Al-Furqan( الفرقان)
Original,King Fahad Quran Complex(الأصلي,مجمع الملك فهد القرآن)
show/hide
AbdolMohammad Ayati(آیتی)
show/hide
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ تَبارَكَ الَّذى نَزَّلَ الفُرقانَ عَلىٰ عَبدِهِ لِيَكونَ لِلعٰلَمينَ نَذيرًا(1)
بزرگ است و بزرگوار آن كس كه اين فرقان را بر بنده خود نازل كرد، تا جهانيان را بيم‌دهنده‌اى باشد.(1)
الَّذى لَهُ مُلكُ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ وَلَم يَتَّخِذ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَهُ شَريكٌ فِى المُلكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيءٍ فَقَدَّرَهُ تَقديرًا(2)
آن كس كه از آن اوست فرمانروايى آسمانها و زمين، و فرزندى نگرفته است، و او را شريكى در فرمانروايى نيست، و هر چيز را بيافريده است، و آن را به اندازه آفريده است.(2)
وَاتَّخَذوا مِن دونِهِ ءالِهَةً لا يَخلُقونَ شَيـًٔا وَهُم يُخلَقونَ وَلا يَملِكونَ لِأَنفُسِهِم ضَرًّا وَلا نَفعًا وَلا يَملِكونَ مَوتًا وَلا حَيوٰةً وَلا نُشورًا(3)
سواى او خدايانى ديگر گرفتند كه هيچ چيز نمى‌آفرينند و خود مخلوقند. نه مالك زيان خود هستند و نه سود خود، و مالك مرگ و زندگى و رستاخيز نيستند.(3)
وَقالَ الَّذينَ كَفَروا إِن هٰذا إِلّا إِفكٌ افتَرىٰهُ وَأَعانَهُ عَلَيهِ قَومٌ ءاخَرونَ ۖ فَقَد جاءو ظُلمًا وَزورًا(4)
و كافران گفتند كه اين جز دروغى كه خود بافته است و گروهى ديگر او را بر آن يارى داده‌اند، هيچ نيست. حقا آنچه مى‌گويند ستم و باطل است.(4)
وَقالوا أَسٰطيرُ الأَوَّلينَ اكتَتَبَها فَهِىَ تُملىٰ عَلَيهِ بُكرَةً وَأَصيلًا(5)
و گفتند: اين اساطير پيشينيان است كه هر صبح و شام بر او املا مى‌شود و او مى‌نويسدش.(5)
قُل أَنزَلَهُ الَّذى يَعلَمُ السِّرَّ فِى السَّمٰوٰتِ وَالأَرضِ ۚ إِنَّهُ كانَ غَفورًا رَحيمًا(6)
بگو: اين كتاب را كسى نازل كرده است كه نهان آسمانها و زمين را مى‌داند و آمرزنده و مهربان است.(6)
وَقالوا مالِ هٰذَا الرَّسولِ يَأكُلُ الطَّعامَ وَيَمشى فِى الأَسواقِ ۙ لَولا أُنزِلَ إِلَيهِ مَلَكٌ فَيَكونَ مَعَهُ نَذيرًا(7)
گفتند: چيست اين پيامبر را كه غذا مى‌خورد و در بازارها راه مى‌رود؟ چرا فرشته‌اى بر او فرود نمى‌آيد تا با او بيم‌دهنده باشد؟(7)
أَو يُلقىٰ إِلَيهِ كَنزٌ أَو تَكونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأكُلُ مِنها ۚ وَقالَ الظّٰلِمونَ إِن تَتَّبِعونَ إِلّا رَجُلًا مَسحورًا(8)
چرا از آسمان گنجى برايش افكنده نشود؟ چرا او را باغى نيست كه از آن بخورد؟ و ستمكاران گفتند: شما از مرد جادوشده‌اى پيروى مى‌كنيد.(8)
انظُر كَيفَ ضَرَبوا لَكَ الأَمثٰلَ فَضَلّوا فَلا يَستَطيعونَ سَبيلًا(9)
