Al-Haqqa( الحاقة)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ الحاقَّةُ(1)
آن روز بر حق.(1)
مَا الحاقَّةُ(2)
چيست آن روز بر حق؟(2)
وَما أَدرىٰكَ مَا الحاقَّةُ(3)
و چه دانى كه آن روز بر حق چيست؟(3)
كَذَّبَت ثَمودُ وَعادٌ بِالقارِعَةِ(4)
قوم ثمود و عاد روز رستاخيز را دروغ انگاشتند.(4)
فَأَمّا ثَمودُ فَأُهلِكوا بِالطّاغِيَةِ(5)
اما قوم ثمود به آن بانگ سهمگين هلاك شدند.(5)
وَأَمّا عادٌ فَأُهلِكوا بِريحٍ صَرصَرٍ عاتِيَةٍ(6)
و اما قوم عاد با وزش باد صُرصر به هلاكت رسيدند.(6)
سَخَّرَها عَلَيهِم سَبعَ لَيالٍ وَثَمٰنِيَةَ أَيّامٍ حُسومًا فَتَرَى القَومَ فيها صَرعىٰ كَأَنَّهُم أَعجازُ نَخلٍ خاوِيَةٍ(7)
آن عذاب را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنان بگماشت. آن قوم را چون تنه‌هاى پوسيده خرما مى‌ديدى كه افتاده‌اند و مُرده‌اند.(7)
فَهَل تَرىٰ لَهُم مِن باقِيَةٍ(8)
آيا كسى را مى‌بينى كه از آنها بر جاى مانده باشد؟(8)
وَجاءَ فِرعَونُ وَمَن قَبلَهُ وَالمُؤتَفِكٰتُ بِالخاطِئَةِ(9)
و فرعون و مردمى كه پيش از او بودند و نيز مردم مُؤتفكَه گناهكار آمدند.(9)
فَعَصَوا رَسولَ رَبِّهِم فَأَخَذَهُم أَخذَةً رابِيَةً(10)
فرستاده پروردگارشان را نافرمانى كردند و خدا نيز آنان را به سختى فرو گرفت.(10)
إِنّا لَمّا طَغَا الماءُ حَمَلنٰكُم فِى الجارِيَةِ(11)
چون آب طغيان كرد، شما را به كشتى سوار كرديم.(11)
لِنَجعَلَها لَكُم تَذكِرَةً وَتَعِيَها أُذُنٌ وٰعِيَةٌ(12)
تا آن را مايه اندرزتان گردانيم و گوش نگه‌دارنده اندرز آن را فرا گيرد.(12)
فَإِذا نُفِخَ فِى الصّورِ نَفخَةٌ وٰحِدَةٌ(13)
چون يك بار در صور دميده شود،(13)
وَحُمِلَتِ الأَرضُ وَالجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً وٰحِدَةً(14)
و زمين و كوه‌ها را برگيرند و يكباره در هم كوبند،(14)
فَيَومَئِذٍ وَقَعَتِ الواقِعَةُ(15)
آن روز آن حادثه به وقوع پيوسته باشد.(15)
وَانشَقَّتِ السَّماءُ فَهِىَ يَومَئِذٍ واهِيَةٌ(16)
و آسمان كه در آن روز سست شده است، بشكافد.(16)
وَالمَلَكُ عَلىٰ أَرجائِها ۚ وَيَحمِلُ عَرشَ رَبِّكَ فَوقَهُم يَومَئِذٍ ثَمٰنِيَةٌ(17)
و فرشتگان در اطراف آسمان باشند. و در آن روز هشت تن از آنها عرش پروردگارت را بر فراز سرشان حمل مى‌كنند.(17)
يَومَئِذٍ تُعرَضونَ لا تَخفىٰ مِنكُم خافِيَةٌ(18)
آن روز شما را پيش آورند و هيچ چيز شما نهان نماند.(18)
فَأَمّا مَن أوتِىَ كِتٰبَهُ بِيَمينِهِ فَيَقولُ هاؤُمُ اقرَءوا كِتٰبِيَه(19)
اما هر كس كه نامه اعمالش را به دست راستش دهند، مى‌گويد: نامه مرا بگيريد و بخوانيد.(19)
إِنّى ظَنَنتُ أَنّى مُلٰقٍ حِسابِيَه(20)
من يقين داشتم كه حساب خود را خواهم ديد.(20)
فَهُوَ فى عيشَةٍ راضِيَةٍ(21)
پس او در يك زندگى پسنديده و خوش خواهد بود،(21)
فى جَنَّةٍ عالِيَةٍ(22)
در بهشتى برين،(22)
