيَقولونَ لِلَّهِ ۚ قُل أَفَلا تَتَّقونَ(87)
خواهند گفت: خدا. بگو: آيا پروا نمى‌كنيد؟(87)
قُل مَن بِيَدِهِ مَلَكوتُ كُلِّ شَيءٍ وَهُوَ يُجيرُ وَلا يُجارُ عَلَيهِ إِن كُنتُم تَعلَمونَ(88)
بگو: اگر مى‌دانيد، ملكوت همه چيزها به دست كيست؟ كيست آن كه به همه كس پناه دهد و كسى را از او پناه نيست؟(88)
سَيَقولونَ لِلَّهِ ۚ قُل فَأَنّىٰ تُسحَرونَ(89)
خواهند گفت: خدا. بگو: پس چرا فريب مى‌خوريد؟(89)
بَل أَتَينٰهُم بِالحَقِّ وَإِنَّهُم لَكٰذِبونَ(90)
نه، ما برايشان سخن راست فرستاديم و آنان دروغ مى‌گويند.(90)
مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَما كانَ مَعَهُ مِن إِلٰهٍ ۚ إِذًا لَذَهَبَ كُلُّ إِلٰهٍ بِما خَلَقَ وَلَعَلا بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ ۚ سُبحٰنَ اللَّهِ عَمّا يَصِفونَ(91)
خدا هيچ فرزندى ندارد و هيچ خدايى با او نيست. اگر چنين مى‌بود، هر خدايى با آفريدگان خود به يك سو مى‌كشيد و بر يكديگر برترى مى‌جستند. خدا از آن گونه كه او را وصف مى‌كنند، منزه است.(91)
عٰلِمِ الغَيبِ وَالشَّهٰدَةِ فَتَعٰلىٰ عَمّا يُشرِكونَ(92)
داناى نهان و آشكارا، از هر چه شريك او مى‌سازند برتر است.(92)
قُل رَبِّ إِمّا تُرِيَنّى ما يوعَدونَ(93)
بگو: اى پروردگار من، كاش چيزى را كه به آنان وعده داده شده به من مى‌نماياندى.(93)
رَبِّ فَلا تَجعَلنى فِى القَومِ الظّٰلِمينَ(94)
پس اى پروردگار من، مرا در زمره ستمكاران قرار مده.(94)
وَإِنّا عَلىٰ أَن نُرِيَكَ ما نَعِدُهُم لَقٰدِرونَ(95)
و ما اگر بخواهيم كه آنچه را به آنان وعده داده‌ايم، تو را بنمايانيم، مى توانيم.(95)
ادفَع بِالَّتى هِىَ أَحسَنُ السَّيِّئَةَ ۚ نَحنُ أَعلَمُ بِما يَصِفونَ(96)
سخن بد آنان را به هر نيكوترت مى‌آيد پاسخ گوى. ما به سخن آنان آگاهتر هستيم.(96)
وَقُل رَبِّ أَعوذُ بِكَ مِن هَمَزٰتِ الشَّيٰطينِ(97)
بگو: اى پروردگار من، از وسوسه‌هاى شيطان به تو پناه مى‌آورم.(97)
وَأَعوذُ بِكَ رَبِّ أَن يَحضُرونِ(98)
و به تو پناه مى‌آورم، اى پروردگار من، اگر نزد من حاضر آيند.(98)
حَتّىٰ إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ المَوتُ قالَ رَبِّ ارجِعونِ(99)
چون يكيشان را مرگ فرارسد، گويد: اى پروردگار من، مرا بازگردان.(99)
لَعَلّى أَعمَلُ صٰلِحًا فيما تَرَكتُ ۚ كَلّا ۚ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها ۖ وَمِن وَرائِهِم بَرزَخٌ إِلىٰ يَومِ يُبعَثونَ(100)
شايد، كارهاى شايسته‌اى را كه ترك كرده بودم به جاى آورم. هرگز. اين سخنى است كه او مى‌گويد و پشت سرشان تا روز قيامت مانعى است كه بازگشت نتوانند.(100)
فَإِذا نُفِخَ فِى الصّورِ فَلا أَنسابَ بَينَهُم يَومَئِذٍ وَلا يَتَساءَلونَ(101)
چون در صور دميده شود، هيچ خويشاونديى ميانشان نماند و هيچ از حال يكديگر نپرسند.(101)
فَمَن ثَقُلَت مَوٰزينُهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ المُفلِحونَ(102)
آنان كه ترازويشان سنگين باشد، خود، رستگارانند.(102)