بنگر كه چگونه برايت داستانها مى‌آورند. گمراه شده‌اند و توان راه‌يافتنشان نيست.(9)
تَبارَكَ الَّذى إِن شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيرًا مِن ذٰلِكَ جَنّٰتٍ تَجرى مِن تَحتِهَا الأَنهٰرُ وَيَجعَل لَكَ قُصورًا(10)
بزرگ و بزرگوار است آن كس كه اگر خواهد بهتر از آن به تو ارزانى دارد: باغهايى كه در آنها نهرها جارى باشد و برايت قصرها پديد آورد.(10)
بَل كَذَّبوا بِالسّاعَةِ ۖ وَأَعتَدنا لِمَن كَذَّبَ بِالسّاعَةِ سَعيرًا(11)
بلكه اينان قيامت را دروغ انگارند. و ما براى كسانى كه قيامت را دروغ انگارند آتش سوزان آماده كرده‌ايم؛(11)
إِذا رَأَتهُم مِن مَكانٍ بَعيدٍ سَمِعوا لَها تَغَيُّظًا وَزَفيرًا(12)
كه چون از راه دور ببيندشان جوشش و خروشش را بشنوند؛(12)
وَإِذا أُلقوا مِنها مَكانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنينَ دَعَوا هُنالِكَ ثُبورًا(13)
و چون دستها بر گردن بسته، در تنگنايى از آن افتند، به دعا مرگ خويش مى‌خواهند.(13)
لا تَدعُوا اليَومَ ثُبورًا وٰحِدًا وَادعوا ثُبورًا كَثيرًا(14)
امروز نه يك بار مرگ خويش خواهيد، مرگ خويش فراوان خواهيد.(14)
قُل أَذٰلِكَ خَيرٌ أَم جَنَّةُ الخُلدِ الَّتى وُعِدَ المُتَّقونَ ۚ كانَت لَهُم جَزاءً وَمَصيرًا(15)
بگو: آيا اين بهتر است يا آن بهشت جاويدان كه به پرهيزگاران وعده شده است، كه پاداش و سرانجام آنان خواهد بود.(15)
لَهُم فيها ما يَشاءونَ خٰلِدينَ ۚ كانَ عَلىٰ رَبِّكَ وَعدًا مَسـٔولًا(16)
تا ابد هر چه بخواهند در آنجا هست. وعده‌اى است كه انجام دادن آن از پروردگارت خواسته آمده است.(16)
وَيَومَ يَحشُرُهُم وَما يَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ فَيَقولُ ءَأَنتُم أَضلَلتُم عِبادى هٰؤُلاءِ أَم هُم ضَلُّوا السَّبيلَ(17)
روزى كه آنان را با چيزهايى كه سواى خداى يكتا مى‌پرستيدند به محشر گرد آورد و سپس پرسد: آيا شما اين بندگان مرا گمراه مى‌كرديد، يا آنها خود راه را گم كرده بودند؟(17)
قالوا سُبحٰنَكَ ما كانَ يَنبَغى لَنا أَن نَتَّخِذَ مِن دونِكَ مِن أَولِياءَ وَلٰكِن مَتَّعتَهُم وَءاباءَهُم حَتّىٰ نَسُوا الذِّكرَ وَكانوا قَومًا بورًا(18)
گويند: منزهى تو. ما را سزاوار نبوده است كه جز تو كسى را به يارى گيريم. تو خود آنها و پدرانشان را برخوردار ساختى، چنان كه ياد تو را فراموش كردند و مردمى شدند به هلاكت افتاده.(18)
فَقَد كَذَّبوكُم بِما تَقولونَ فَما تَستَطيعونَ صَرفًا وَلا نَصرًا ۚ وَمَن يَظلِم مِنكُم نُذِقهُ عَذابًا كَبيرًا(19)
اينان آنچه را مى‌گفتيد دروغ مى‌خواندند و اكنون نتوانيد عذابى را از خود دور سازيد يا خويشتن را يارى دهيد. و هر كس از شما كه ستم كند عذابى بزرگش مى‌چشانيم.(19)