قُطوفُها دانِيَةٌ(23)
كه ميوه‌هايش در دسترس باشد.(23)
كُلوا وَاشرَبوا هَنيـًٔا بِما أَسلَفتُم فِى الأَيّامِ الخالِيَةِ(24)
بخوريد و بياشاميد، گوارا باد شما را. اينها پاداش اعمالى است كه در ايام گذشته به جاى مى‌آورده‌ايد.(24)
وَأَمّا مَن أوتِىَ كِتٰبَهُ بِشِمالِهِ فَيَقولُ يٰلَيتَنى لَم أوتَ كِتٰبِيَه(25)
اما آن كس كه نامه اعمالش را به دست چپش دهند مى‌گويد: اى كاش نامه مرا به دست من نداده بودند،(25)
وَلَم أَدرِ ما حِسابِيَه(26)
و ندانسته بودم كه حساب من چيست،(26)
يٰلَيتَها كانَتِ القاضِيَةَ(27)
اى كاش همان مرگ مى‌بود و بس،(27)
ما أَغنىٰ عَنّى مالِيَه ۜ(28)
دارايى من مرا سود نبخشيد،(28)
هَلَكَ عَنّى سُلطٰنِيَه(29)
قدرت من از دست من برفت.(29)
خُذوهُ فَغُلّوهُ(30)
بگيريدش، زنجيرش كنيد.(30)
ثُمَّ الجَحيمَ صَلّوهُ(31)
و به جهنمش بكشيد.(31)
ثُمَّ فى سِلسِلَةٍ ذَرعُها سَبعونَ ذِراعًا فَاسلُكوهُ(32)
و او را با زنجيرى به درازاى هفتاد ذراع بكشيد.(32)
إِنَّهُ كانَ لا يُؤمِنُ بِاللَّهِ العَظيمِ(33)
زيرا به خداى بزرگ ايمان نداشت.(33)
وَلا يَحُضُّ عَلىٰ طَعامِ المِسكينِ(34)
و به طعام‌دادن به مسكينان كسى را ترغيب نمى‌كرد.(34)
فَلَيسَ لَهُ اليَومَ هٰهُنا حَميمٌ(35)
در آن روز، در آنجا هيچ دوستى نخواهد داشت.(35)
وَلا طَعامٌ إِلّا مِن غِسلينٍ(36)
طعامش چيزى جز چرك و خون اهل دوزخ نيست.(36)
لا يَأكُلُهُ إِلَّا الخٰطِـٔونَ(37)
تنها خطاكاران از آن طعام مى‌خورند.(37)
فَلا أُقسِمُ بِما تُبصِرونَ(38)
پس سوگند به آنچه مى‌بينيد،(38)
وَما لا تُبصِرونَ(39)
و آنچه نمى‌بينيد،(39)
إِنَّهُ لَقَولُ رَسولٍ كَريمٍ(40)
كه اين سخن فرستاده‌اى بزرگوار است،(40)
وَما هُوَ بِقَولِ شاعِرٍ ۚ قَليلًا ما تُؤمِنونَ(41)
نه سخن شاعرى. چه اندك ايمان مى‌آوريد.(41)
وَلا بِقَولِ كاهِنٍ ۚ قَليلًا ما تَذَكَّرونَ(42)
و نيز سخن كاهنى نيست. چه اندك پند مى‌گيريد.(42)
تَنزيلٌ مِن رَبِّ العٰلَمينَ(43)
از جانب پروردگار جهانيان نازل شده است.(43)
وَلَو تَقَوَّلَ عَلَينا بَعضَ الأَقاويلِ(44)
اگر پيامبر پاره‌اى سخنان را به افترا بر ما مى‌بست،(44)
لَأَخَذنا مِنهُ بِاليَمينِ(45)
با قدرت او را فرومى‌گرفتيم،(45)
ثُمَّ لَقَطَعنا مِنهُ الوَتينَ(46)
سپس رگ دلش را پاره مى‌كرديم،(46)
فَما مِنكُم مِن أَحَدٍ عَنهُ حٰجِزينَ(47)
و هيچ يك از شما را توان آن نبود كه مانع شود.(47)
وَإِنَّهُ لَتَذكِرَةٌ لِلمُتَّقينَ(48)
و قرآن براى پرهيزگاران پندى است.(48)
وَإِنّا لَنَعلَمُ أَنَّ مِنكُم مُكَذِّبينَ(49)
ما مى‌دانيم كه از ميان شما كسانى هستند كه تكذيب مى‌كنند.(49)
وَإِنَّهُ لَحَسرَةٌ عَلَى الكٰفِرينَ(50)
و قرآن كافران را مايه حسرت است.(50)
وَإِنَّهُ لَحَقُّ اليَقينِ(51)
و آن سخن حق و يقين است.(51)
فَسَبِّح بِاسمِ رَبِّكَ العَظيمِ(52)
پس به نام پروردگار بزرگت تسبيح بگوى.(52)