وَمَن خَفَّت مَوٰزينُهُ فَأُولٰئِكَ الَّذينَ خَسِروا أَنفُسَهُم فى جَهَنَّمَ خٰلِدونَ(103)
و آنان كه ترازويشان سبك باشد، به خود زيان رسانيده‌اند و در جهنم، جاويد ماندگانند.(103)
تَلفَحُ وُجوهَهُمُ النّارُ وَهُم فيها كٰلِحونَ(104)
آتش چهره‌هايشان را مى‌سوزاند و لبانشان آماس كرده و برگشته است.(104)
أَلَم تَكُن ءايٰتى تُتلىٰ عَلَيكُم فَكُنتُم بِها تُكَذِّبونَ(105)
آيا آيات من برايتان خوانده نمى‌شد و آنها را دروغ مى‌انگاشتيد؟(105)
قالوا رَبَّنا غَلَبَت عَلَينا شِقوَتُنا وَكُنّا قَومًا ضالّينَ(106)
گويند: اى پروردگار ما، شوربختيمان بر ما غلبه كرد و ما مردمى گمراه بوديم.(106)
رَبَّنا أَخرِجنا مِنها فَإِن عُدنا فَإِنّا ظٰلِمونَ(107)
اى پروردگار ما، ما را از اين آتش بيرون آور. اگر ديگر بار چنان كرديم، از ستمكاران باشيم.(107)
قالَ اخسَـٔوا فيها وَلا تُكَلِّمونِ(108)
گويد: در آتش گم شويد و با من سخن مگوييد.(108)
إِنَّهُ كانَ فَريقٌ مِن عِبادى يَقولونَ رَبَّنا ءامَنّا فَاغفِر لَنا وَارحَمنا وَأَنتَ خَيرُ الرّٰحِمينَ(109)
آرى، گروهى از بندگان من مى‌گفتند: اى پروردگار ما، ايمان آورديم؛ ما را بيامرز، و بر ما رحمت آور كه تو بهترين رحمت آورندگانى.(109)
فَاتَّخَذتُموهُم سِخرِيًّا حَتّىٰ أَنسَوكُم ذِكرى وَكُنتُم مِنهُم تَضحَكونَ(110)
و شما ريشخندشان مى‌كرديد، تا ياد مرا از خاطرتان بزدودند. و شما همچنان به آنها مى‌خنديديد.(110)
إِنّى جَزَيتُهُمُ اليَومَ بِما صَبَروا أَنَّهُم هُمُ الفائِزونَ(111)
امروز آنها را به خاطر صبرى كه مى‌كردند پاداش مى‌دهم. آنها به مراد خود رسيده‌اند.(111)
قٰلَ كَم لَبِثتُم فِى الأَرضِ عَدَدَ سِنينَ(112)
گويد: به شمار سالها، چه مدت در زمين زيسته‌ايد؟(112)
قالوا لَبِثنا يَومًا أَو بَعضَ يَومٍ فَسـَٔلِ العادّينَ(113)
گويند: يك روز يا قسمتى از يك روز. از آنها كه مى‌شمردند بپرس.(113)
قٰلَ إِن لَبِثتُم إِلّا قَليلًا ۖ لَو أَنَّكُم كُنتُم تَعلَمونَ(114)
گويد: اگر آگاهى داشتيد، مى‌دانستيد كه جز اندكى نزيسته‌ايد.(114)
أَفَحَسِبتُم أَنَّما خَلَقنٰكُم عَبَثًا وَأَنَّكُم إِلَينا لا تُرجَعونَ(115)
آيا پنداريد كه شما را بيهوده آفريده‌ايم و شما به نزد ما بازگردانده نمى‌شويد؟(115)
فَتَعٰلَى اللَّهُ المَلِكُ الحَقُّ ۖ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ رَبُّ العَرشِ الكَريمِ(116)
پس فراتر است خداى يكتا، آن فرمانرواى راستين. هيچ خدايى جز او نيست. پروردگار عرش بزرگوار است.(116)
وَمَن يَدعُ مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا ءاخَرَ لا بُرهٰنَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِندَ رَبِّهِ ۚ إِنَّهُ لا يُفلِحُ الكٰفِرونَ(117)
آن كس كه جز خداى يكتا خداى ديگرى را مى‌خواند كه به حقانيتش هيچ برهانى ندارد، جز اين نيست كه حسابش نزد پروردگارش خواهد بود. و كافران رستگار نمى‌شوند.(117)
وَقُل رَبِّ اغفِر وَارحَم وَأَنتَ خَيرُ الرّٰحِمينَ(118)
و بگو: اى پروردگار من، بيامرز و رحمت آور و تو بهترين رحمت‌آورندگان هستى.(118)