وَما أَرسَلنا قَبلَكَ مِنَ المُرسَلينَ إِلّا إِنَّهُم لَيَأكُلونَ الطَّعامَ وَيَمشونَ فِى الأَسواقِ ۗ وَجَعَلنا بَعضَكُم لِبَعضٍ فِتنَةً أَتَصبِرونَ ۗ وَكانَ رَبُّكَ بَصيرًا(20)
پيش از تو پيامبرانى نفرستاده‌ايم جز آنكه طعام مى‌خوردند و در بازارها راه مى‌رفتند. و شما را وسيله آزمايش يكديگر قرار داديم. آيا صبر توانيد كرد؟ و پروردگار تو بيناست.(20)
۞ وَقالَ الَّذينَ لا يَرجونَ لِقاءَنا لَولا أُنزِلَ عَلَينَا المَلٰئِكَةُ أَو نَرىٰ رَبَّنا ۗ لَقَدِ استَكبَروا فى أَنفُسِهِم وَعَتَو عُتُوًّا كَبيرًا(21)
كسانى كه به ديدار ما اميد ندارند، گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نمى‌شوند؟ يا، چرا پروردگار خود را نمى‌بينيم؟ به راستى كه خود را بزرگ شمردند و طغيان كردند، طغيانى بزرگ.(21)
يَومَ يَرَونَ المَلٰئِكَةَ لا بُشرىٰ يَومَئِذٍ لِلمُجرِمينَ وَيَقولونَ حِجرًا مَحجورًا(22)
روزى كه فرشتگان را ببينند، در آن روز مجرمان را هيچ مژده‌اى ندهند و به آنها گويند: مژده بر شما حرام است.(22)
وَقَدِمنا إِلىٰ ما عَمِلوا مِن عَمَلٍ فَجَعَلنٰهُ هَباءً مَنثورًا(23)
و به اعمالى كه كرده‌اند پردازيم و همه را چون ذرّات خاك بر باد دهيم.(23)
أَصحٰبُ الجَنَّةِ يَومَئِذٍ خَيرٌ مُستَقَرًّا وَأَحسَنُ مَقيلًا(24)
اهل بهشت در اين روز در بهترين جايگاه و بهترين مكان براى آرامش هستند.(24)
وَيَومَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالغَمٰمِ وَنُزِّلَ المَلٰئِكَةُ تَنزيلًا(25)
روزى كه آسمان با ابرها مى‌شكافد و فرشتگان بر زمين فرو فرستاده شوند.(25)
المُلكُ يَومَئِذٍ الحَقُّ لِلرَّحمٰنِ ۚ وَكانَ يَومًا عَلَى الكٰفِرينَ عَسيرًا(26)
فرمانروايى در آن روز -به راستى- از آنِ خداى رحمان است. و براى كافران روزى دشوار خواهد بود.(26)
وَيَومَ يَعَضُّ الظّالِمُ عَلىٰ يَدَيهِ يَقولُ يٰلَيتَنِى اتَّخَذتُ مَعَ الرَّسولِ سَبيلًا(27)
روزى كه كافر دستان خود را به دندان گزد و گويد: اى كاش راهى را كه رسول در پيش گرفته بود، در پيش گرفته بودم؛(27)
يٰوَيلَتىٰ لَيتَنى لَم أَتَّخِذ فُلانًا خَليلًا(28)
واى بر من، كاش فلان را دوست نمى‌گرفتم؛(28)
لَقَد أَضَلَّنى عَنِ الذِّكرِ بَعدَ إِذ جاءَنى ۗ وَكانَ الشَّيطٰنُ لِلإِنسٰنِ خَذولًا(29)
با آنكه قرآن براى من نازل شده بود، مرا از پيرويش بازمى‌داشت. و اين شيطان همواره آدمى را تنها مى‌گذارد.(29)
وَقالَ الرَّسولُ يٰرَبِّ إِنَّ قَومِى اتَّخَذوا هٰذَا القُرءانَ مَهجورًا(30)
پيامبر گفت: اى پروردگار من، قوم من ترك قرآن گفتند.(30)
وَكَذٰلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّا مِنَ المُجرِمينَ ۗ وَكَفىٰ بِرَبِّكَ هادِيًا وَنَصيرًا(31)
اينچنين هر پيامبرى را از ميان مجرمان دشمنى پديد آورديم. و پروردگار تو براى راهنمايى و يارى تو كافى است.(31)
وَقالَ الَّذينَ كَفَروا لَولا نُزِّلَ عَلَيهِ القُرءانُ جُملَةً وٰحِدَةً ۚ كَذٰلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ ۖ وَرَتَّلنٰهُ تَرتيلًا(32)
كافران گفتند: چرا اين قرآن به يكباره بر او نازل نمى‌شود؟ براى آن است كه دل تو را بدان نيرومندى دهيم و آن را به آهستگى و ترتيب فرو خوانيم.(32)
وَلا يَأتونَكَ بِمَثَلٍ إِلّا جِئنٰكَ بِالحَقِّ وَأَحسَنَ تَفسيرًا(33)
هيچ مثَلى براى تو نياورند مگر آنكه پاسخش را به راستى و در نيكوترين بيان بياوريم.(33)
الَّذينَ يُحشَرونَ عَلىٰ وُجوهِهِم إِلىٰ جَهَنَّمَ أُولٰئِكَ شَرٌّ مَكانًا وَأَضَلُّ سَبيلًا(34)
كسانى را كه بر روى مى‌كشند و در جهنم گرد مى‌آورند، به جايگاه بدتر و به راه گمگشته‌ترند.(34)
وَلَقَد ءاتَينا موسَى الكِتٰبَ وَجَعَلنا مَعَهُ أَخاهُ هٰرونَ وَزيرًا(35)
به موسى كتاب داديم و برادرش هارون را مددكارش ساختيم.(35)
فَقُلنَا اذهَبا إِلَى القَومِ الَّذينَ كَذَّبوا بِـٔايٰتِنا فَدَمَّرنٰهُم تَدميرًا(36)
و گفتيم: نزد مردمى كه آيات ما را تكذيب كرده‌اند، برويد. و آن قوم را به سختى هلاك كرديم.(36)
وَقَومَ نوحٍ لَمّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغرَقنٰهُم وَجَعَلنٰهُم لِلنّاسِ ءايَةً ۖ وَأَعتَدنا لِلظّٰلِمينَ عَذابًا أَليمًا(37)
قوم نوح را چون پيامبران را تكذيب كردند غرقه كرديم و آنها را براى مردم عبرتى ساختيم. و براى ستمكاران عذابى دردآور آماده كرده‌ايم.(37)
وَعادًا وَثَمودَا۟ وَأَصحٰبَ الرَّسِّ وَقُرونًا بَينَ ذٰلِكَ كَثيرًا(38)
و عاد را و ثمود را و اصحاب رسّ را و نسلهاى بسيارى را كه ميان آنها بودند.(38)
وَكُلًّا ضَرَبنا لَهُ الأَمثٰلَ ۖ وَكُلًّا تَبَّرنا تَتبيرًا(39)
و براى همه مثَلهايى آورديم و همه را نيست و نابود ساختيم.(39)
وَلَقَد أَتَوا عَلَى القَريَةِ الَّتى أُمطِرَت مَطَرَ السَّوءِ ۚ أَفَلَم يَكونوا يَرَونَها ۚ بَل كانوا لا يَرجونَ نُشورًا(40)
و بر قريه‌اى كه بر آن باران عذاب باريده بوديم گذر مى‌كردند. آيا آن را نمى‌ديدند؟ آرى، به قيامت اميد نداشتند.(40)
وَإِذا رَأَوكَ إِن يَتَّخِذونَكَ إِلّا هُزُوًا أَهٰذَا الَّذى بَعَثَ اللَّهُ رَسولًا(41)
چون تو را ديدند مسخره‌ات كردند كه آيا اين است آن پيامبرى كه خدا بر ما مبعوث كرده است؟(41)
إِن كادَ لَيُضِلُّنا عَن ءالِهَتِنا لَولا أَن صَبَرنا عَلَيها ۚ وَسَوفَ يَعلَمونَ حينَ يَرَونَ العَذابَ مَن أَضَلُّ سَبيلًا(42)
اگر به خاطر خدايانمان سرسختى نمى‌كرديم نزديك بود كه ما را از پرستششان گمراه كند. چون عذاب را ببينند خواهند دانست چه كسى گمراه‌تر بوده است.(42)
أَرَءَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوىٰهُ أَفَأَنتَ تَكونُ عَلَيهِ وَكيلًا(43)
آيا آن كس را كه هواى نفس را به خدايى گرفته بود ديدى؟ آيا تو ضامن او هستى؟(43)
أَم تَحسَبُ أَنَّ أَكثَرَهُم يَسمَعونَ أَو يَعقِلونَ ۚ إِن هُم إِلّا كَالأَنعٰمِ ۖ بَل هُم أَضَلُّ سَبيلًا(44)
يا گمان كرده‌اى كه بيشترينشان مى‌شنوند و مى‌فهمند؟ اينان چون چارپايانى بيش نيستند، بلكه از چارپايان هم گمراه‌ترند.(44)
أَلَم تَرَ إِلىٰ رَبِّكَ كَيفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَو شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِنًا ثُمَّ جَعَلنَا الشَّمسَ عَلَيهِ دَليلًا(45)
نديده‌اى كه پروردگار تو چگونه سايه را مى‌كشد؟ اگر مى‌خواست در يك جا ساكنش مى‌گرداند. آنگاه آفتاب را بر او دليل گردانيديم.(45)
ثُمَّ قَبَضنٰهُ إِلَينا قَبضًا يَسيرًا(46)
سپس بر گرفتيمش، گرفتنى اندك‌اندك.(46)
وَهُوَ الَّذى جَعَلَ لَكُمُ الَّيلَ لِباسًا وَالنَّومَ سُباتًا وَجَعَلَ النَّهارَ نُشورًا(47)
اوست كه شب را پوشش شما كرد و خواب را آرامشتان و روز را زمان برخاستنتان.(47)
وَهُوَ الَّذى أَرسَلَ الرِّيٰحَ بُشرًا بَينَ يَدَى رَحمَتِهِ ۚ وَأَنزَلنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهورًا(48)
اوست كه پيشاپيش رحمت خود بادها را به مژده‌دادن فرستادن. و از آسمان آبى پاك نازل كرديم،(48)
لِنُحۦِىَ بِهِ بَلدَةً مَيتًا وَنُسقِيَهُ مِمّا خَلَقنا أَنعٰمًا وَأَناسِىَّ كَثيرًا(49)
تا سرزمين مرده را بدان زندگى بخشيم و چارپايان و مردم بسيارى را كه آفريده‌ايم بدان سيراب كنيم.(49)
وَلَقَد صَرَّفنٰهُ بَينَهُم لِيَذَّكَّروا فَأَبىٰ أَكثَرُ النّاسِ إِلّا كُفورًا(50)
و تا به تفكر پردازند، باران را ميانشان تقسيم كرديم. ولى بيشتر مردم جز ناسپاسى نكردند.(50)
وَلَو شِئنا لَبَعَثنا فى كُلِّ قَريَةٍ نَذيرًا(51)
اگر مى‌خواستيم، به هر قريه‌اى بيم‌دهنده‌اى مى‌فرستاديم.(51)
فَلا تُطِعِ الكٰفِرينَ وَجٰهِدهُم بِهِ جِهادًا كَبيرًا(52)
از كافران اطاعت مكن، و به حكم خدا با آنها جهاد كن، جهادى بزرگ.(52)
۞ وَهُوَ الَّذى مَرَجَ البَحرَينِ هٰذا عَذبٌ فُراتٌ وَهٰذا مِلحٌ أُجاجٌ وَجَعَلَ بَينَهُما بَرزَخًا وَحِجرًا مَحجورًا(53)
اوست كه دو دريا به هم بياميخت: يكى شيرين و گوارا و ديگرى شورابى سخت گزنده. و ميان آن دو مانعى و سدى استوار قرار داد.(53)
وَهُوَ الَّذى خَلَقَ مِنَ الماءِ بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهرًا ۗ وَكانَ رَبُّكَ قَديرًا(54)
اوست كه آدمى را از آب بيافريد و او را نسب و پيوند ساخت. و پروردگار تو به اين كارها تواناست.(54)
وَيَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ ما لا يَنفَعُهُم وَلا يَضُرُّهُم ۗ وَكانَ الكافِرُ عَلىٰ رَبِّهِ ظَهيرًا(55)
سواى خداى يكتا چيزهايى را مى‌پرستند كه به آنها نه سود مى‌دهد و نه زيان. و كافر همواره پشتيبان مخالفان پروردگار خويش است.(55)
وَما أَرسَلنٰكَ إِلّا مُبَشِّرًا وَنَذيرًا(56)
ما تو را نفرستاديم مگر براى آنكه مژده دهى و بترسانى.(56)
قُل ما أَسـَٔلُكُم عَلَيهِ مِن أَجرٍ إِلّا مَن شاءَ أَن يَتَّخِذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبيلًا(57)
بگو: من از شما هيچ مزدى نمى‌طلبم و اين رسالت بدان مى‌گزارم تا هر كه خواهد به سوى پروردگارش راهى بيابد.(57)
وَتَوَكَّل عَلَى الحَىِّ الَّذى لا يَموتُ وَسَبِّح بِحَمدِهِ ۚ وَكَفىٰ بِهِ بِذُنوبِ عِبادِهِ خَبيرًا(58)
و بر آن زنده‌اى كه نمى‌ميرد توكل كن و به ستايش او تسبيح گوى و او خود براى آگاهى از گناهان بندگانش كافى است.(58)
الَّذى خَلَقَ السَّمٰوٰتِ وَالأَرضَ وَما بَينَهُما فى سِتَّةِ أَيّامٍ ثُمَّ استَوىٰ عَلَى العَرشِ ۚ الرَّحمٰنُ فَسـَٔل بِهِ خَبيرًا(59)
آن كه آسمانها و زمين و هر چه را در ميان آنهاست به شش روز بيافريد، آنگاه به عرش پرداخت. اوست خداى رحمان و در باره او از كسى بپرس كه آگاه باشد.(59)
وَإِذا قيلَ لَهُمُ اسجُدوا لِلرَّحمٰنِ قالوا وَمَا الرَّحمٰنُ أَنَسجُدُ لِما تَأمُرُنا وَزادَهُم نُفورًا ۩(60)
و چون به آنان گفته شد كه رحمان را سجده كنيد، گفتند: رحمان چيست؟ آيا بر هر كس كه تو فرمان مى‌دهى سجده كنيم؟ و بر نفرتشان افزوده شد.(60)
تَبارَكَ الَّذى جَعَلَ فِى السَّماءِ بُروجًا وَجَعَلَ فيها سِرٰجًا وَقَمَرًا مُنيرًا(61)
بزرگ و بزرگوار است آن كسى كه در آسمان برجها بيافريد و در آنها چراغى و ماهى تابان پديد آورد.(61)
وَهُوَ الَّذى جَعَلَ الَّيلَ وَالنَّهارَ خِلفَةً لِمَن أَرادَ أَن يَذَّكَّرَ أَو أَرادَ شُكورًا(62)
و اوست كه شب و روز را براى كسانى كه مى‌خواهند عبرت گيرند يا شكرگزارى كنند از پى هم قرار داد.(62)
وَعِبادُ الرَّحمٰنِ الَّذينَ يَمشونَ عَلَى الأَرضِ هَونًا وَإِذا خاطَبَهُمُ الجٰهِلونَ قالوا سَلٰمًا(63)
بندگان خداى رحمان كسانى هستند كه در روى زمين به فروتنى راه مى‌روند. و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند، به ملايمت سخن گويند.(63)
وَالَّذينَ يَبيتونَ لِرَبِّهِم سُجَّدًا وَقِيٰمًا(64)
و آنان كه شب را در سجده يا در قيام براى پروردگارشان به صبح مى‌آورند.(64)
وَالَّذينَ يَقولونَ رَبَّنَا اصرِف عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ ۖ إِنَّ عَذابَها كانَ غَرامًا(65)
و آنان كه مى‌گويند: اى پروردگار ما، عذاب جهنم را از ما بگردان، زيرا عذاب جهنم عذابى است دايم،(65)
إِنَّها ساءَت مُستَقَرًّا وَمُقامًا(66)
جهنم بد قرارگاه و بد مكانى است.(66)
وَالَّذينَ إِذا أَنفَقوا لَم يُسرِفوا وَلَم يَقتُروا وَكانَ بَينَ ذٰلِكَ قَوامًا(67)
و آنان كه چون هزينه مى‌كنند اسراف نمى‌كنند و خِسّت نمى‌ورزند بلكه ميان اين دو، راه اعتدال را مى‌گيرند.(67)
وَالَّذينَ لا يَدعونَ مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا ءاخَرَ وَلا يَقتُلونَ النَّفسَ الَّتى حَرَّمَ اللَّهُ إِلّا بِالحَقِّ وَلا يَزنونَ ۚ وَمَن يَفعَل ذٰلِكَ يَلقَ أَثامًا(68)
و آنان كه با خداى يكتا خداى ديگرى نمى‌گيرند و كسى را كه خدا كشتنش را حرام كرده -مگر به حق- نمى‌كشند و زنا نمى‌كنند. و هر كه اين كارها كند، عقوبت گناه خود را مى‌بيند.(68)
يُضٰعَف لَهُ العَذابُ يَومَ القِيٰمَةِ وَيَخلُد فيهِ مُهانًا(69)
عذابش در روز قيامت مضاعف مى‌شود و تا ابد به خوارى در آن عذاب خواهد بود.(69)
إِلّا مَن تابَ وَءامَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صٰلِحًا فَأُولٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّـٔاتِهِم حَسَنٰتٍ ۗ وَكانَ اللَّهُ غَفورًا رَحيمًا(70)
مگر آن كسان كه توبه كنند و ايمان آورند و كارهاى شايسته كنند. خدا گناهانشان را به نيكيها بدل مى‌كند و خدا آمرزنده و مهربان است.(70)
وَمَن تابَ وَعَمِلَ صٰلِحًا فَإِنَّهُ يَتوبُ إِلَى اللَّهِ مَتابًا(71)
و هر كه توبه كند و كار شايسته كند، به شايستگى نزد خدا بازگردد.(71)
وَالَّذينَ لا يَشهَدونَ الزّورَ وَإِذا مَرّوا بِاللَّغوِ مَرّوا كِرامًا(72)
و آنان كه به دروغ شهادت نمى‌دهند و چون بر ناپسندى بگذرند به شتاب از آن دورى مى‌جويند.(72)
وَالَّذينَ إِذا ذُكِّروا بِـٔايٰتِ رَبِّهِم لَم يَخِرّوا عَلَيها صُمًّا وَعُميانًا(73)
و آنان كه چون به آيات پروردگارشان اندرزشان دهند، در برابر آن چون كران و كوران نباشند.(73)
وَالَّذينَ يَقولونَ رَبَّنا هَب لَنا مِن أَزوٰجِنا وَذُرِّيّٰتِنا قُرَّةَ أَعيُنٍ وَاجعَلنا لِلمُتَّقينَ إِمامًا(74)
و آنان كه مى‌گويند: اى پروردگار ما، از همسران و فرزندانمان دلهاى ما را شاد دار، و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان.(74)
أُولٰئِكَ يُجزَونَ الغُرفَةَ بِما صَبَروا وَيُلَقَّونَ فيها تَحِيَّةً وَسَلٰمًا(75)
اينان همان كسانند كه به خاطر صبرى كه تحمل كرده‌اند غرفه‌هاى بهشت را پاداش يابند و در آنجا به درود و سلامشان بنوازند.(75)
خٰلِدينَ فيها ۚ حَسُنَت مُستَقَرًّا وَمُقامًا(76)
جاودانه در آنجا باشند. چه نيكو قرارگاه و مكانى است.(76)
قُل ما يَعبَؤُا۟ بِكُم رَبّى لَولا دُعاؤُكُم ۖ فَقَد كَذَّبتُم فَسَوفَ يَكونُ لِزامًا(77)
بگو: اگر پروردگار من شما را به طاعت خويش نخوانده بود به شما نمى‌پرداخت، كه شما تكذيب كرده‌ايد و كيفرتان همراهتان خواهد بود.(77)